![]()
آخرین ارسالی ها
|
| Plugin By Hamed |
| Tags: شعر سیستان, |
|
کارگاه شعر سیستان
|
|
08-05-2010, 01:54 PM
ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
RE: کارگاه شعر سیستان
...
ایشتو بوگو ور تو دمه که ره مه ره از خونه و در کو چه نو و قله مه ره چادرخه که دور کمره خه مپیچی مگو گمو مبری که ور کشتنو ور زده مه ره ای جملگه که ایتو مچرخی و پیشه چشیو اوشو.اوشو که اگه پوف بکنه و ده مه ره دل پلگه غبل گیزه و ره تو شته نو تو تیره ناهنگومه که در گرده مه ته مه ره استاره نو ماه ،خفتی وه گردن تو وه ره دل میگه که پرسک که تو خه مه مه ره؟ ره میایی یواشکه،پو موره لقه نکنی منه مبینی بجی مینی وه جسته مه ره عیبه نبشه پرسان مه،ندره چشه تو بگ ور چزه مینی منه تو دلکه ؟مه ره در ایی دله اتش کشه ورسوخته مه،بگ بگ ور چزه مینی غمه لو له ؟مه ره ایی کوچه بلاپیشه نو، مه چش مه وه ره مفهمو اگه صبه نیایی بیگه مه ره شو میگو که له اخره بو جستنه رد تو دل میگه که : صب خه سرو گرده مه ره ... سلام به دوست خوبم جناب حاجی حسین ودیگر دوستان
شعر شما را خواندم وبسیار لذت بردم. البته بنده نه شاعرم ونه سر رشته ای از شعردارم ولی بعنوان یک خواننده ودوستدار شعر سیستانی برایم خیلی جالب بود وآرزوی توفیق برای جنابعالی وسایر دوستان شاعرم دارم. اما اگه اجازه بدید چند نکته را به زعم خودم در رابطه با شعر شما بیان کنم.به نظرم در مصراع اول این شعراگرجای«بوگو»و«ورتو»عوض بشه شعرروانتربیان میشه یعنی«ایشتو ور تو بوگو دمه که ره مه ره»ودر بیت دوم مصراع دوم چون شاعر در حال وصف سوژه می باشد بهتراست بجای«گمو مبری»از واژه« گمو مبرو»استفاده شود همچنین در همین مصراع چون معمولن واژه کشتن وبستن پشت سرهم بیان می شود اگر بجای «کشتنو ور زده» « کشتنو ور بسته» گذاشته شود ملموس تر است.ونیز درمصراع دوم از بیت سوم به همان دلیلی که عرض کردم بجای «پیشه چشیو»« پیشه چشه مه»درست تر به نظر میرسد ویا آنجا که از معشوق بعنوان تیر ناگهانی فرود آمده به پهلوی عاشق یاد می شود بهتر است نگاه معشوق بعنوان تیر ناگهانی بکار رود با این توصیف مصراع اول از بیت چهارم اینگونه بهتر به نظر می رسد« دل پلگه غبل گیزه و ره تو شته نو ،چشه تو»«تیره ناهنگومه که در گرده مه ته مه ره» ببخشید از اینکه جسارت کردم سیستانی پاینده باشی هرجا که هستی |
|||
|
|
08-05-2010, 10:19 PM
ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
RE: کارگاه شعر سیستان
سپاسگزارم از سعید و ناصر گرامی که آغازگر گفتمان نقد شعر سیستان شدند .
آن هنگام که در ظهر یکی از روزهای داغ سیستان این غزل را از زبان خود سعید شنیدم چنان سرخوش شدم که تو گوئی خمره ای را سراسر بر دهانم فرو ریخته اند . همانگونه که پیشتر گفته ام کاربرد عناصر منحصر به فرد فرهنگ و طبیعت سیستان از بزرگ ترین امتیازات سروده های سعید می باشد؛ چیزی که نمونه های متعالی اش را در سروده های ارجمند پیام سیستانی به وضوح می بینیم . باری همانگونه که ناصر نیز اشاره داشت، قدری از باب اوزان عروضی در ابیات ناهمخوانی هائی را احساس می شود؛ از لحاظ قافیه نیز به نظر من « قله، زده، ده، ته، مه، جسته، دلکه، لو له، بیگه، گرده » از آنجا که تنها در مصوت پایانی اشتراک دارند، چندان قافیه های استوار و خوش آهنگی را پدید نمی آورند؛ چه آنکه قافیه هائی خوش آهنگ تر می نمایند که در مصوت ها و صامت های بیشتری اشتراک داشته باشند مانند « وجگ، مجگ، دجگ » . |
|||
|
|
08-07-2010, 02:33 AM
ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
RE: کارگاه شعر سیستان
دوستان عزیزم جناب ناصر وگوچه سیستو
ممنون از لطفتان، بسیار سپاسگذارم ازحضور ونقد ونظر ارزشمندتان دوست بزرگوار جناب ناصر عزیز فرموده بودید که :"بنده نه شاعرم ونه سر رشته ای از شعردارم ولی بعنوان یک خواننده ودوستدار شعر سیستانی..."دوست بزرگوار مگر مخاطب شعر فقط شاعر است؟یا فقط کسی که سر رشته ای در ان داشته باشد؟یا فقط این بزرگواران میتوانند در مورد شعر صحبت بکنند؟نه باید عرض کنم که اگراز شعر یا هر اثری مخاطب عام ان گرفته شوددیگر چیزی به جز چارچوب ها برایش نمی مانداثری که به وسیله مخاطبش مورد کنکاش ونقد قرار بگیرد بسیار ارزشمندتر خواهد بود زیرا شاعر یا نقاد شاید از لحاظ فنی کاملا بتواند اثر را مورد بررسی قرار دهداما نمیتواند احساس ،عشق،اتفاق وفضایی که مخاطب به دور از چارچوب وحصار میبیند را لمس کند.از اینکه میبینم به عنوان یک دوستدار شعر سیستانی به شعرم نگاه میکنید بسیار خوشحالم وحتما نکاتی را که نوشته اید مدنظر قرار خواهم داد.با جابجایی"بوگو"با"ورتو"به نظر بنده با توجه به هجاها که اولی هجای بلند ودومی کشیده است از روانی مدنظرکاسته میشود.در مورد "گمو مبری" باید عرض کنم که در گویش ما از این دست اتفاقات منحصر به فرد وجود دارد.بنده هم باتوجه به اینکه شاهد استفاده ان بود وهستم انرا به کار گرفته ام وباتوجه به خاص بودن ان در گویشمان بازهم از ان استفاده میکنم."کشتنو ور بسته" باعث به هم ریختن وزن میشود ولی میشود"ور کشتنو بسته مه ره "را استفاده کرد."دل پلگه غیل گیزه وه ره تو شته نو ،چشه تو" علاوه براینکه باعث تغییر ردیف"مه ره :میروی"با تغییر" تو "به"چشه تو"میشود:"مه ره :میرود"و خارج شدن از وزن میشودحق انتخاب را هم از مخاطب میگیرد وقتی از"تو"استفاده میکنیم یک کل را در نظر گرفته ایم که میتواند هر جزی باشد مثلا میتواند به گفته شما چشم یا نگاه معشوق باشد میتواندلبخند،خشم،لب،زبان و...باشدولی وقتی از "چشه تو"استفاده کنیم محدودتر میشود.باز هم از لطف شما ممنونم امیدوارم که بازهم بنده رو از نقد ونظر ارزشمندتون بی بهره نگذارید. دوست عزیز گوچه سیستو ممنون از لطفی که به بنده داشته اید . در مورد ناهمخوانی هایی که در اوزان عروضی احساس میشود شاید حق با شما باشد ...استفاده از عناصرطبیعی سیستان هم که گفته اید بنده در این مورد سعی خود را بیشتر خواهم کردتا فضای بومی تری در شعرم به وجود بیایدعناصری که میتواندبسیار گسترده تر وفراتر از گویش مان میباشد ومیتواند بدون حد ومرز وبرای همه انسانها جذاب ودوست داشتنی باشد در مورد قافیه هم شاید قوافی "وجگ،مجگ،دجگ"در جای خود بتواند زیبا ودلنشین باشد اما نباید قافیه را محدود به وازگانی خاص کرد چرا که اگر اینطور بود که بنده از این قوافی استفاده نمیکردم بنده و شما از لذت این شعر اگر لذتی داشت بی بهره میشدیم واین شعر به وجود نمی امد شاید غزلی ،شعری دیگر جای ان را میگرفت شاید... در پایان باز هم از لطف دوستان عزیزم متشکرم. امیدوارم که حرفهای بنده را به حساب توجیه کردن کم وکاستیهایی که در اثر بود نگذاریدوهمچنان این بحث ادامه داشته باشد وهم شما وهم دیگر دوستان به بحث ادامه بدهید. سبز باشید وپایدار حاجی حسینی |
|||
|
|
08-28-2010, 11:05 AM
ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
RE: کارگاه شعر سیستان
سلام به همه دوستان
متاسفانه هرچی از دوستان خواهش کردیم باز هم فایده نداشت و دوستان بزرگوار از گذاشتن اشعارشون در این بخش ما رو بی نصیب گذاشتن وحتی در مورد کارایی هم که بنده گذاشتم صحبت نمیشه .اومدم دوباره از دوستان خواهش کنم که اشعارشون رو در این بخش قرار بدن تا هم استفاده ببریم هم جای بحث و استفاده از اندیشه ونقد ونظر دوستان باز بشه ودوستانی هم که شعر نمیگذارن لااقل در بحث ها شرکت کنند حتی به عنوان یک مخاطب تا از نظراتشون بهره دمند بشیم. سبز باشید وپایدار حاجی حسینی |
|||
|
|