<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتمان سیستانیان.:. Sistaniha.Info .:. Sistanian.Com - تمام انجمن‌ها]]></title>
		<link>http://www.sistaniha.info/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتمان سیستانیان.:. Sistaniha.Info .:. Sistanian.Com - http://www.sistaniha.info]]></description>
		<pubDate>Sat, 04 Sep 2010 07:15:07 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[ارسال sms رایگان تضميني ارسال sms رایگان از طريق سايت ]]></title>
			<link>http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=521</link>
			<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 22:17:52 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=521</guid>
			<description><![CDATA[ارسال sms رایگان تضميني<br />
ارسال sms رایگان از طريق سايت<br />
<br />
1:کاملا رایگان<br />
<br />
2:smsشما در عرض کمتر از 10 ثانیه به مقصد میرسه<br />
3:مهمتراز همه شما با شماره ی خودتون sms رو ارسال مکنین {به هر جای این کره خاکی}<br />
خوب بریم سر اصل مطلب: Surprised<br />
<br />
1:ابتدا به لینک رو برو تشریف ببرید : <a href="http://www.talksms.com/cat/1.aspx/kx23s" target="_blank">http://www.talksms.com/cat/1.aspx/kx23s</a><br />
2:شماره خود را به صورت *******98935+ وارد کنید تا کد فعال سازی به موبایلتان ارسال شود{بجای ستاره ها شماره ی خودتون رو وارد کنین بدون صفر}<br />
<br />
3: بعد گزینه ی next رو کلیک کنی<br />
<br />
4:در این صفحه در قسمت ایمیل یک میل رو وارد کنین اگه میل خودتون هم نباشه مشکلی نیستش<br />
<br />
5: تو قسمت Alias هم اسم خودتان را وارد کنید. ودر قسمت پسورد هم دوبار رمز عبوری یکسان را وارد کنید و به قسمت Promotional code كاري نداشته باشد<br />
<br />
6: تیک قسمت<br />
I have read and accepted prices and terms of service<br />
Free registration<br />
رو حتما بزنید<br />
<br />
7: حال بر روی گزینه ی Register کلیک کنید.<br />
<br />
8 :رمزي رو كه براتون اومده وارد كنيد<br />
<br />
9: و در نهایت بر روی گزینه ی Activate کلیک کنید و تمام. Very Happy<br />
<br />
از این به بعد شما می توانید به قسمت send sms رفته و از طریق این سایت اس ام اس رایگان ارسال کنید.<br />
<br />
البته میتونین پروفایل خودتون رو هم کامل کنین و اگه عکس از خودتون بذارین امتیاز بیشتری خواهد داشت<br />
<br />
ba tashakkor az karbare talar ke matlabo tahayye karde bud.<br />
esmesh yadam nist sharmande!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ارسال sms رایگان تضميني<br />
ارسال sms رایگان از طريق سايت<br />
<br />
1:کاملا رایگان<br />
<br />
2:smsشما در عرض کمتر از 10 ثانیه به مقصد میرسه<br />
3:مهمتراز همه شما با شماره ی خودتون sms رو ارسال مکنین {به هر جای این کره خاکی}<br />
خوب بریم سر اصل مطلب: Surprised<br />
<br />
1:ابتدا به لینک رو برو تشریف ببرید : <a href="http://www.talksms.com/cat/1.aspx/kx23s" target="_blank">http://www.talksms.com/cat/1.aspx/kx23s</a><br />
2:شماره خود را به صورت *******98935+ وارد کنید تا کد فعال سازی به موبایلتان ارسال شود{بجای ستاره ها شماره ی خودتون رو وارد کنین بدون صفر}<br />
<br />
3: بعد گزینه ی next رو کلیک کنی<br />
<br />
4:در این صفحه در قسمت ایمیل یک میل رو وارد کنین اگه میل خودتون هم نباشه مشکلی نیستش<br />
<br />
5: تو قسمت Alias هم اسم خودتان را وارد کنید. ودر قسمت پسورد هم دوبار رمز عبوری یکسان را وارد کنید و به قسمت Promotional code كاري نداشته باشد<br />
<br />
6: تیک قسمت<br />
I have read and accepted prices and terms of service<br />
Free registration<br />
رو حتما بزنید<br />
<br />
7: حال بر روی گزینه ی Register کلیک کنید.<br />
<br />
8 :رمزي رو كه براتون اومده وارد كنيد<br />
<br />
9: و در نهایت بر روی گزینه ی Activate کلیک کنید و تمام. Very Happy<br />
<br />
از این به بعد شما می توانید به قسمت send sms رفته و از طریق این سایت اس ام اس رایگان ارسال کنید.<br />
<br />
البته میتونین پروفایل خودتون رو هم کامل کنین و اگه عکس از خودتون بذارین امتیاز بیشتری خواهد داشت<br />
<br />
ba tashakkor az karbare talar ke matlabo tahayye karde bud.<br />
esmesh yadam nist sharmande!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تصاویری از قبرستان جدید شهر زابل]]></title>
			<link>http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=520</link>
			<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 19:51:23 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=520</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">تصاویری از قبرستان جدید شهر زابل</span><br />
<br />
<span style="font-style: italic;">در صورت نشان ندادن تصویر ، روی تصویر مورد نظر نظر کلیک راست کرده و گزینه ی Show picture یا View Image  را انتخاب کنید.</span><br />
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://zygote.persiangig.com/Sistan/Mazar/Mazar_0.jpg" border="0" alt="[تصویر: Mazar_0.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://zygote.persiangig.com/Sistan/Mazar/Mazar_1.jpg" border="0" alt="[تصویر: Mazar_1.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://zygote.persiangig.com/Sistan/Mazar/Mazar_2.jpg" border="0" alt="[تصویر: Mazar_2.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://zygote.persiangig.com/Sistan/Mazar/Mazar_3.jpg" border="0" alt="[تصویر: Mazar_3.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://zygote.persiangig.com/Sistan/Mazar/Mazar_4.jpg" border="0" alt="[تصویر: Mazar_4.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://zygote.persiangig.com/Sistan/Mazar/Mazar_5.jpg" border="0" alt="[تصویر: Mazar_5.jpg]" /></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">تصاویری از قبرستان جدید شهر زابل</span><br />
<br />
<span style="font-style: italic;">در صورت نشان ندادن تصویر ، روی تصویر مورد نظر نظر کلیک راست کرده و گزینه ی Show picture یا View Image  را انتخاب کنید.</span><br />
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://zygote.persiangig.com/Sistan/Mazar/Mazar_0.jpg" border="0" alt="[تصویر: Mazar_0.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://zygote.persiangig.com/Sistan/Mazar/Mazar_1.jpg" border="0" alt="[تصویر: Mazar_1.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://zygote.persiangig.com/Sistan/Mazar/Mazar_2.jpg" border="0" alt="[تصویر: Mazar_2.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://zygote.persiangig.com/Sistan/Mazar/Mazar_3.jpg" border="0" alt="[تصویر: Mazar_3.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://zygote.persiangig.com/Sistan/Mazar/Mazar_4.jpg" border="0" alt="[تصویر: Mazar_4.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://zygote.persiangig.com/Sistan/Mazar/Mazar_5.jpg" border="0" alt="[تصویر: Mazar_5.jpg]" /></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[« گزارشی از دومین میتینگ کاربران تالار »]]></title>
			<link>http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=519</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 15:11:18 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=519</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000CD;">دیشب، پارک ملت سیستان شاهد میتینگ دوستانه چند تن از کاربران تالار بود؛ با هماهنگی هائی که انجام دادم و البته با وجود ضرب الاجلی شدن برنامه میتینگ، میتینگ با حضور مهدی Admin، داود hamoon، سارا sara_unicron، پرند، احمد K1nG، سعید saeed-ghaffari، و دو تن از دوستان فعالم در بولتن سیستاناسیونالیست ها یعنی فواد و سعید برگزار شد؛ به هر حال جمع کردن همین تعداد از کاربران تالار که اکثرا به صورت پاره وقت در سیستان حضور دارن هم در نوع خودش قابل ملاحظه بود .<br />
<br />
<br />
بحث با <span style="font-weight: bold;">همکاری و ارائه راهکار برای پخش و فروش سی دی ترانه های پیام سیستانی</span> شروع شد؛ سعید غفاری عزیز پیشنهاد کمک گرفتن از انجمن های سیستانی خارج از استان رو داد و گفت که با هماهنگی هائی که انجام داده می تونه تعداد قابل ملاحظه ای از سی دی ها رو توزیع کنه؛ داود گرامی هم پیشنهاد همکاری گرفتن از دوستانش و انجمن های در سطح منطقه رو داد؛ سایر دوستان هم در پی گیری فروش سی دی ها حرف های دلگرم کننده ای زدند؛ فواد این بحث رو مطرح کرد که حتی اگر نتونیم تو فروش سی دی ها نتایج چندان مثبتی بگیریم اینکه ترانه ها بین مردم دست به دست بشه و در سطح منطقه بگیره کا ملا حتمیه؛  فواد به چند تا ریمیکس از ترانه های پیام اشاره کرد و گفت همین تعداد آهنگ رو هم تا حالا چون کار جدیدی بوده تو گوشی خیلی ها دیده . در این باره یه سری بحث های خارج از گودی هم مطرح شد که با پیشنهاد مبنی بر زیاد شدن تعداد افراد گروه پخش و توزیع سی دی ها این مشکلات هم رفع شدنی می شن . <br />
<br />
بحث بعدی هم که مطرح کردیم در مورد پروژه نیمه کاره <span style="font-weight: bold;">دیکشنری لغات سیستانی</span> بود؛ احمد قول داد نرم افزار رو برای همه ویندوز ها قابل نصب کنه چون انگار چن تا از بچه ها تو نصبش مشکل داشتن؛ برای گرداوری لغات هم فواد و سارا و پرند اعلام همکاری کردن؛ احمد هم از مشکلات و گرفتاری هاش حرفهائی زد اما این قول رو داد که نرم افزار رو تا چن روز آینده بهبود بده . <br />
<br />
در مورد <span style="font-weight: bold;">تیم مدیریت و نظارتی تالار</span> هم یه سری پیشنهادات و انتقادات وارد شد؛ من و سعید غفاری عزیز از اعمال نظارت بیشتر در گذر زمان حرف هائی زدیم و گفتیم که با قوی تر شدن تالار ناخواسته مجبور به اعمال نظارت جدی تر خواهیم شد؛ مهدی گرامی هم گزارشی از آخرین تغییرات به عمل اومده در تالار داد؛ <br />
<br />
به پیشنهاد داود و مهدی قرار شد <span style="font-weight: bold;">انجمنی برای بانوان سیستانی</span> راه اندازی بشه و از سارا برای پذیرش مدیریت این بخش درخواست همکاری شد که در ادامه این پیشنهاد، بحث های خوبی پیرامون جلب همکاری بانوان سیستانی مطرح شد .  <br />
<br />
مهدی عزیز از اقداماتش در جهت <span style="font-weight: bold;">تبلیغ تالار</span> یه حرف هائی زد و گفت که با کمک صالح بنرهائی رو برای نصب در سطح شهر طراحی و آماده شده؛ البته این وسط مشکل جلب حمایت مالی از اسپانسر ها هم مطرح شد که یکی دو تا از دوستان برای پیگیری اون قبول مسئولیت کردن .<br />
<br />
یه سری بحث های پراکنده هم از قبیل <span style="font-weight: bold;">مشکلات قشر دانشجویان سیستانی در خارج از سیستان</span> و مشکلات و <span style="font-weight: bold;">دغدغه های فرهنگی</span> از این دست مطرح شد که البته بنا به کمبود وقت میتینگ زود ازش گذشته شد . <br />
<br />
مسائل دیگه ای رو هم مدنظر داشتیم که فرصت طرحشون پیش نیومد؛ از قبیل <span style="font-weight: bold;">همکاری برای تهیه ریمیکس های بهتر با صدای پرند</span>؛ <span style="font-weight: bold;">همکاری برای شناسوندن کتب مهم سیستانی به ویژه مجموعه کتب گویش سیستان استاد عمرانی</span> و ... . <br />
<br />
<br />
امیدواریم میتینگ های بعدی هدفمند تر و با حضور جمع بیشتری از بچه های تالار و البته در مکانی مناسب تر برگزار بشه . </span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000CD;">دیشب، پارک ملت سیستان شاهد میتینگ دوستانه چند تن از کاربران تالار بود؛ با هماهنگی هائی که انجام دادم و البته با وجود ضرب الاجلی شدن برنامه میتینگ، میتینگ با حضور مهدی Admin، داود hamoon، سارا sara_unicron، پرند، احمد K1nG، سعید saeed-ghaffari، و دو تن از دوستان فعالم در بولتن سیستاناسیونالیست ها یعنی فواد و سعید برگزار شد؛ به هر حال جمع کردن همین تعداد از کاربران تالار که اکثرا به صورت پاره وقت در سیستان حضور دارن هم در نوع خودش قابل ملاحظه بود .<br />
<br />
<br />
بحث با <span style="font-weight: bold;">همکاری و ارائه راهکار برای پخش و فروش سی دی ترانه های پیام سیستانی</span> شروع شد؛ سعید غفاری عزیز پیشنهاد کمک گرفتن از انجمن های سیستانی خارج از استان رو داد و گفت که با هماهنگی هائی که انجام داده می تونه تعداد قابل ملاحظه ای از سی دی ها رو توزیع کنه؛ داود گرامی هم پیشنهاد همکاری گرفتن از دوستانش و انجمن های در سطح منطقه رو داد؛ سایر دوستان هم در پی گیری فروش سی دی ها حرف های دلگرم کننده ای زدند؛ فواد این بحث رو مطرح کرد که حتی اگر نتونیم تو فروش سی دی ها نتایج چندان مثبتی بگیریم اینکه ترانه ها بین مردم دست به دست بشه و در سطح منطقه بگیره کا ملا حتمیه؛  فواد به چند تا ریمیکس از ترانه های پیام اشاره کرد و گفت همین تعداد آهنگ رو هم تا حالا چون کار جدیدی بوده تو گوشی خیلی ها دیده . در این باره یه سری بحث های خارج از گودی هم مطرح شد که با پیشنهاد مبنی بر زیاد شدن تعداد افراد گروه پخش و توزیع سی دی ها این مشکلات هم رفع شدنی می شن . <br />
<br />
بحث بعدی هم که مطرح کردیم در مورد پروژه نیمه کاره <span style="font-weight: bold;">دیکشنری لغات سیستانی</span> بود؛ احمد قول داد نرم افزار رو برای همه ویندوز ها قابل نصب کنه چون انگار چن تا از بچه ها تو نصبش مشکل داشتن؛ برای گرداوری لغات هم فواد و سارا و پرند اعلام همکاری کردن؛ احمد هم از مشکلات و گرفتاری هاش حرفهائی زد اما این قول رو داد که نرم افزار رو تا چن روز آینده بهبود بده . <br />
<br />
در مورد <span style="font-weight: bold;">تیم مدیریت و نظارتی تالار</span> هم یه سری پیشنهادات و انتقادات وارد شد؛ من و سعید غفاری عزیز از اعمال نظارت بیشتر در گذر زمان حرف هائی زدیم و گفتیم که با قوی تر شدن تالار ناخواسته مجبور به اعمال نظارت جدی تر خواهیم شد؛ مهدی گرامی هم گزارشی از آخرین تغییرات به عمل اومده در تالار داد؛ <br />
<br />
به پیشنهاد داود و مهدی قرار شد <span style="font-weight: bold;">انجمنی برای بانوان سیستانی</span> راه اندازی بشه و از سارا برای پذیرش مدیریت این بخش درخواست همکاری شد که در ادامه این پیشنهاد، بحث های خوبی پیرامون جلب همکاری بانوان سیستانی مطرح شد .  <br />
<br />
مهدی عزیز از اقداماتش در جهت <span style="font-weight: bold;">تبلیغ تالار</span> یه حرف هائی زد و گفت که با کمک صالح بنرهائی رو برای نصب در سطح شهر طراحی و آماده شده؛ البته این وسط مشکل جلب حمایت مالی از اسپانسر ها هم مطرح شد که یکی دو تا از دوستان برای پیگیری اون قبول مسئولیت کردن .<br />
<br />
یه سری بحث های پراکنده هم از قبیل <span style="font-weight: bold;">مشکلات قشر دانشجویان سیستانی در خارج از سیستان</span> و مشکلات و <span style="font-weight: bold;">دغدغه های فرهنگی</span> از این دست مطرح شد که البته بنا به کمبود وقت میتینگ زود ازش گذشته شد . <br />
<br />
مسائل دیگه ای رو هم مدنظر داشتیم که فرصت طرحشون پیش نیومد؛ از قبیل <span style="font-weight: bold;">همکاری برای تهیه ریمیکس های بهتر با صدای پرند</span>؛ <span style="font-weight: bold;">همکاری برای شناسوندن کتب مهم سیستانی به ویژه مجموعه کتب گویش سیستان استاد عمرانی</span> و ... . <br />
<br />
<br />
امیدواریم میتینگ های بعدی هدفمند تر و با حضور جمع بیشتری از بچه های تالار و البته در مکانی مناسب تر برگزار بشه . </span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اعمال شبهای قدر ( التماس دعا )]]></title>
			<link>http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=517</link>
			<pubDate>Tue, 31 Aug 2010 15:11:23 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=517</guid>
			<description><![CDATA[اعمال شب ‌های قدر<br />
<br />
اعمال شب قدر بر دو نوع است : یکی آن که در هر سه شب انجام می‌ شود و دیگر آن که<br />
مخصوص هر شبی است .<br />
اعمالی که در هر سه شب مشترک است :<br />
۱- غسل . ( مقارن غروب آفتاب ، که بهتر است نماز عشا را با غسل خواند . )<br />
بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ و در روایتی است که از<br />
جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد .<br />
۳- قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید :<br />
اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِ اسمُکَ الاَکبَرُ و<br />
اَسماؤُکَ الحُسنی وَ ما یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار<br />
. پس هر حاجت که دارد بخواهد .<br />
۴- مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید :<br />
اَللّهمَّ بِحَقِّ هذا القُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ<br />
مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ .<br />
ده مرتبه بگوید : بِکَ یا الله<br />
ده مرتبه : بِمُحَمَّدٍ<br />
ده مرتبه : بِعلیٍّ<br />
ده مرتبه : بِفاطِمَةَ<br />
ده مرتبه : بِالحَسَنِ<br />
ده مرتبه : بِالحُسَین ِ<br />
ده مرتبه : بِعلیّ بنِ الحُسین<br />
ده مرتبه : بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ<br />
ده مرتبه : بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ<br />
ده مرتبه : بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ<br />
ده مرتبه : بِعلیِّ بنِ مُوسی<br />
ده مرتبه : بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ<br />
ده مرتبه : بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ<br />
ده مرتبه : بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ<br />
ده مرتبه : بِالحُجَّةِ.<br />
پس از این عمل هر حاجتی که داری طلب کن .<br />
۵- زیارت امام حسین علیه السلام است ؛ که در روایت آمده است که چون شب قدر می‌ شود<br />
منادی از آسمان هفتم ندا می‌ کند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر<br />
امام حسین علیه السلام آمده است .<br />
۶- احیا داشتن این شب ‌ها . در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او<br />
آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه‌ ها و وزن دریا ها باشد .<br />
۷- صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد ، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از<br />
حمد ده مرتبه توحید بخواند .<br />
۸- این دعا خوانده شود : اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ<br />
لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ …<br />
اعمال مخصوص هر شب قدر<br />
شب نوزدهم :<br />
اولین شب از شب ‌های قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و<br />
فضیلت آن نمی‌ رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور<br />
سال رقم می‌ خورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به<br />
زمین نازل می‌ شوند و به خدمت امام زمان علیه ‌السلام مشرف می‌ شوند و آنچه برای هر<br />
کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می‌ کنند .<br />
۱- صد مرتبه ” اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه ” .<br />
۲- صد مرتبه ” اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ “.<br />
۳- دعای ” یا ذَالَّذی کانَ … ” خوانده شود .<br />
۴- دعای ” اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ … ” خوانده شود .<br />
شب بیست و یکم :<br />
فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است ، و باید اعمال آن شب را از غسل و احیا و زیارت و<br />
نماز ، هفت قل هو الله و قرآن بر سر گرفتن و صد رکعت نماز و دعای جوشن کبیر و غیره<br />
در این شب به عمل آورد ، در روایات تاکید شده در غسل و احیا و جدّ و جهد در عبادت<br />
در این شب و شب بیست و سوم .<br />
در این شب حماد بن عثمان بر حضرت صادق (ع) وارد شد . حضرت سئوال کرد که غسل کرده اى<br />
. عرض ‍ کرد بلى . پس حضرت حصیرى طلبید و حماد را نزدیک خویش خواند و مشغول نماز<br />
گردید و پیوسته آنحضرت نماز خواند و حماد نیز خود را به آن حضرت چسبانیده بوده و<br />
نماز می خواند تا از نماز هاى خود فارغ شدند . پس آن حضرت دعا کرد و جماد آمین گفت<br />
تا صبح طلوع کرد . آن جناب اذان و اقامه گفت و بعض غلمان خود را طلبید و پیش ایستاد<br />
و نماز صبح خواند در رکعت اول حمد و انا انزلناه و در دوم حمد و توحید خواند و بعد<br />
از نماز مشغول به تسبیح و تقدیس و مسلمان شد . پس سر به سجده نهاد و به مقدار یک<br />
ساعت بجز چیزى از آن جناب شنیده نشد . پس از آن ، این دعا را خواند :<br />
” لا اله انت مقلب القلوب و الابصار ”<br />
شب بیست و دوم :<br />
نمازش هشت رکعت است به حمد و هر سوره که خواهد و غسل و دعا هاى این شب را بعمل آورد<br />
.<br />
شب بیست و سوم :<br />
از دو شب قدر سابق افضل است و از احادیث بسیار مستفاد می شود که شب قدر همین شب است<br />
و در این شب جمیع امور بر وفق حکمت مقدر می گردد . و از براى این شب غیر از اعمالی<br />
که با دو شب سابق مشترک است چند عمل دیگر است :<br />
۱- خواندن سوره عنکبوت و روم که حضرت صادق (ع) قسم یاد فرمود که خواننده این دو<br />
سوره در این شب از اهل بهشت است .<br />
۲- خواندن سوره حم دخان .<br />
۳- خواندن انا انزلناه .<br />
نماز آن هشت رکعت است به حمد و هر سوره که میسر شود علامه مجلسى فرموده : که هر<br />
مقدار قرآن که ممکن باشد در این شب بخوانند و دعا هاى صحیفه کامله را بخوانند ،<br />
خصوصا دعاى مکارم الاخلاق و دعاى توبه و روز هاى این شب ها را نیز باید حرمت داشت و<br />
به عبادت و تلاوت و دعا بسر آورد . زیرا که در احادیث معتبر ، وارد شده است که روز<br />
قدر در فضیلت مثل شب قدر است .<br />
************************<br />
در این شب های قدر بهتر است این اعمال هم انجام شود :<br />
۱- ۲ رکعت نماز برای سلامتی آقا امام زمان (عج)<br />
۲- ۲ رکعت نماز برای شادی روح تمامی رفتگان و اموات و ۲۵ بار ذکر ” اللهم اغفرلی<br />
لجمیع المومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات “<br />
۳- ۲ رکعت نماز تقدیم به اهل بیت و خواندن دعای توسل<br />
۴- ۲ رکعت نماز فاطمه زهرا (س) : در رکعت اول بعد از حمد ۱۰۰ مرتبه سوره قدر و در<br />
رکعت دوم بعد از حمد ۱۰۰ مرتبه سوره توحید .<br />
۵- خواندن سوره دخان و قدر<br />
﻿]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[اعمال شب ‌های قدر<br />
<br />
اعمال شب قدر بر دو نوع است : یکی آن که در هر سه شب انجام می‌ شود و دیگر آن که<br />
مخصوص هر شبی است .<br />
اعمالی که در هر سه شب مشترک است :<br />
۱- غسل . ( مقارن غروب آفتاب ، که بهتر است نماز عشا را با غسل خواند . )<br />
بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ و در روایتی است که از<br />
جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد .<br />
۳- قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید :<br />
اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِ اسمُکَ الاَکبَرُ و<br />
اَسماؤُکَ الحُسنی وَ ما یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار<br />
. پس هر حاجت که دارد بخواهد .<br />
۴- مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید :<br />
اَللّهمَّ بِحَقِّ هذا القُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ<br />
مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ .<br />
ده مرتبه بگوید : بِکَ یا الله<br />
ده مرتبه : بِمُحَمَّدٍ<br />
ده مرتبه : بِعلیٍّ<br />
ده مرتبه : بِفاطِمَةَ<br />
ده مرتبه : بِالحَسَنِ<br />
ده مرتبه : بِالحُسَین ِ<br />
ده مرتبه : بِعلیّ بنِ الحُسین<br />
ده مرتبه : بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ<br />
ده مرتبه : بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ<br />
ده مرتبه : بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ<br />
ده مرتبه : بِعلیِّ بنِ مُوسی<br />
ده مرتبه : بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ<br />
ده مرتبه : بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ<br />
ده مرتبه : بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ<br />
ده مرتبه : بِالحُجَّةِ.<br />
پس از این عمل هر حاجتی که داری طلب کن .<br />
۵- زیارت امام حسین علیه السلام است ؛ که در روایت آمده است که چون شب قدر می‌ شود<br />
منادی از آسمان هفتم ندا می‌ کند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر<br />
امام حسین علیه السلام آمده است .<br />
۶- احیا داشتن این شب ‌ها . در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او<br />
آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه‌ ها و وزن دریا ها باشد .<br />
۷- صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد ، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از<br />
حمد ده مرتبه توحید بخواند .<br />
۸- این دعا خوانده شود : اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ<br />
لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ …<br />
اعمال مخصوص هر شب قدر<br />
شب نوزدهم :<br />
اولین شب از شب ‌های قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و<br />
فضیلت آن نمی‌ رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور<br />
سال رقم می‌ خورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به<br />
زمین نازل می‌ شوند و به خدمت امام زمان علیه ‌السلام مشرف می‌ شوند و آنچه برای هر<br />
کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می‌ کنند .<br />
۱- صد مرتبه ” اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه ” .<br />
۲- صد مرتبه ” اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ “.<br />
۳- دعای ” یا ذَالَّذی کانَ … ” خوانده شود .<br />
۴- دعای ” اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ … ” خوانده شود .<br />
شب بیست و یکم :<br />
فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است ، و باید اعمال آن شب را از غسل و احیا و زیارت و<br />
نماز ، هفت قل هو الله و قرآن بر سر گرفتن و صد رکعت نماز و دعای جوشن کبیر و غیره<br />
در این شب به عمل آورد ، در روایات تاکید شده در غسل و احیا و جدّ و جهد در عبادت<br />
در این شب و شب بیست و سوم .<br />
در این شب حماد بن عثمان بر حضرت صادق (ع) وارد شد . حضرت سئوال کرد که غسل کرده اى<br />
. عرض ‍ کرد بلى . پس حضرت حصیرى طلبید و حماد را نزدیک خویش خواند و مشغول نماز<br />
گردید و پیوسته آنحضرت نماز خواند و حماد نیز خود را به آن حضرت چسبانیده بوده و<br />
نماز می خواند تا از نماز هاى خود فارغ شدند . پس آن حضرت دعا کرد و جماد آمین گفت<br />
تا صبح طلوع کرد . آن جناب اذان و اقامه گفت و بعض غلمان خود را طلبید و پیش ایستاد<br />
و نماز صبح خواند در رکعت اول حمد و انا انزلناه و در دوم حمد و توحید خواند و بعد<br />
از نماز مشغول به تسبیح و تقدیس و مسلمان شد . پس سر به سجده نهاد و به مقدار یک<br />
ساعت بجز چیزى از آن جناب شنیده نشد . پس از آن ، این دعا را خواند :<br />
” لا اله انت مقلب القلوب و الابصار ”<br />
شب بیست و دوم :<br />
نمازش هشت رکعت است به حمد و هر سوره که خواهد و غسل و دعا هاى این شب را بعمل آورد<br />
.<br />
شب بیست و سوم :<br />
از دو شب قدر سابق افضل است و از احادیث بسیار مستفاد می شود که شب قدر همین شب است<br />
و در این شب جمیع امور بر وفق حکمت مقدر می گردد . و از براى این شب غیر از اعمالی<br />
که با دو شب سابق مشترک است چند عمل دیگر است :<br />
۱- خواندن سوره عنکبوت و روم که حضرت صادق (ع) قسم یاد فرمود که خواننده این دو<br />
سوره در این شب از اهل بهشت است .<br />
۲- خواندن سوره حم دخان .<br />
۳- خواندن انا انزلناه .<br />
نماز آن هشت رکعت است به حمد و هر سوره که میسر شود علامه مجلسى فرموده : که هر<br />
مقدار قرآن که ممکن باشد در این شب بخوانند و دعا هاى صحیفه کامله را بخوانند ،<br />
خصوصا دعاى مکارم الاخلاق و دعاى توبه و روز هاى این شب ها را نیز باید حرمت داشت و<br />
به عبادت و تلاوت و دعا بسر آورد . زیرا که در احادیث معتبر ، وارد شده است که روز<br />
قدر در فضیلت مثل شب قدر است .<br />
************************<br />
در این شب های قدر بهتر است این اعمال هم انجام شود :<br />
۱- ۲ رکعت نماز برای سلامتی آقا امام زمان (عج)<br />
۲- ۲ رکعت نماز برای شادی روح تمامی رفتگان و اموات و ۲۵ بار ذکر ” اللهم اغفرلی<br />
لجمیع المومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات “<br />
۳- ۲ رکعت نماز تقدیم به اهل بیت و خواندن دعای توسل<br />
۴- ۲ رکعت نماز فاطمه زهرا (س) : در رکعت اول بعد از حمد ۱۰۰ مرتبه سوره قدر و در<br />
رکعت دوم بعد از حمد ۱۰۰ مرتبه سوره توحید .<br />
۵- خواندن سوره دخان و قدر<br />
﻿]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[جابجایی تپه های ماسه ای]]></title>
			<link>http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=516</link>
			<pubDate>Tue, 31 Aug 2010 12:29:28 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=516</guid>
			<description><![CDATA[جابجایی تپه های ماسه ای <br />
هر ساله بمنظور تثبیت تپه های ماسه ای فعال ، پروژه های متعددی از جمله مالچ پاشی و استقرارپوشش گیاهی ( نهالکاری و مراقبت ) اطراف این تپه ها در منطقه اجرا می گردد که در این راه با مقاومت مردمی و بعضا عدم موفقیت و تخریب فعالیت های صورت گرفته از سوی اهالی منطقه مواجه می شویم . از سوی دیگر سطح وسیعی از اراضی سیستان دارای بافت سنگین بوده و نیاز به اضافه کردن ماسه به آن جهت اصلاح خاک دارند در این اراضی بعلت سنگین بودن خاک ، نفوذ پذیری آن بسیار کم بوده وبا گرمای شدید منطقه ، آب بیشتری تبخیر می گردد و گیاهان نیز امکان استقرار و ریشه دوانی کمتری می یابند و در نتیجه عملکرد کاهش می یابد. کشاورزان با خرید ماسه بادی اقدام به اصلاح این نوع خاکها می نمایند و در بسیاری از موارد نیز بعلت شرایط سخت مالی توان این کار را ندارند ودر نتیجه هم اراضی زیر پوشش تپه های ماسه ای و هم اراضی با خاک سنگین بدون کشت رها شده و خود منبعی برای برداشت و گسترش فرسایش خاک می گردند . در صورت تایید کمیته فنی و پیش بینی پروژه جدید ،می توان بجای هزینه حمل و پاشش مالچ و تثبیت بیولوژیک بعد از آن ،و حذف هزینه بادشکن حاشیه مزارع در این مناطق ، فقط هزینه بارگیری و حمل ماسه بادی تا مزرعه و عرصه های پروژه نهالکاری منابع طبیعی را بپردازیم (در برخی از پروژه های نهالکاری ، خرید خاک را نیز پیش بینی می گردد ). لازم به ذکر است اکثر مناطقی که فعلا تپه های ماسه ای فعال و تثبیت نشده دارند در اراضی مردمی قرار دارند . با مالچ پاشی و تثبیت این تپه ها هر چند مشکلات زیادی از مردم منطقه حل می شود اما سطح وسیعی از اراضی مرغوب کشاورزی رابلا استفاده خواهد کرد .حال آنکه با با اجرای این پروژه علاوه بر جابجایی تپه های ماسه ای و آزاد سازی سطح اشغال شده توسط این تپه ها ، مشکل خاک سنگین بخش دیگری از سیستان را نیزحل نموده و بدین ترتیب سطح قابل توجهی از این اراضی را به سطح اراضی کشاورزی قابل استفاده اضافه می نماید .<br />
<br />
از مزیت های این روش نسبت به پروژه مالچ پاشی و تثبیت تپه ها می توان به موارد زیر اشاره نمود : <br />
<br />
1- حذف تپه های ماسه ای فعال موجود در اراضی کشاورزی <br />
<br />
2- اصلاح خاک در اراضی کشاورزی دارای بافت سنگین <br />
<br />
3- افزایش سطح اراضی کشاورزی قابل استفاده در هر دو منطقه حذف تپه ها و اصلاح خاک<br />
<br />
4- ایجاد رضایتمندی مردمی با توجه به افزایش سطح اراضی قابل کشت وحل معضل تپه های شنی موجود در اراضی کشاورزی <br />
<br />
5- حل مشکل فرسایش خاک این مناطق با قابل کشت شدن هر دو منطقه و ایجاد پوشش <br />
<br />
6- استفاده از این ماسه بادی ها در اصلاح خاک عرصه های نهالکاری منابع طبیعی<br />
<br />
البته این روش در مورد همه تپه های شنی موجود ، سندیت نخواهد داشت . در بعضی مناطق واقعا جابجایی تپه ها بعلت صعب العبور بودن ، دوری مسیر و یا حجم تپه ها و سرعت تشکیل آنها و .... منطقی بنظر نمی رسد و شاید تثبیت آنها در همان منطقه بهترین گزینه باشد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[جابجایی تپه های ماسه ای <br />
هر ساله بمنظور تثبیت تپه های ماسه ای فعال ، پروژه های متعددی از جمله مالچ پاشی و استقرارپوشش گیاهی ( نهالکاری و مراقبت ) اطراف این تپه ها در منطقه اجرا می گردد که در این راه با مقاومت مردمی و بعضا عدم موفقیت و تخریب فعالیت های صورت گرفته از سوی اهالی منطقه مواجه می شویم . از سوی دیگر سطح وسیعی از اراضی سیستان دارای بافت سنگین بوده و نیاز به اضافه کردن ماسه به آن جهت اصلاح خاک دارند در این اراضی بعلت سنگین بودن خاک ، نفوذ پذیری آن بسیار کم بوده وبا گرمای شدید منطقه ، آب بیشتری تبخیر می گردد و گیاهان نیز امکان استقرار و ریشه دوانی کمتری می یابند و در نتیجه عملکرد کاهش می یابد. کشاورزان با خرید ماسه بادی اقدام به اصلاح این نوع خاکها می نمایند و در بسیاری از موارد نیز بعلت شرایط سخت مالی توان این کار را ندارند ودر نتیجه هم اراضی زیر پوشش تپه های ماسه ای و هم اراضی با خاک سنگین بدون کشت رها شده و خود منبعی برای برداشت و گسترش فرسایش خاک می گردند . در صورت تایید کمیته فنی و پیش بینی پروژه جدید ،می توان بجای هزینه حمل و پاشش مالچ و تثبیت بیولوژیک بعد از آن ،و حذف هزینه بادشکن حاشیه مزارع در این مناطق ، فقط هزینه بارگیری و حمل ماسه بادی تا مزرعه و عرصه های پروژه نهالکاری منابع طبیعی را بپردازیم (در برخی از پروژه های نهالکاری ، خرید خاک را نیز پیش بینی می گردد ). لازم به ذکر است اکثر مناطقی که فعلا تپه های ماسه ای فعال و تثبیت نشده دارند در اراضی مردمی قرار دارند . با مالچ پاشی و تثبیت این تپه ها هر چند مشکلات زیادی از مردم منطقه حل می شود اما سطح وسیعی از اراضی مرغوب کشاورزی رابلا استفاده خواهد کرد .حال آنکه با با اجرای این پروژه علاوه بر جابجایی تپه های ماسه ای و آزاد سازی سطح اشغال شده توسط این تپه ها ، مشکل خاک سنگین بخش دیگری از سیستان را نیزحل نموده و بدین ترتیب سطح قابل توجهی از این اراضی را به سطح اراضی کشاورزی قابل استفاده اضافه می نماید .<br />
<br />
از مزیت های این روش نسبت به پروژه مالچ پاشی و تثبیت تپه ها می توان به موارد زیر اشاره نمود : <br />
<br />
1- حذف تپه های ماسه ای فعال موجود در اراضی کشاورزی <br />
<br />
2- اصلاح خاک در اراضی کشاورزی دارای بافت سنگین <br />
<br />
3- افزایش سطح اراضی کشاورزی قابل استفاده در هر دو منطقه حذف تپه ها و اصلاح خاک<br />
<br />
4- ایجاد رضایتمندی مردمی با توجه به افزایش سطح اراضی قابل کشت وحل معضل تپه های شنی موجود در اراضی کشاورزی <br />
<br />
5- حل مشکل فرسایش خاک این مناطق با قابل کشت شدن هر دو منطقه و ایجاد پوشش <br />
<br />
6- استفاده از این ماسه بادی ها در اصلاح خاک عرصه های نهالکاری منابع طبیعی<br />
<br />
البته این روش در مورد همه تپه های شنی موجود ، سندیت نخواهد داشت . در بعضی مناطق واقعا جابجایی تپه ها بعلت صعب العبور بودن ، دوری مسیر و یا حجم تپه ها و سرعت تشکیل آنها و .... منطقی بنظر نمی رسد و شاید تثبیت آنها در همان منطقه بهترین گزینه باشد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[کنترل فرسایش بادی با توسعه پوشش گیاهی]]></title>
			<link>http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=515</link>
			<pubDate>Tue, 31 Aug 2010 12:26:51 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=515</guid>
			<description><![CDATA[دست در دست هم نهیم به مهر<br />
کنترل فرسایش بادی با توسعه پوشش گیاهی امکان پذیراست و توسعه پوشش نیازمند تلاش وهمکاری همه. در زیر به برخی وظایف سازمانها ومردم برای تحقق این امر اشاره شده است.<br />
<br />
استانداری و فرمانداری ها:  نقش هدایت و ایجاد هماهنگی و گرفتن تجهیزات و ادوات لازم اجرای پروژه را از هر یک از ادارات  و در صورت امکان تقبل بخشی از هزینه های اجرای پروژه را  بر عهده خواهند داشت  .<br />
<br />
ادارات منابع طبیعی:تامین نهال ، تامین کود ، تامین خاک و حمل آن تا محل کاشت و تامین بیل و آموزش نحوه کاشت (تهیه بروشور ، اعزام کارشناس و برنامه های رادیویی و تلویزیونی)<br />
<br />
جهاد کشاورزی : تامین نهال ، تامین کود ، تامین خاک و حمل آن تا محل کاشت و آموزش نحوه کاشت (تهیه بروشور ، اعزام کارشناس و برنامه های رادیویی و تلویزیونی) <br />
<br />
 شهرداری (سازمان پارکها و فضای سبز ،شهرداری ها ،شوراهای اسلامی ): تامین نهال ،تامین بیل ، تامین کود ، تامین خاک و حمل آن تا محل کاشت و کمک در حفر چاله<br />
<br />
صدا و سیما :پوشش گسترده خبری و ترویج فرهنگ درخت کاری از طریق انجام مصاحبه ، مسابقه ،دعوت از کارشناسان و هنرمندان و معرفی محلات نمونه و اهدائ  جوایز<br />
<br />
راه و ترابری : نهال کاری حاشیه جاده های روستایی در مناطق بحرانی ،  در اختیار قراردادن وسایل نقلیه و ادوات مناسب جهت حفر چاله ، بارگیری و حمل (خاک و کود و نهال و آب)<br />
<br />
آموزش و پرورش و دانشگا هها : نهالکاری اطراف فضا های آموزشی ،اعزام دانشجویان و دانش آموزان جهت حفر چاله و کاشت نهال در محلات<br />
<br />
بسیج : همکاری در اعزام نیرو جهت حفرچاله وکاشت نهال در محلات <br />
<br />
محیط زیست : تامین برخی از نهاده های پروژه با توجه به وظیفه سازمانی آن در تلطیف هوا و حفظ و توسعه پوشش گیاهی<br />
<br />
عشایری : تامین برخی از نهاده ها از جمله کود از عشایر منطقه و جلب همکاری عشایر در اجرای پروژه در مناطق روستایی<br />
<br />
مردم : همکاری درحفر چاله و کاشت نهال و آبیاری و مراقبت سنوات آتی<br />
<br />
درصورتیکه این پروژه با وسایل و تجهیزات اداری و نیروی انسانی رایگان انجام شود هزینه اجرا در مقابل حجم و وسعت کار انجام شده بسیار کم خواهد شد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[دست در دست هم نهیم به مهر<br />
کنترل فرسایش بادی با توسعه پوشش گیاهی امکان پذیراست و توسعه پوشش نیازمند تلاش وهمکاری همه. در زیر به برخی وظایف سازمانها ومردم برای تحقق این امر اشاره شده است.<br />
<br />
استانداری و فرمانداری ها:  نقش هدایت و ایجاد هماهنگی و گرفتن تجهیزات و ادوات لازم اجرای پروژه را از هر یک از ادارات  و در صورت امکان تقبل بخشی از هزینه های اجرای پروژه را  بر عهده خواهند داشت  .<br />
<br />
ادارات منابع طبیعی:تامین نهال ، تامین کود ، تامین خاک و حمل آن تا محل کاشت و تامین بیل و آموزش نحوه کاشت (تهیه بروشور ، اعزام کارشناس و برنامه های رادیویی و تلویزیونی)<br />
<br />
جهاد کشاورزی : تامین نهال ، تامین کود ، تامین خاک و حمل آن تا محل کاشت و آموزش نحوه کاشت (تهیه بروشور ، اعزام کارشناس و برنامه های رادیویی و تلویزیونی) <br />
<br />
 شهرداری (سازمان پارکها و فضای سبز ،شهرداری ها ،شوراهای اسلامی ): تامین نهال ،تامین بیل ، تامین کود ، تامین خاک و حمل آن تا محل کاشت و کمک در حفر چاله<br />
<br />
صدا و سیما :پوشش گسترده خبری و ترویج فرهنگ درخت کاری از طریق انجام مصاحبه ، مسابقه ،دعوت از کارشناسان و هنرمندان و معرفی محلات نمونه و اهدائ  جوایز<br />
<br />
راه و ترابری : نهال کاری حاشیه جاده های روستایی در مناطق بحرانی ،  در اختیار قراردادن وسایل نقلیه و ادوات مناسب جهت حفر چاله ، بارگیری و حمل (خاک و کود و نهال و آب)<br />
<br />
آموزش و پرورش و دانشگا هها : نهالکاری اطراف فضا های آموزشی ،اعزام دانشجویان و دانش آموزان جهت حفر چاله و کاشت نهال در محلات<br />
<br />
بسیج : همکاری در اعزام نیرو جهت حفرچاله وکاشت نهال در محلات <br />
<br />
محیط زیست : تامین برخی از نهاده های پروژه با توجه به وظیفه سازمانی آن در تلطیف هوا و حفظ و توسعه پوشش گیاهی<br />
<br />
عشایری : تامین برخی از نهاده ها از جمله کود از عشایر منطقه و جلب همکاری عشایر در اجرای پروژه در مناطق روستایی<br />
<br />
مردم : همکاری درحفر چاله و کاشت نهال و آبیاری و مراقبت سنوات آتی<br />
<br />
درصورتیکه این پروژه با وسایل و تجهیزات اداری و نیروی انسانی رایگان انجام شود هزینه اجرا در مقابل حجم و وسعت کار انجام شده بسیار کم خواهد شد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مشکل آب شرب در بعضی روستاهای اطراف ادیمی]]></title>
			<link>http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=513</link>
			<pubDate>Mon, 30 Aug 2010 18:41:17 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=513</guid>
			<description><![CDATA[با سلام . <br />
<br />
طبق گزارش بعضی ساکنین منطقه پشت آب ، تعدادی از روستاهای اطراف ادیمی متاسفانه قریب به یک سال هست که مشکل آب شرب دارند و مردم این روستاها از ابتدایی ترین امکانات مثل آب شرب تصفیه شده و سالم محرومند .<br />
بر اساس اطلاعات رسیده مشکل با بعضی از مسئولین هم در میان گذاشته شده اما تا امروز رسیدگی به این معضل نشده ، <br />
از مسئولین محترم میخواییم برای رفع این مشکل و در واقع معضل هزاران نفر از مردم این مناطق اقدامی انجام بدن . <br />
از دوستانی ( ساکنین این مناطق ) که لطف کردن و این خبر رو برای ما ارسال کردن ممنونیم انشالله که مسئولین محترم در این باره اقدامات لازم را انجام بدن .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با سلام . <br />
<br />
طبق گزارش بعضی ساکنین منطقه پشت آب ، تعدادی از روستاهای اطراف ادیمی متاسفانه قریب به یک سال هست که مشکل آب شرب دارند و مردم این روستاها از ابتدایی ترین امکانات مثل آب شرب تصفیه شده و سالم محرومند .<br />
بر اساس اطلاعات رسیده مشکل با بعضی از مسئولین هم در میان گذاشته شده اما تا امروز رسیدگی به این معضل نشده ، <br />
از مسئولین محترم میخواییم برای رفع این مشکل و در واقع معضل هزاران نفر از مردم این مناطق اقدامی انجام بدن . <br />
از دوستانی ( ساکنین این مناطق ) که لطف کردن و این خبر رو برای ما ارسال کردن ممنونیم انشالله که مسئولین محترم در این باره اقدامات لازم را انجام بدن .]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شرح دعاي روز نوزدهم ماه مبارك رمضان]]></title>
			<link>http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=511</link>
			<pubDate>Mon, 30 Aug 2010 12:28:07 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=511</guid>
			<description><![CDATA[مرحوم آيت‌الله مجتهدي تهراني در شرح فرازهاي روز نوزدهم ماه مبارك رمضان مي‌گويد: خواندن دعا، عبادت كردن، تلاوت قرآن و قرائت دعاهايي مانند ابوحمزه از بركات رمضان است.<br />
<br />
در دعاي روز نوزدهم ماه مبارك رمضان مي‌خوانيم، «اللّهمّ وفّرْ فيهِ حَظّي من بَرَكاتِهِ وسَهّلْ سَبيلي الى خَيراتِهِ ولا تَحْرِمْني قَبولَ حَسَناتِهِ يا هادياً الى الحَقّ المُبين»<br />
<br />
«خدايا زياد بگردان در آن بهره مرا از بركاتش و آسان كن راه مرا به سوى خيرهايش و محروم نكن ما را از پذيرفتن نيكيهايش اى راهنماى به سوى حـق آشكار.»<br />
<br />
* شرح فرازهاي دعا<br />
<br />
آيت‌الله مجتهدي تهراني در شرح فراز «اللّهمّ وفّرْ فيهِ حَظّي من بَرَكاتِهِ» مي‌گويد: ‌خدايا كاري كن كه از بركات ماه رمضان بهره‌ بسيار ببرم. حال بركات ماه رمضان چيست؟ خواندن دعا، عبادت كردن، تلاوت قرآن و قرائت دعاهايي مانند ابوحمزه از بركات رمضان است.<br />
<br />
وي مي‌افزايد: آنها كه زبان عربي بلد نيستند، قرآن و مفاتيح ترجمه شده تهيه كنند و ترجمه آنچه را كه مي‌خوانند را بدانند.<br />
<br />
وي ادامه مي‌دهد: ما در مفاتيح در دعايي مي‌خوانيم كه خدايا براي تاريكي قبرم گريه مي‌كنم. خدايا براي تنگي لحدم گريه مي‌كنم. آخر زندگي انسان قرار گرفتن در قبور است و حديث داريم كه شبانه‌روز، قبر ما 5 كلمه را صدا مي‌كند. قبر صبح به صبح مي‌گويد من خانه تنهايي تو هستم، براي خودت انيسي پيدا كن با انجام كار خير.<br />
<br />
وي ادامه مي‌دهد: قبر همچنين به ما مي‌گويد كه منم خانه تاريكي تو، يك چراغي براي خودت بفرست. مي‌گويد؛ من خانه پر از كرم و عقرب توام، زهري بفرست تا كرم‌ها را بكشد.<br />
اين مدرس بزرگ اخلاق در ادامه اظهار مي‌كند: در گذشته شخصي بود به نام حاج سعيد حق‌گو، مي‌گفت: در قم جنازه‌اي را برديم تا دفن كنيم، قبر پر از عقرب بود و هرچه از آنها را مي‌كشتيم باز هم در قبر مي‌جوشيدند و در آخر خسته شديم و جنازه را روي عقرب‌ها گذاشتيم و روي آن خاك ريختيم.<br />
<br />
اين استاد اخلاق مي‌گويد: اين صداهاي قبر را بشنويم و در فكر مردن باشيم. ما آنچنان شيفته دنيا هستيم كه بيهوش شده‌ايم و آدمي كه بيهوش باشد،‌ هيچ نمي‌فهمد. از خدا بخواهيم ما را هوشيار كند.<br />
<br />
آيت‌الله مجتهدي تهراني در ادامه مي‌گويد: خدايا كاري كن از بركات ماه رمضان استفاده كنيم. برخي استفاده نمي‌كنند و حتي براي سحر بلند نمي‌شوند. براي استفاده از بركات ماه رمضان بايد هنگام سحر بيدار شد و دعا خواند و عبادت كرد. حتي آنانكه مسافر هستند و يا به علت بيماري روزه نمي‌گيرند، هم وقت سحر بيدار شوند و بهره ببرند.<br />
<br />
وي ادامه مي‌دهد: بهره ماه رمضان بهشت و بهره‌هاي معنوي است. بهره‌‌هايي كه خدا مي‌دهد، معنوي‌اند كه بايد براي رسيدن به آنها دعا كرد.<br />
<br />
آيت‌الله مجتهدي تهراني در ادامه سخنان خود در شرح فراز «وسَهّلْ سَبيلي الى خَيراتِهِ» مي‌گويد: خدايا راه من به سمت خيراتش را آسان كن. رمضان خيرات بسياري دارد. آدم اگر بتواند افطاري دهد، خيرات كرده است. اگر تمكن مالي داريد، افطاري درست كنيد و به فاميل خود به خصوص آنانكه فقير هستند، افطاري بدهيد كه از كارهاي ثواب است.<br />
<br />
وي با اشاره به اقداماتي كه در دهه‌هاي قبل براي گرايش كودكان و جوانان به مسجد انجام مي‌دادند، مي‌گويد: در مساجد حتي درخت توت مي‌كاشتند تا كودكان به هواي خوردن توت به مساجد بيايد؛ اما الان كاري نمي‌كنند تا جوانان به مساجد روي بياورند و مسجدها را بيشتر افراد مسن پر مي‌كنند.<br />
<br />
* انجام گناه ما را از بركات رمضان محروم مي‌كند<br />
<br />
اين استاد اخلاق ادامه مي‌دهد: در كار خير افراد فقير آبرومند شناسايي كنيد و به آنها كمك كنيد.<br />
<br />
از احوال همسايه‌هايتان با خبر شويد و اگر مستحق بودند به آنها كمك كنيد. اگر كسي خبر نداشته باشد و همسايه‌اش گرسنه باشد مورد اعتراض قرار مي‌گيرد و اگر با خبر باشد و كمك نكند، كافر است. حديث داريم كه كسي اگر همسايه‌اش گرسنه باشد، مسلمان نيست.<br />
<br />
آيت‌الله مجتهدي تهراني همچنين در تشريح «ولا تَحْرِمْني قَبولَ حَسَناتِهِ» اظهار مي‌كند: خدايا من را از قبول حسنات محروم نكن. اگر دعاي ابوحمزه نماز شب و دعاي سحر مي‌خوانم و روزه مي‌گيرم، حسنات و ثواب اينها را به من بده و من را محروم نكن. يعني كاري نكنم كه آن حسنات از بين برود؛ چون آدم يك غيبت كند، حسنات كاري كه كرده از بين مي‌رود.<br />
<br />
وي مي‌گويد: اگر كسي غيبت ديگري را بكند، تا 40 روز ثواب اعمال او در نامه اعمال آن شخص نوشته نمي‌شود و اين حديث است. غيبت كردن، دروغ گفتن، نگاه كردن به نامحرم، گمان بد به كسي زدن باعث مي‌شود كه حسنات آدمي از بين برود.<br />
<br />
آيت‌الله مجتهدي تهراني در خصوص فراز پاياني دعاي روز نوزدهم ماه رمضان مي‌گويد: از خدايي كه ما را به دين حق راهنمايي مي‌كني، خدا ما را به دين اسلام و مذهب شيعه دوازده‌ امامي راهنمايي كرده است. اينكه شيعه مرتضي علي (ع) هستيم خيلي مهم است. خدايا اين چند دعا را درباره ما مستجاب بفرما.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[مرحوم آيت‌الله مجتهدي تهراني در شرح فرازهاي روز نوزدهم ماه مبارك رمضان مي‌گويد: خواندن دعا، عبادت كردن، تلاوت قرآن و قرائت دعاهايي مانند ابوحمزه از بركات رمضان است.<br />
<br />
در دعاي روز نوزدهم ماه مبارك رمضان مي‌خوانيم، «اللّهمّ وفّرْ فيهِ حَظّي من بَرَكاتِهِ وسَهّلْ سَبيلي الى خَيراتِهِ ولا تَحْرِمْني قَبولَ حَسَناتِهِ يا هادياً الى الحَقّ المُبين»<br />
<br />
«خدايا زياد بگردان در آن بهره مرا از بركاتش و آسان كن راه مرا به سوى خيرهايش و محروم نكن ما را از پذيرفتن نيكيهايش اى راهنماى به سوى حـق آشكار.»<br />
<br />
* شرح فرازهاي دعا<br />
<br />
آيت‌الله مجتهدي تهراني در شرح فراز «اللّهمّ وفّرْ فيهِ حَظّي من بَرَكاتِهِ» مي‌گويد: ‌خدايا كاري كن كه از بركات ماه رمضان بهره‌ بسيار ببرم. حال بركات ماه رمضان چيست؟ خواندن دعا، عبادت كردن، تلاوت قرآن و قرائت دعاهايي مانند ابوحمزه از بركات رمضان است.<br />
<br />
وي مي‌افزايد: آنها كه زبان عربي بلد نيستند، قرآن و مفاتيح ترجمه شده تهيه كنند و ترجمه آنچه را كه مي‌خوانند را بدانند.<br />
<br />
وي ادامه مي‌دهد: ما در مفاتيح در دعايي مي‌خوانيم كه خدايا براي تاريكي قبرم گريه مي‌كنم. خدايا براي تنگي لحدم گريه مي‌كنم. آخر زندگي انسان قرار گرفتن در قبور است و حديث داريم كه شبانه‌روز، قبر ما 5 كلمه را صدا مي‌كند. قبر صبح به صبح مي‌گويد من خانه تنهايي تو هستم، براي خودت انيسي پيدا كن با انجام كار خير.<br />
<br />
وي ادامه مي‌دهد: قبر همچنين به ما مي‌گويد كه منم خانه تاريكي تو، يك چراغي براي خودت بفرست. مي‌گويد؛ من خانه پر از كرم و عقرب توام، زهري بفرست تا كرم‌ها را بكشد.<br />
اين مدرس بزرگ اخلاق در ادامه اظهار مي‌كند: در گذشته شخصي بود به نام حاج سعيد حق‌گو، مي‌گفت: در قم جنازه‌اي را برديم تا دفن كنيم، قبر پر از عقرب بود و هرچه از آنها را مي‌كشتيم باز هم در قبر مي‌جوشيدند و در آخر خسته شديم و جنازه را روي عقرب‌ها گذاشتيم و روي آن خاك ريختيم.<br />
<br />
اين استاد اخلاق مي‌گويد: اين صداهاي قبر را بشنويم و در فكر مردن باشيم. ما آنچنان شيفته دنيا هستيم كه بيهوش شده‌ايم و آدمي كه بيهوش باشد،‌ هيچ نمي‌فهمد. از خدا بخواهيم ما را هوشيار كند.<br />
<br />
آيت‌الله مجتهدي تهراني در ادامه مي‌گويد: خدايا كاري كن از بركات ماه رمضان استفاده كنيم. برخي استفاده نمي‌كنند و حتي براي سحر بلند نمي‌شوند. براي استفاده از بركات ماه رمضان بايد هنگام سحر بيدار شد و دعا خواند و عبادت كرد. حتي آنانكه مسافر هستند و يا به علت بيماري روزه نمي‌گيرند، هم وقت سحر بيدار شوند و بهره ببرند.<br />
<br />
وي ادامه مي‌دهد: بهره ماه رمضان بهشت و بهره‌هاي معنوي است. بهره‌‌هايي كه خدا مي‌دهد، معنوي‌اند كه بايد براي رسيدن به آنها دعا كرد.<br />
<br />
آيت‌الله مجتهدي تهراني در ادامه سخنان خود در شرح فراز «وسَهّلْ سَبيلي الى خَيراتِهِ» مي‌گويد: خدايا راه من به سمت خيراتش را آسان كن. رمضان خيرات بسياري دارد. آدم اگر بتواند افطاري دهد، خيرات كرده است. اگر تمكن مالي داريد، افطاري درست كنيد و به فاميل خود به خصوص آنانكه فقير هستند، افطاري بدهيد كه از كارهاي ثواب است.<br />
<br />
وي با اشاره به اقداماتي كه در دهه‌هاي قبل براي گرايش كودكان و جوانان به مسجد انجام مي‌دادند، مي‌گويد: در مساجد حتي درخت توت مي‌كاشتند تا كودكان به هواي خوردن توت به مساجد بيايد؛ اما الان كاري نمي‌كنند تا جوانان به مساجد روي بياورند و مسجدها را بيشتر افراد مسن پر مي‌كنند.<br />
<br />
* انجام گناه ما را از بركات رمضان محروم مي‌كند<br />
<br />
اين استاد اخلاق ادامه مي‌دهد: در كار خير افراد فقير آبرومند شناسايي كنيد و به آنها كمك كنيد.<br />
<br />
از احوال همسايه‌هايتان با خبر شويد و اگر مستحق بودند به آنها كمك كنيد. اگر كسي خبر نداشته باشد و همسايه‌اش گرسنه باشد مورد اعتراض قرار مي‌گيرد و اگر با خبر باشد و كمك نكند، كافر است. حديث داريم كه كسي اگر همسايه‌اش گرسنه باشد، مسلمان نيست.<br />
<br />
آيت‌الله مجتهدي تهراني همچنين در تشريح «ولا تَحْرِمْني قَبولَ حَسَناتِهِ» اظهار مي‌كند: خدايا من را از قبول حسنات محروم نكن. اگر دعاي ابوحمزه نماز شب و دعاي سحر مي‌خوانم و روزه مي‌گيرم، حسنات و ثواب اينها را به من بده و من را محروم نكن. يعني كاري نكنم كه آن حسنات از بين برود؛ چون آدم يك غيبت كند، حسنات كاري كه كرده از بين مي‌رود.<br />
<br />
وي مي‌گويد: اگر كسي غيبت ديگري را بكند، تا 40 روز ثواب اعمال او در نامه اعمال آن شخص نوشته نمي‌شود و اين حديث است. غيبت كردن، دروغ گفتن، نگاه كردن به نامحرم، گمان بد به كسي زدن باعث مي‌شود كه حسنات آدمي از بين برود.<br />
<br />
آيت‌الله مجتهدي تهراني در خصوص فراز پاياني دعاي روز نوزدهم ماه رمضان مي‌گويد: از خدايي كه ما را به دين حق راهنمايي مي‌كني، خدا ما را به دين اسلام و مذهب شيعه دوازده‌ امامي راهنمايي كرده است. اينكه شيعه مرتضي علي (ع) هستيم خيلي مهم است. خدايا اين چند دعا را درباره ما مستجاب بفرما.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[گاو سیستانی !!!]]></title>
			<link>http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=510</link>
			<pubDate>Mon, 30 Aug 2010 11:20:08 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=510</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: justify;">سلام<br />
از اونجایی که هر منطقه ای در دنیا دارای حیوانات منحصر به فرد خود است سیستان نیز دارای یک نژاد منحصر به فرد و جالب است!به خاطر همین تصمیم گرفتم در مورد این حیوان در تالار پستی رو اختصاص بدم.<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://pr.maj.ir/portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=54581387-d857-46fd-b41f-823f922bc522" border="0" alt="[تصویر: ShowPicture.aspx?ID=54581387-d857-46fd-b...3f922bc522]" /></div>
چند سال پیش نزدیک میدان مال زاهدان این حیوان برای یک لحظه به چشمم خورد.اولش داشتم شاخ در می آوردم!خدایا این دیگه چه گاویه؟!چون قبلا سعادت آشنایی با ایشون رو نداشتم.بعدا فهمیدم که این گاو خودمونه...گاو سیستانی.<br />
گاوی که من دیدم بر عکس این گاو تالار سفید رنگ می زد و خوشکل بود.البته فکر نکنم واسه فروش اونجا پارک شده بود.<br />
این نژاد گاو که به گاو سیستانی در ایران معروفه در جاهای دیگر دنیا تقریبا منقرض شده اما در ایران هنوز خداروشکر داره به حیاتش ادامه میده.<br />
اسکلت این نژاد در کوههای اسکاندیناوی کشف شده که نشان دهنده قدمت این نوع نژاد است.این نژاد یک نژاد باستانی است و متعلق به عصر حاضر نیست بلکه مربوط به گذشته های خیلی دور است.<br />
تیمور لنگ در كتاب منم تیمور جهان گشا عنوان می دارد كه (هنگامی كه در سیستان فرود آمدیم ، مردمانی بلند قامت یافتیم كه شتران را استاده سوار می كردند و بدون مهار سوار بر گاوانی بزرگ جثه میشدند كه باآنها از در صلح آمدیم ) . <br />
همچنین اسکلت این نژاد در شهر سوخته نیز کشف شده و نشان دهنده این است که این نژاد یک نژاد باستانی به شمار می رود و جزء حیوانات اولیه است.<br />
جالب است بدانید این نژاد از گاو شاخ ندارند و دارای کوهان هستند و به آنها گاو کوهان دار هم گفته می شود.<br />
خصوصیات رفتاری منحصر به فرد این نژاد هم دال بر باستانی و تاریخی و کهن بودن آن است.این نژاد نیمه و حشی است در حالی که فقط گاوهایی که در اسپانیا برای بازی به کار برده می شوند تمام وحشی اند و دیگر گاوها آرامند.اما این گاوها نه وحشی اند نه آرام!<br />
زمانی که نزدیک این گاو میشوید خیلی باید مراقب باشید!چون این گاوها به دلیل نیمه وحشی بودنشان می توانند خطرناک باشند.الان که فکرش را  می کنم می گم خوب شد زاهدان از ماشین پیاده نشدم و نرفتم تا از نزدیک ببینمش چون ممکن بود الان اینجا نبودم و برای شما مطلب نمی نوشتم!<br />
رفتاراین گاوها با انسانها تقریبا مثل سگ می ماند چرا که با صاحبشان دوست و صمیمی اند و انس میگیرند اما با غریبه آبشان توی یک جوی نمی رود و مدت زیادی حتی نزدیک یکسال طول می کشد تا به یک نفر عادت کنند.<br />
این نژاد از گاوها فوق العاده خانواده دوستند.گاوهای مادر این نژاد وابستگی و یک نوع حساسیت خاص به گوساله خود دارند.موردی که در نمونه های خارجی اصلا دیده نمی شود!مثلا اگر گوساله را از او جدا کنی به طور وحشیانه ای به شما حمله می کنند.به خاطر همین بندگان خدایی که این نژاد را پرورش میدهند مثلا برای اینکه گوساله را وزن کنند ابتدا چند نفر مادر را گرفته و اورا سرگرم می کنند و یک نفر دیگر گوساله را سریع برده روی ترازو و آن را وزن می کند و قبل از اینکه مادر متوجه شود آن را سر جایش می گذارد!<br />
این نژاد به دلیل نیمه وحشی بودنش همیشه با گاوهای دیگر از نژاد خود درگیر و درحال مبارزه است.و همدیگر را به قول خودمون تا حد کشت می زنند!لگد هایی که گاو سیستانی می زند خیلی خطرناک تر از لگد دیگر نژاد هاست چرا که نژاد های دیگر فقط از پشت لگد می زنند اما این نژاد می تواند به هر سمتی لگدی مرگبار بزند.<br />
خصوصیت عجیب دیگر این گاو حس نوعدوستی آنهاست.درست است همیشه با هم در حال مبارزه هستند اما بارها دیده شده زمانی که جلوی گاوهای دیگر یک گاو را به زور می برند و آن گاو مقاومت می کند گاوهای دیگر با نگرانی و ناراحتی به او خیره می شوند و زمانی که گاو را دوباره به بقیه گاوها بر میگردانند گاوها دور او جمع می شوند و با بوئیدن و لیسیدن بدن او به او ابراز محبت می کنند اما متاسفانه یک ساعت بعدش ممکن است پدرش را درآورند!<br />
این گاو ها فقط به گوساله خود شیر میدهند و این نشان بارز دیگری بر وحشی بودن آنهاست.وحشی چون یک ببر یا یک بز کوهی...چرا که فقط به زندگی حیوانی خو دارند و زیاد با انسانها حال نمی کنند.<br />
زمانی که گوساله را از مادر جدا می کنند مادر دچار یک نوع استرس و اظطراب می شود و همین مسئله باعث کم شدن شیر او میشود.همچنین این گاوها در برابر ماشینهای شیردوش مقاومت نشان می دهند.<br />
و در نهایت بایستی عرض کنم این نژاد دارای گوشت فوق العاده خوشمزه ایست وشاید تنها دلیلی است که انسانها آنها را به خانه می آوردند تا اهلی کنند.و تنها دلیلی که امروزه به انقراض پیش می روند...<br />
بیایید از گاومان حمایت کنیم...</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;">سلام<br />
از اونجایی که هر منطقه ای در دنیا دارای حیوانات منحصر به فرد خود است سیستان نیز دارای یک نژاد منحصر به فرد و جالب است!به خاطر همین تصمیم گرفتم در مورد این حیوان در تالار پستی رو اختصاص بدم.<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://pr.maj.ir/portal/Picture/ShowPicture.aspx?ID=54581387-d857-46fd-b41f-823f922bc522" border="0" alt="[تصویر: ShowPicture.aspx?ID=54581387-d857-46fd-b...3f922bc522]" /></div>
چند سال پیش نزدیک میدان مال زاهدان این حیوان برای یک لحظه به چشمم خورد.اولش داشتم شاخ در می آوردم!خدایا این دیگه چه گاویه؟!چون قبلا سعادت آشنایی با ایشون رو نداشتم.بعدا فهمیدم که این گاو خودمونه...گاو سیستانی.<br />
گاوی که من دیدم بر عکس این گاو تالار سفید رنگ می زد و خوشکل بود.البته فکر نکنم واسه فروش اونجا پارک شده بود.<br />
این نژاد گاو که به گاو سیستانی در ایران معروفه در جاهای دیگر دنیا تقریبا منقرض شده اما در ایران هنوز خداروشکر داره به حیاتش ادامه میده.<br />
اسکلت این نژاد در کوههای اسکاندیناوی کشف شده که نشان دهنده قدمت این نوع نژاد است.این نژاد یک نژاد باستانی است و متعلق به عصر حاضر نیست بلکه مربوط به گذشته های خیلی دور است.<br />
تیمور لنگ در كتاب منم تیمور جهان گشا عنوان می دارد كه (هنگامی كه در سیستان فرود آمدیم ، مردمانی بلند قامت یافتیم كه شتران را استاده سوار می كردند و بدون مهار سوار بر گاوانی بزرگ جثه میشدند كه باآنها از در صلح آمدیم ) . <br />
همچنین اسکلت این نژاد در شهر سوخته نیز کشف شده و نشان دهنده این است که این نژاد یک نژاد باستانی به شمار می رود و جزء حیوانات اولیه است.<br />
جالب است بدانید این نژاد از گاو شاخ ندارند و دارای کوهان هستند و به آنها گاو کوهان دار هم گفته می شود.<br />
خصوصیات رفتاری منحصر به فرد این نژاد هم دال بر باستانی و تاریخی و کهن بودن آن است.این نژاد نیمه و حشی است در حالی که فقط گاوهایی که در اسپانیا برای بازی به کار برده می شوند تمام وحشی اند و دیگر گاوها آرامند.اما این گاوها نه وحشی اند نه آرام!<br />
زمانی که نزدیک این گاو میشوید خیلی باید مراقب باشید!چون این گاوها به دلیل نیمه وحشی بودنشان می توانند خطرناک باشند.الان که فکرش را  می کنم می گم خوب شد زاهدان از ماشین پیاده نشدم و نرفتم تا از نزدیک ببینمش چون ممکن بود الان اینجا نبودم و برای شما مطلب نمی نوشتم!<br />
رفتاراین گاوها با انسانها تقریبا مثل سگ می ماند چرا که با صاحبشان دوست و صمیمی اند و انس میگیرند اما با غریبه آبشان توی یک جوی نمی رود و مدت زیادی حتی نزدیک یکسال طول می کشد تا به یک نفر عادت کنند.<br />
این نژاد از گاوها فوق العاده خانواده دوستند.گاوهای مادر این نژاد وابستگی و یک نوع حساسیت خاص به گوساله خود دارند.موردی که در نمونه های خارجی اصلا دیده نمی شود!مثلا اگر گوساله را از او جدا کنی به طور وحشیانه ای به شما حمله می کنند.به خاطر همین بندگان خدایی که این نژاد را پرورش میدهند مثلا برای اینکه گوساله را وزن کنند ابتدا چند نفر مادر را گرفته و اورا سرگرم می کنند و یک نفر دیگر گوساله را سریع برده روی ترازو و آن را وزن می کند و قبل از اینکه مادر متوجه شود آن را سر جایش می گذارد!<br />
این نژاد به دلیل نیمه وحشی بودنش همیشه با گاوهای دیگر از نژاد خود درگیر و درحال مبارزه است.و همدیگر را به قول خودمون تا حد کشت می زنند!لگد هایی که گاو سیستانی می زند خیلی خطرناک تر از لگد دیگر نژاد هاست چرا که نژاد های دیگر فقط از پشت لگد می زنند اما این نژاد می تواند به هر سمتی لگدی مرگبار بزند.<br />
خصوصیت عجیب دیگر این گاو حس نوعدوستی آنهاست.درست است همیشه با هم در حال مبارزه هستند اما بارها دیده شده زمانی که جلوی گاوهای دیگر یک گاو را به زور می برند و آن گاو مقاومت می کند گاوهای دیگر با نگرانی و ناراحتی به او خیره می شوند و زمانی که گاو را دوباره به بقیه گاوها بر میگردانند گاوها دور او جمع می شوند و با بوئیدن و لیسیدن بدن او به او ابراز محبت می کنند اما متاسفانه یک ساعت بعدش ممکن است پدرش را درآورند!<br />
این گاو ها فقط به گوساله خود شیر میدهند و این نشان بارز دیگری بر وحشی بودن آنهاست.وحشی چون یک ببر یا یک بز کوهی...چرا که فقط به زندگی حیوانی خو دارند و زیاد با انسانها حال نمی کنند.<br />
زمانی که گوساله را از مادر جدا می کنند مادر دچار یک نوع استرس و اظطراب می شود و همین مسئله باعث کم شدن شیر او میشود.همچنین این گاوها در برابر ماشینهای شیردوش مقاومت نشان می دهند.<br />
و در نهایت بایستی عرض کنم این نژاد دارای گوشت فوق العاده خوشمزه ایست وشاید تنها دلیلی است که انسانها آنها را به خانه می آوردند تا اهلی کنند.و تنها دلیلی که امروزه به انقراض پیش می روند...<br />
بیایید از گاومان حمایت کنیم...</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[معرفی]]></title>
			<link>http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=509</link>
			<pubDate>Sun, 29 Aug 2010 19:39:55 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=509</guid>
			<description><![CDATA[سلام من سونیا 25 سالمه. کارشناس ارشد رشته ....... خوشحالم که از وجود همچی سایتی مطلع شدم.امیدوارم عضو خوبی باشم.<img src="http://www.sistaniha.info/images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام من سونیا 25 سالمه. کارشناس ارشد رشته ....... خوشحالم که از وجود همچی سایتی مطلع شدم.امیدوارم عضو خوبی باشم.<img src="http://www.sistaniha.info/images/smilies/biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Big Grin" title="Big Grin" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[کتاب شعر سیستان]]></title>
			<link>http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=508</link>
			<pubDate>Sun, 29 Aug 2010 14:03:21 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=508</guid>
			<description><![CDATA[دوستان خسته نباشید در صورتی که در مورد اشعار سیستانی کتابی هست به بنده معرفی کنید ممنون میشم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[دوستان خسته نباشید در صورتی که در مورد اشعار سیستانی کتابی هست به بنده معرفی کنید ممنون میشم]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[هفته هفتم]]></title>
			<link>http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=507</link>
			<pubDate>Sun, 29 Aug 2010 10:55:43 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=507</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="color: #FF6347;"><span style="font-size: large;">نفت تهران 1_1 مس كرمان <br />
<br />
استقلال تهران 4_3 سپاهان اصفهان <br />
<br />
پاس همدان 2_2 سايپا كرج <br />
<br />
شهرداری تبریز 2_4 پيكان قزوين <br />
<br />
ذوب‌آهن اصفهان 2_1 صباي قم <br />
<br />
ملوان بندرانزلي 2_1 نفت آبادان <br />
<br />
شاهين پارس جنوبي 2_0 راه‌آهن ري <br />
<br />
فولاد خوزستان 1_1 پرسپوليس تهران <br />
<br />
استيل آذين تهران 0_1 تراكتورسازي تبريز </span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="color: #FF6347;"><span style="font-size: large;">نفت تهران 1_1 مس كرمان <br />
<br />
استقلال تهران 4_3 سپاهان اصفهان <br />
<br />
پاس همدان 2_2 سايپا كرج <br />
<br />
شهرداری تبریز 2_4 پيكان قزوين <br />
<br />
ذوب‌آهن اصفهان 2_1 صباي قم <br />
<br />
ملوان بندرانزلي 2_1 نفت آبادان <br />
<br />
شاهين پارس جنوبي 2_0 راه‌آهن ري <br />
<br />
فولاد خوزستان 1_1 پرسپوليس تهران <br />
<br />
استيل آذين تهران 0_1 تراكتورسازي تبريز </span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[هفته ششم]]></title>
			<link>http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=506</link>
			<pubDate>Sun, 29 Aug 2010 10:49:40 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=506</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="color: #FF4500;"><span style="font-size: large;">سپاهان اصفهان 2_1 پاس همدان <br />
<br />
پيكان قزوين 3_1 استيل آذين تهران <br />
<br />
مس كرمان 1_0 فولاد خوزستان <br />
<br />
نفت تهران 0_0 استقلال تهران <br />
<br />
پرسپوليس تهران 2_1 شاهين پارس جنوبي <br />
<br />
نفت آبادان 2_1 ذوب‌آهن اصفهان <br />
<br />
صباي قم 4_4 شهرداری تبریز <br />
<br />
سايپا كرج 0_1 راه‌آهن ري <br />
<br />
تراكتورسازي تبريز 2_0 ملوان بندرانزلي </span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><span style="color: #FF4500;"><span style="font-size: large;">سپاهان اصفهان 2_1 پاس همدان <br />
<br />
پيكان قزوين 3_1 استيل آذين تهران <br />
<br />
مس كرمان 1_0 فولاد خوزستان <br />
<br />
نفت تهران 0_0 استقلال تهران <br />
<br />
پرسپوليس تهران 2_1 شاهين پارس جنوبي <br />
<br />
نفت آبادان 2_1 ذوب‌آهن اصفهان <br />
<br />
صباي قم 4_4 شهرداری تبریز <br />
<br />
سايپا كرج 0_1 راه‌آهن ري <br />
<br />
تراكتورسازي تبريز 2_0 ملوان بندرانزلي </span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ارسال sms رایگان تضميني]]></title>
			<link>http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=502</link>
			<pubDate>Sat, 28 Aug 2010 12:28:10 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=502</guid>
			<description><![CDATA[ارسال sms رایگان از طريق سايت <br />
<br />
1:کاملا رایگان <br />
<br />
2:smsشما در عرض کمتر از 10 ثانیه به مقصد میرسه <br />
3:مهمتراز همه شما با شماره ی خودتون sms رو ارسال مکنین {به هر جای این کره خاکی} <br />
خوب بریم سر اصل مطلب: Surprised <br />
<br />
1:ابتدا به لینک رو برو تشریف ببرید : <a href="http://www.talksms.com/cat/1.aspx/K23MM" target="_blank">http://www.talksms.com/cat/1.aspx/K23MM</a> <br />
2:شماره خود را به صورت *******98935+ وارد کنید تا کد فعال سازی به موبایلتان ارسال شود{بجای ستاره ها شماره ی خودتون رو وارد کنین بدون صفر} <br />
<br />
3: بعد گزینه ی next رو کلیک کنی <br />
<br />
4:در این صفحه در قسمت ایمیل یک میل رو وارد کنین اگه میل خودتون هم نباشه مشکلی نیستش <br />
<br />
5: تو قسمت Alias هم اسم خودتان را وارد کنید. ودر قسمت پسورد هم دوبار رمز عبوری یکسان را وارد کنید و به قسمت Promotional code كاري نداشته باشد <br />
<br />
6: تیک قسمت <br />
I have read and accepted prices and terms of service <br />
Free registration <br />
رو حتما بزنید <br />
<br />
7: حال بر روی گزینه ی Register کلیک کنید. <br />
<br />
8 :رمزي رو كه براتون اومده وارد كنيد <br />
<br />
9: و در نهایت بر روی گزینه ی Activate کلیک کنید و تمام. Very Happy <br />
<br />
از این به بعد شما می توانید به قسمت send sms رفته و از طریق این سایت اس ام اس رایگان ارسال کنید. <br />
<br />
البته میتونین پروفایل خودتون رو هم کامل کنین و اگه عکس از خودتون بذارین امتیاز بیشتری خواهد داشت<br />
<br />
<img src="http://www.talksms.com/files/talksms.com/images/talksms160x600.jpg" border="0" alt="[تصویر: talksms160x600.jpg]" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ارسال sms رایگان از طريق سايت <br />
<br />
1:کاملا رایگان <br />
<br />
2:smsشما در عرض کمتر از 10 ثانیه به مقصد میرسه <br />
3:مهمتراز همه شما با شماره ی خودتون sms رو ارسال مکنین {به هر جای این کره خاکی} <br />
خوب بریم سر اصل مطلب: Surprised <br />
<br />
1:ابتدا به لینک رو برو تشریف ببرید : <a href="http://www.talksms.com/cat/1.aspx/K23MM" target="_blank">http://www.talksms.com/cat/1.aspx/K23MM</a> <br />
2:شماره خود را به صورت *******98935+ وارد کنید تا کد فعال سازی به موبایلتان ارسال شود{بجای ستاره ها شماره ی خودتون رو وارد کنین بدون صفر} <br />
<br />
3: بعد گزینه ی next رو کلیک کنی <br />
<br />
4:در این صفحه در قسمت ایمیل یک میل رو وارد کنین اگه میل خودتون هم نباشه مشکلی نیستش <br />
<br />
5: تو قسمت Alias هم اسم خودتان را وارد کنید. ودر قسمت پسورد هم دوبار رمز عبوری یکسان را وارد کنید و به قسمت Promotional code كاري نداشته باشد <br />
<br />
6: تیک قسمت <br />
I have read and accepted prices and terms of service <br />
Free registration <br />
رو حتما بزنید <br />
<br />
7: حال بر روی گزینه ی Register کلیک کنید. <br />
<br />
8 :رمزي رو كه براتون اومده وارد كنيد <br />
<br />
9: و در نهایت بر روی گزینه ی Activate کلیک کنید و تمام. Very Happy <br />
<br />
از این به بعد شما می توانید به قسمت send sms رفته و از طریق این سایت اس ام اس رایگان ارسال کنید. <br />
<br />
البته میتونین پروفایل خودتون رو هم کامل کنین و اگه عکس از خودتون بذارین امتیاز بیشتری خواهد داشت<br />
<br />
<img src="http://www.talksms.com/files/talksms.com/images/talksms160x600.jpg" border="0" alt="[تصویر: talksms160x600.jpg]" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ سالنامه سلامت نسخه ۴]]></title>
			<link>http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=501</link>
			<pubDate>Sat, 28 Aug 2010 12:26:37 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=501</guid>
			<description><![CDATA[نرم افزار اطلاعاتی سالنامه سلامت نام برنامه ای است که گنجینه ای از اطلاعات را درون خود گنجانده است. این برنامه شامل ۱۵ عنوان مطلب در زمینه های پزشکی، روانشناسی، اطلاعات دارویی و مجموعه اطلاعات عمومی است.<br />
<br />
<img src="http://vadrlq.bay.livefilestore.com/y1pX4aMwTHfSenSAX3mJbN9i9I7Z2OE_md78IasNnyRZKiWvM4883dAa6XIlStrcAv-2tT3LEPkZ2mA-SAX0yXm7RiSc4Nza7i_/sslV4.jpg" border="0" alt="[تصویر: sslV4.jpg]" /><br />
<br />
برنامه اطلاعاتی سالنامه سلامت شامل قسمت های چون<br />
<br />
تقویم روز همراه با ابیات ناب<br />
روزشمار پزشکی که به تاریخ پزشکی جهان ، در هر روز می پردازد<br />
فالنامه حافظ که به همراه تعابیر اشعار می باشد<br />
فرهنگ جامع اسامی ایرانی (با معنا و ریشه ی زبانی)<br />
محاسبات رژیمی ولاغری (محاسبه وزن ایده آل ، توده ی بدن BMI)) ، چربی بدن ، مصرف کالری ، توده ی عظله و تعیین جثه)<br />
آزمون های روانشناسی (مجموعه آزمونهای روانشناسی و خودشناسی بصورت تستی به همراه جواب و قابلیت بروز رسانی از داخل برنامه)<br />
کتابخانه داستان های کوتاه (در برگیرنده ی داستان های کوتاه آموزنده با قابلیت بروزرسانی و اضافه کردن داستان به قسمت علاقه مند ی ها و جستجو در عناوین و برچسب داستان ها )<br />
<br />
اما تفاوت چشمگیر برنامه در قسمت فهرست مطالب که برنامه را متمایز گردانید . در این قسمت تمام مطالب نسخه ی قبلی برنامه بازنویسی شده و همچنین مقاله های جدیدی تحت عنوان راهنمای بارداری و بچه داری به برنامه اضافه شده است .<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">براي دانلود مي بايست به سايت زير برويد : </span>psoft.ir<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="font-size: large;">www.psoft.ir</span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[نرم افزار اطلاعاتی سالنامه سلامت نام برنامه ای است که گنجینه ای از اطلاعات را درون خود گنجانده است. این برنامه شامل ۱۵ عنوان مطلب در زمینه های پزشکی، روانشناسی، اطلاعات دارویی و مجموعه اطلاعات عمومی است.<br />
<br />
<img src="http://vadrlq.bay.livefilestore.com/y1pX4aMwTHfSenSAX3mJbN9i9I7Z2OE_md78IasNnyRZKiWvM4883dAa6XIlStrcAv-2tT3LEPkZ2mA-SAX0yXm7RiSc4Nza7i_/sslV4.jpg" border="0" alt="[تصویر: sslV4.jpg]" /><br />
<br />
برنامه اطلاعاتی سالنامه سلامت شامل قسمت های چون<br />
<br />
تقویم روز همراه با ابیات ناب<br />
روزشمار پزشکی که به تاریخ پزشکی جهان ، در هر روز می پردازد<br />
فالنامه حافظ که به همراه تعابیر اشعار می باشد<br />
فرهنگ جامع اسامی ایرانی (با معنا و ریشه ی زبانی)<br />
محاسبات رژیمی ولاغری (محاسبه وزن ایده آل ، توده ی بدن BMI)) ، چربی بدن ، مصرف کالری ، توده ی عظله و تعیین جثه)<br />
آزمون های روانشناسی (مجموعه آزمونهای روانشناسی و خودشناسی بصورت تستی به همراه جواب و قابلیت بروز رسانی از داخل برنامه)<br />
کتابخانه داستان های کوتاه (در برگیرنده ی داستان های کوتاه آموزنده با قابلیت بروزرسانی و اضافه کردن داستان به قسمت علاقه مند ی ها و جستجو در عناوین و برچسب داستان ها )<br />
<br />
اما تفاوت چشمگیر برنامه در قسمت فهرست مطالب که برنامه را متمایز گردانید . در این قسمت تمام مطالب نسخه ی قبلی برنامه بازنویسی شده و همچنین مقاله های جدیدی تحت عنوان راهنمای بارداری و بچه داری به برنامه اضافه شده است .<br />
<br />
<span style="font-size: medium;">براي دانلود مي بايست به سايت زير برويد : </span>psoft.ir<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><span style="font-size: large;">www.psoft.ir</span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[قصه‌ي فرماندهان به «دلاورمرد سيستان» رسيد]]></title>
			<link>http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=500</link>
			<pubDate>Fri, 27 Aug 2010 01:22:19 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=500</guid>
			<description><![CDATA[مجموعه كتاب‌هاي «قصه فرماندهان» با انتشار كتاب «دلاورمرد سيستان»، خاطرات شهيد ميرقاسم ميرحسيني، به جلد 22 رسيد. <br />
<br />
<br />
به گزارش بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، كتاب «دلاورمرد سيستان» كه به خاطرات شهيد ميرقاسم ميرحسيني - از فرماندهان دفاع مقدس - مي‌پردازد، بيست‌ودومين كتاب از مجموعه «قصه فرماندهان» است كه توسط سارا عرفاني تدوين شده است. <br />
<br />
<br />
عرفاني در اين‌باره گفت: نگارش كتابي درباره‌ي خاطرات شهيد ميرقاسم ميرحسيني از فرماندهان دفاع مقدس از سوي دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه‌ي هنري پيشنهاد شد. اين خاطرات كه قبلا جمع‌آوري شده بود، در اختيار من قرار گرفت. من هم با استفاده از همين خاطرات، كتاب «دلاورمرد سيستان» را نوشتم. <br />
<br />
<br />
او ادامه داد: اين كتاب در 10 داستان مستقل از كودكي تا زمان شهادت ايشان است و من سعي كردم خاطراتي را كه قابليت داستان ‌شدن دارند، انتخاب كنم و اين خاطرات را به شكل داستان به نگارش درآورم. <br />
<br />
<br />
نويسنده‌ي «لبخند مسيح» درباره‌ي سبك‌ نوشتن كتاب گفت: تا جاي ممكن سعي كردم داستان شكل تاريخي و واقعي بودن خود را حفظ كند و صرفا تخيلي نباشد. فقط اين خاطرات را به شكل داستان بازنويسي كردم. <br />
<br />
<br />
عرفاني با بيان اين‌كه كار نگارش كتاب را در مدت دو ماه انجام داده است، از كتاب «نگين هامون» و «پرنده و تانك» به عنوان منابعي كه خاطرات شهيد ميرحسيني در آن‌ها وجود داشته و مورد استفاده‌ي نويسنده در نگارش كتاب «دلاور‌مرد سيستان» قرار گرفته است، نام برد. <br />
<br />
<br />
كتاب «دلاور‌مرد سيستان» توليد دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه‌ي هنري در 88 صفحه و قطع پالتويي با شمارگان 2500 نسخه و قيمت 1000 تومان از سوي انتشارات سوره مهر منتشر شده است. <br />
<br />
<br />
پيش‌تر، كتاب‌هاي «لبخند مسيح» و «پروانه‌اي كه سوخت» از سارا عرفاني منتشر شده است.<br />
<br />
منبع: ایسنا]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[مجموعه كتاب‌هاي «قصه فرماندهان» با انتشار كتاب «دلاورمرد سيستان»، خاطرات شهيد ميرقاسم ميرحسيني، به جلد 22 رسيد. <br />
<br />
<br />
به گزارش بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، كتاب «دلاورمرد سيستان» كه به خاطرات شهيد ميرقاسم ميرحسيني - از فرماندهان دفاع مقدس - مي‌پردازد، بيست‌ودومين كتاب از مجموعه «قصه فرماندهان» است كه توسط سارا عرفاني تدوين شده است. <br />
<br />
<br />
عرفاني در اين‌باره گفت: نگارش كتابي درباره‌ي خاطرات شهيد ميرقاسم ميرحسيني از فرماندهان دفاع مقدس از سوي دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه‌ي هنري پيشنهاد شد. اين خاطرات كه قبلا جمع‌آوري شده بود، در اختيار من قرار گرفت. من هم با استفاده از همين خاطرات، كتاب «دلاورمرد سيستان» را نوشتم. <br />
<br />
<br />
او ادامه داد: اين كتاب در 10 داستان مستقل از كودكي تا زمان شهادت ايشان است و من سعي كردم خاطراتي را كه قابليت داستان ‌شدن دارند، انتخاب كنم و اين خاطرات را به شكل داستان به نگارش درآورم. <br />
<br />
<br />
نويسنده‌ي «لبخند مسيح» درباره‌ي سبك‌ نوشتن كتاب گفت: تا جاي ممكن سعي كردم داستان شكل تاريخي و واقعي بودن خود را حفظ كند و صرفا تخيلي نباشد. فقط اين خاطرات را به شكل داستان بازنويسي كردم. <br />
<br />
<br />
عرفاني با بيان اين‌كه كار نگارش كتاب را در مدت دو ماه انجام داده است، از كتاب «نگين هامون» و «پرنده و تانك» به عنوان منابعي كه خاطرات شهيد ميرحسيني در آن‌ها وجود داشته و مورد استفاده‌ي نويسنده در نگارش كتاب «دلاور‌مرد سيستان» قرار گرفته است، نام برد. <br />
<br />
<br />
كتاب «دلاور‌مرد سيستان» توليد دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه‌ي هنري در 88 صفحه و قطع پالتويي با شمارگان 2500 نسخه و قيمت 1000 تومان از سوي انتشارات سوره مهر منتشر شده است. <br />
<br />
<br />
پيش‌تر، كتاب‌هاي «لبخند مسيح» و «پروانه‌اي كه سوخت» از سارا عرفاني منتشر شده است.<br />
<br />
منبع: ایسنا]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[" سکاها قاتل کوروش بزرگ "]]></title>
			<link>http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=499</link>
			<pubDate>Wed, 25 Aug 2010 19:06:16 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=499</guid>
			<description><![CDATA[در این که نژاد و قوم سیستانی به قوم وحشی و درنده ی سکایی برگردد احتمال کمی وجود دارد . در این باره  ایرج افشار سیستانی وغلامعلی رئیس الذاکرین اشاراتی در کتب و نوشته های خویش نموده اند . <br />
فرهنگ و تمدن و قدمت قوم سیستانی بسیار کهن تر و با ارزش تر از قوم وحشی و خون آشام  سکاهاست ، <br />
سیستان برگرفته از سیوستان به معنی (( <span style="font-weight: bold;">سرزمین مردان مرد</span>)) میباشد . آنگاه که گرشاسب هنگام حضور در سیستان به همراه خود گفت ؛ این جا سرزمین مردان مرد است نه شبستان .<br />
این که سیستان تغییر شکل یافته شده از سکستان ، سگستان ، سجستان و ... باشد را غلط می دانم و این را اشتباه  تاریخ شناسان و مورخان میدانم.<br />
هم چنین در کتابی خواندم (دانشنامه سیستان) که سجستان نام محلی در بصره ی عراق می باشد ، شاید عده ای زیادی از دانشمندان و ادیبان و بزرگانی که پسوند سجزی یا سجستانی دارند و آنها را سیستانی می پندارند مربوط به این منطقه باشد.<br />
علاوه بر این هم اکنون در کنار شهر دبی و در کشور  امارات متحده  عربی ، مکانی به نام سجستان نیز وجود دارد.<br />
<br />
تصاور زیز که از سایت گوگل مپ گرفته شده ، مکان و محل دقیق سجستان را نشان می دهد.<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://up.iranblog.com/Files3/51cceb58cd974bf8b61a.jpg" border="0" alt="[تصویر: 51cceb58cd974bf8b61a.jpg]" /><br />
<img src="http://up.iranblog.com/Files3/5b3b8716b0ff40d697fc.jpg" border="0" alt="[تصویر: 5b3b8716b0ff40d697fc.jpg]" /><br />
<img src="http://up.iranblog.com/Files3/245f503674e84ff2b7ba.jpg" border="0" alt="[تصویر: 245f503674e84ff2b7ba.jpg]" /></div>
<br />
حال اگر شما هنوز ارتباط ما با قوم سکایی و این که ما از نژاد سکایی هستیم را می پذیرید ، پس باید به نکته ای که در زیر نوشته ام  توجه کنید و بپذیرید که سکاها قاتل کوروش بزرگ ، موسس شاهنشاهی بزرگ ایران هستند و این صفت را که اجدادمان قاتل کوروش هستند را قبول داشته باشیم ، آیا ازین صفت خوشحال هستید؟..<br />
<br />
کوروش در آخرین نبرد خود به قصد سرکوب قوم سکا (که ماساژت نام داشتند و در شمال شرقی ایران وجود داشتند و بعضی ها جایگاه آنها را آذربایجان کنونی می دانند ) که برای این کار تاریخ نویسان و مورخان دلالیل گوناگونی گفته اند کشته میشود.<br />
یکی از این دلایل این بود که  مي گويند  كوروش ابتدا به ملكه ماساژت ها كه بيوه پادشاه آنها بود ، پيشنهاد اتحاد داد و حتي از او خوستگاري كرد ، اما ملكه ماساژت ها از آن بيم داشت كه كشورش در دست شاهي كه تمام منطقه را تسخير كرده بود ، گرفتار شود. در نتيجه پيشنهاد كوروش را رد كرد. اما كوروش با راهنمايي بزرگان و درباريان خود و با ترفندهاي ويژه اي به كشور آنها حمله مي كند و سربازان هخامنشي موفق مي شوند پسر ملكه ماساژت ها اسير كنند. ملكه از ترفندهاي كوروش بسيار ناراحت مي شود و با باقي مانده سپاهيان خود به ايرانيان حمله مي كند. در اين نبرد كوروش پس از 28 سال پادشاهي كشته مي شود و سپاه ايران شكست مي خورد. اين رويداد در سال 530 (پ. م ) واقع شد. البته كوروش توانست به اعماق قلمروي سكاها نفوذ كند و ازآمودريا هم بگذرد ولي بخت با او يار نبود. برابر نوشته هاي هرودت كوروش قبل از جنگ با ماساژت ها در خواب ديده بود كه داريوش پسر بزرگتر هيستاسپ (ويشتاسب) ، بر روي دو شانه اش پرهايي دارد كه با يكي آسيا را پوشانده و با ديگري بر اروپا سايه افكنده است. داريوش در آن زمان نتها بيست سال داشت و در پارس بود ، كوروش از ديدن اين خواب بسيار هراسان شد و انديشيد كه شاهزاده جوان در فكر فرو ريختن شهرياري او است. بنابراين دستور داد كه داريوش را از پارس به نزد او بياورند. آنگاه كوروش به نگراني مهم تر خود كه جنگ با ماساژت ها بود برگشت ، اما متاسفانه در نبردي كه روي داد كشته شد.<br />
 <br />
اما دلیل دیگر اینکه ، ماساژت ها با حمله به نواحی مرزی ایران به قتل و غارت می‌پرداختند، کوروش نیز به سمت شمال شرقی کشور حرکت کرد. میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانه‌ای بود که لشگریان کوروش باید از آن عبور می‌کردند. کوروش در استوانه حقوق بشر می‌گوید:<br />
هر قومی که نخواهدمن پادشاهشان باشم من مبادرت به جنگ با آنها نمیکنم؛<br />
این به معنی دمکراسی و حق انتخاب است؛ پس نمی‌توان دلیل جنگ کوروش با سکا‌ها را نوعی دلیل شخصی بین ملکه سکاها و کوروش دید چون این مخالف دمکراسی کوروش هست و اما جنگ با سکاها به دلیل تعرض سکاها به ایران و غارت مال مردم بود.<br />
هنگامی که کورش به این رودخانه رسید، تهمرییش ملکه سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد. یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند.<br />
کورش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی او، جنگ در خاک ایران را برگزیدند، اما کرزوس امپراتور سابق لیدی که تا پایان عمر به عنوان یک مشاور به کورش وفادار ماند، جنگ در سرزمین سکاها را پیشنهاد کرد. <br />
استدلال او چنین بود که در صورت نبرد در خاک ایران، اگر لشگر کورش شکست بخورد تمامی سرزمین در خطر می‌افتد و اگر پیروز هم شود هیچ سرزمینی را فتح نکرد. <br />
در مقابل اگر در خاک سکاها به جنگ بپردازند، پیروزی ایرانیان با فتح این سرزمین همراه خواهد بود و شکست آنان نیز تنها یک شکست نظامی به شمار رفته و به سرزمین ایران آسیبی نمی‌رسد. <br />
کورش این استدلال را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. پیامد این نبرد کشته شدن کورش و شکست لشگریانش بود. <br />
تهم‌رییش سر بریده کوروش را در ظرفی پر از خون قرار داد و چنین گفت: "تو که با عمری خونخواری سیر نشده‌ای حالا آنقدر خون بنوش تا سیراب شوی"<br />
پس از این شکست، لشگریان ایران با رهبری کمبوجیه، پسر ارشد کورش به ایران بازگشتند<br />
<br />
تصویر زیر سر بریده ی کوروش بزرگ را در ظرفی پر از خون میبنید ، این تصویر از روی تابلویی در موزه ی هنرهای عالی بوستن گرفته شده است . برای مشاهدی تصویر در سایت این موزه <a href="http://www.mfa.org/collections/search_art.asp?recview=true&amp;id=32755&amp;coll_keywords=cyrus&amp;coll_accession=&amp;coll_name=&amp;coll_artist=&amp;coll_place=&amp;coll_medium=&amp;coll_culture=&amp;coll_classification=&amp;coll_credit=&amp;coll_provenance=&amp;coll_location=&amp;coll_has_images=&amp;coll_on_view=&amp;coll_sort=0&amp;coll_sort_order=0&amp;coll_view=0&amp;coll_package=0&amp;coll_start=1" target="_blank">اینجا</a> کلیک کنید.<br />
<img src="http://up.iranblog.com/Files3/f5e02155b6d046209c12.jpg" border="0" alt="[تصویر: f5e02155b6d046209c12.jpg]" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[در این که نژاد و قوم سیستانی به قوم وحشی و درنده ی سکایی برگردد احتمال کمی وجود دارد . در این باره  ایرج افشار سیستانی وغلامعلی رئیس الذاکرین اشاراتی در کتب و نوشته های خویش نموده اند . <br />
فرهنگ و تمدن و قدمت قوم سیستانی بسیار کهن تر و با ارزش تر از قوم وحشی و خون آشام  سکاهاست ، <br />
سیستان برگرفته از سیوستان به معنی (( <span style="font-weight: bold;">سرزمین مردان مرد</span>)) میباشد . آنگاه که گرشاسب هنگام حضور در سیستان به همراه خود گفت ؛ این جا سرزمین مردان مرد است نه شبستان .<br />
این که سیستان تغییر شکل یافته شده از سکستان ، سگستان ، سجستان و ... باشد را غلط می دانم و این را اشتباه  تاریخ شناسان و مورخان میدانم.<br />
هم چنین در کتابی خواندم (دانشنامه سیستان) که سجستان نام محلی در بصره ی عراق می باشد ، شاید عده ای زیادی از دانشمندان و ادیبان و بزرگانی که پسوند سجزی یا سجستانی دارند و آنها را سیستانی می پندارند مربوط به این منطقه باشد.<br />
علاوه بر این هم اکنون در کنار شهر دبی و در کشور  امارات متحده  عربی ، مکانی به نام سجستان نیز وجود دارد.<br />
<br />
تصاور زیز که از سایت گوگل مپ گرفته شده ، مکان و محل دقیق سجستان را نشان می دهد.<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://up.iranblog.com/Files3/51cceb58cd974bf8b61a.jpg" border="0" alt="[تصویر: 51cceb58cd974bf8b61a.jpg]" /><br />
<img src="http://up.iranblog.com/Files3/5b3b8716b0ff40d697fc.jpg" border="0" alt="[تصویر: 5b3b8716b0ff40d697fc.jpg]" /><br />
<img src="http://up.iranblog.com/Files3/245f503674e84ff2b7ba.jpg" border="0" alt="[تصویر: 245f503674e84ff2b7ba.jpg]" /></div>
<br />
حال اگر شما هنوز ارتباط ما با قوم سکایی و این که ما از نژاد سکایی هستیم را می پذیرید ، پس باید به نکته ای که در زیر نوشته ام  توجه کنید و بپذیرید که سکاها قاتل کوروش بزرگ ، موسس شاهنشاهی بزرگ ایران هستند و این صفت را که اجدادمان قاتل کوروش هستند را قبول داشته باشیم ، آیا ازین صفت خوشحال هستید؟..<br />
<br />
کوروش در آخرین نبرد خود به قصد سرکوب قوم سکا (که ماساژت نام داشتند و در شمال شرقی ایران وجود داشتند و بعضی ها جایگاه آنها را آذربایجان کنونی می دانند ) که برای این کار تاریخ نویسان و مورخان دلالیل گوناگونی گفته اند کشته میشود.<br />
یکی از این دلایل این بود که  مي گويند  كوروش ابتدا به ملكه ماساژت ها كه بيوه پادشاه آنها بود ، پيشنهاد اتحاد داد و حتي از او خوستگاري كرد ، اما ملكه ماساژت ها از آن بيم داشت كه كشورش در دست شاهي كه تمام منطقه را تسخير كرده بود ، گرفتار شود. در نتيجه پيشنهاد كوروش را رد كرد. اما كوروش با راهنمايي بزرگان و درباريان خود و با ترفندهاي ويژه اي به كشور آنها حمله مي كند و سربازان هخامنشي موفق مي شوند پسر ملكه ماساژت ها اسير كنند. ملكه از ترفندهاي كوروش بسيار ناراحت مي شود و با باقي مانده سپاهيان خود به ايرانيان حمله مي كند. در اين نبرد كوروش پس از 28 سال پادشاهي كشته مي شود و سپاه ايران شكست مي خورد. اين رويداد در سال 530 (پ. م ) واقع شد. البته كوروش توانست به اعماق قلمروي سكاها نفوذ كند و ازآمودريا هم بگذرد ولي بخت با او يار نبود. برابر نوشته هاي هرودت كوروش قبل از جنگ با ماساژت ها در خواب ديده بود كه داريوش پسر بزرگتر هيستاسپ (ويشتاسب) ، بر روي دو شانه اش پرهايي دارد كه با يكي آسيا را پوشانده و با ديگري بر اروپا سايه افكنده است. داريوش در آن زمان نتها بيست سال داشت و در پارس بود ، كوروش از ديدن اين خواب بسيار هراسان شد و انديشيد كه شاهزاده جوان در فكر فرو ريختن شهرياري او است. بنابراين دستور داد كه داريوش را از پارس به نزد او بياورند. آنگاه كوروش به نگراني مهم تر خود كه جنگ با ماساژت ها بود برگشت ، اما متاسفانه در نبردي كه روي داد كشته شد.<br />
 <br />
اما دلیل دیگر اینکه ، ماساژت ها با حمله به نواحی مرزی ایران به قتل و غارت می‌پرداختند، کوروش نیز به سمت شمال شرقی کشور حرکت کرد. میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانه‌ای بود که لشگریان کوروش باید از آن عبور می‌کردند. کوروش در استوانه حقوق بشر می‌گوید:<br />
هر قومی که نخواهدمن پادشاهشان باشم من مبادرت به جنگ با آنها نمیکنم؛<br />
این به معنی دمکراسی و حق انتخاب است؛ پس نمی‌توان دلیل جنگ کوروش با سکا‌ها را نوعی دلیل شخصی بین ملکه سکاها و کوروش دید چون این مخالف دمکراسی کوروش هست و اما جنگ با سکاها به دلیل تعرض سکاها به ایران و غارت مال مردم بود.<br />
هنگامی که کورش به این رودخانه رسید، تهمرییش ملکه سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد. یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند.<br />
کورش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی او، جنگ در خاک ایران را برگزیدند، اما کرزوس امپراتور سابق لیدی که تا پایان عمر به عنوان یک مشاور به کورش وفادار ماند، جنگ در سرزمین سکاها را پیشنهاد کرد. <br />
استدلال او چنین بود که در صورت نبرد در خاک ایران، اگر لشگر کورش شکست بخورد تمامی سرزمین در خطر می‌افتد و اگر پیروز هم شود هیچ سرزمینی را فتح نکرد. <br />
در مقابل اگر در خاک سکاها به جنگ بپردازند، پیروزی ایرانیان با فتح این سرزمین همراه خواهد بود و شکست آنان نیز تنها یک شکست نظامی به شمار رفته و به سرزمین ایران آسیبی نمی‌رسد. <br />
کورش این استدلال را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. پیامد این نبرد کشته شدن کورش و شکست لشگریانش بود. <br />
تهم‌رییش سر بریده کوروش را در ظرفی پر از خون قرار داد و چنین گفت: "تو که با عمری خونخواری سیر نشده‌ای حالا آنقدر خون بنوش تا سیراب شوی"<br />
پس از این شکست، لشگریان ایران با رهبری کمبوجیه، پسر ارشد کورش به ایران بازگشتند<br />
<br />
تصویر زیر سر بریده ی کوروش بزرگ را در ظرفی پر از خون میبنید ، این تصویر از روی تابلویی در موزه ی هنرهای عالی بوستن گرفته شده است . برای مشاهدی تصویر در سایت این موزه <a href="http://www.mfa.org/collections/search_art.asp?recview=true&amp;id=32755&amp;coll_keywords=cyrus&amp;coll_accession=&amp;coll_name=&amp;coll_artist=&amp;coll_place=&amp;coll_medium=&amp;coll_culture=&amp;coll_classification=&amp;coll_credit=&amp;coll_provenance=&amp;coll_location=&amp;coll_has_images=&amp;coll_on_view=&amp;coll_sort=0&amp;coll_sort_order=0&amp;coll_view=0&amp;coll_package=0&amp;coll_start=1" target="_blank">اینجا</a> کلیک کنید.<br />
<img src="http://up.iranblog.com/Files3/f5e02155b6d046209c12.jpg" border="0" alt="[تصویر: f5e02155b6d046209c12.jpg]" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[در گفت‌وگو با بزرگ قبيله ريگی ناگفته های زندگی عبدالمالک]]></title>
			<link>http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=498</link>
			<pubDate>Wed, 25 Aug 2010 11:41:24 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=498</guid>
			<description><![CDATA[بشير احمد ريگي، بزرگ طايفه ريگي‌ها در ايران است. هرچند در طول مصاحبه چند باري تاكيد مي‌كند كه او را به رسم طوايف بلوچ سردار صدا نزنيم. بيشتر از وجهه سرداري‌اش، فرهنگي بودن و شهردار بودنش را دوست دارد. 22 سال سابقه شهرداري در ميرجاوه دارد كه 2 سالش مربوط به قبل از انقلاب است.<br />
در خانه‌اش واقع در روستاي جون‌آباد در 80 كيلومتري زاهدان ميزبانم مي‌شود تا درباره يكي از اعضاي طايفه‌اش بگويد كه با جنايت‌هايش، افراد زيادي را اعم از فارس و بلوچ به شهادت رساند.<br />
<br />
او تاكيد دارد هم سيستاني‌ها و هم بلوچ‌ها مردمان بسيار محترمي هستند. او نيز از شهيد شوشتري به نيكي ياد مي‌كند و مي‌گويد:‌ من فقط يكي دو دقيقه‌اي ديرتر از شهيد شوشتري به محل همايش رسيدم و ديواري كه بين ما حائل بود، باعث شد تا انفجار به من آسيبي نرساند.<br />
<br />
<span style="color: #1E90FF;">مي‌خواستم درباره طايفه ريگي توضيحاتي را ارائه دهيد. اين‌كه اين طايفه چقدر جمعيت دارد؟‌كجاها ساكن است و خلاصه چه ويژگي‌هايي دارد؟</span><br />
طايفه ريگي از قديمي‌ترين طايفه‌هاي ايران است. در تاريخ بيهقي از زمان سلطان مسعود، ‌از اين طايفه اسم برده شده است كه در آن تاكيد شده زماني كه ابوالعسكر سر به شورش مي‌زند، 20 هزار سوار ريگي، كيتي و مكراني براي مقابله با شورشيان، به حكومت مركزي ملحق مي‌شوند.<br />
طايفه ريگي از قديم‌الايام وطن‌خواه بوده، ايراني است و نژاد آريايي دارد. محل زندگي ما نيز در بلوچستان بوده است. البته بلوچستان در حال حاضر 3 قسمت دارد؛ يكي در ايران، ‌ديگري در پاكستان و سومي در افغانستان. اما آن زماني كه ايران وسيع‌تر از اكنون بوده، طايفه ريگي در منطقه ماشكيت پاكستان فعلي زندگي مي‌كرده است و زماني كه نادرشاه افشار به هندوستان لشكركشي مي‌كند، جد بزرگ طايفه ريگي به نام امير بولان در منطقه ماشكيت از فرمانده لشكر نادرشاه استقبال مي‌كند. سپس جد ريگي‌ها با يكي از سرداران طايفه انوشيرواني پاكستان يعني پردهال ديدار مي‌كند و به اتفاق هم با نادر به هندوستان مي‌روند و پس از فتوحاتي كه نادر شاه انجام مي‌دهد، به قندهار مي‌روند تا از آنجا راهي ايران و پايتخت كه آن زمان مشهد مقدس بود بشوند. ‌بر حسب اتفاق پردل خان انوشيرواني در قندهار مي‌ميرد و همراهانش به نادرشاه مي‌گويند رسم بلوچ‌ها اين است كه هركس در محل زادگاه خود دفن بشود. نادرشاه هم با تعجب مي‌گويد در آن صورت جسد كه متلاشي مي‌شود، اما آنها مي‌گويند نه! ما جسد را سالم نگه مي‌داريم.<br />
بنابر گفته‌اي براي اين‌كه جسد متلاشي نشود، گاوي را مي‌كشند و جسد را در پوستش طوري جاسازي مي‌كنند كه هوا به درونش نفوذ نكند، چيزي شبيه به موميايي زمان فراعنه و به اين طريق جسد سالم به مقصد مي‌رسد و نادرشاه از آن موقع به بعد، از غنايم سهمي به آنها مي‌دهد و از جد ريگي‌ها مي‌خواهد كه به حكومت مركزي نزديك‌تر شده و همكاري بيشتري داشته باشند. در آن دوران بلوچستان جزو ايالت كرمان بوده و براي همين طايفه ريگي براي اين‌كه به مشهد نزديك‌تر باشد، از آن زمان به منطقه فعلي كوچ مي‌كند. الان ما با ريگي‌هاي پاكستان و همچنين افغانستان به لحاظ جغرافيايي نزديك بوده و تعامل و روابط خوبي با هم داريم.<br />
طايفه ريگي در واقع از 32 تيره تشكيل شده است. من خودم از تيره نتوزه‌اي هستم. از ديگر تيره‌ها شه‌كرم زهي، بهادرزهي، ارباب زهي و... هستند. هر تيره يك سرتيره دارد كه جريانات داخلي را خود سرتيره‌ها رتق و فتق مي‌كنند.<br />
درباره جمعيت هم آمار درستي ندارم، اما ما بالاترين جمعيت را بين طوايف داريم. طايفه ريگي در پاكستان هم بيشترين جمعيت را دارد كه حدود 12هزار نفر است.<br />
<br />
<span style="color: #00BFFF;">شما به عنوان بزرگ طايفه ريگي در ايران محسوب مي‌شويد. در طايفه ريگي، بزرگ طايفه چگونه انتخاب مي‌شود؟</span><br />
اولا خدمت شما عرض كنم كه من ادعايي ندارم سردار طايفه‌ام. ما از قديم ايراني بوده‌ايم، براي همين به نظر من الان رهبر معظم انقلاب و نماينده ايشان در استان سردارند. بنابراين من فقط يك فرد از اين طايفه هستم كه خود آقايان به بنده عنايت داشته و دارند كه من نيز از اين بابت از آنان سپاسگزارم. ريش سفيدي در طوايف هم موروثي است و بازوها و مشاورين نيز كه از ديگر تيره‌ها هستند، به ريش‌سفيد قوم كمك مي‌كنند و كارها را پيش مي‌برند.<br />
<br />
آنچه كه باعث شده تا به خاطر آن وقت شما را بگيريم، عبدالمالك ريگي است كه در قالب رهبر گروهكي تروريستي، تعدادي از هموطنانمان را به شهادت رسانده است. كمي درباره او بگوييد و اين‌كه چه شناختي از وي داريد؟‌<br />
اگر من بخواهم عبدالمالك را كتمان كنم، در واقع بي‌انصافي كرده‌ام. عبدالمالك، ريگي است و اتفاقا از تيره خود ما يعني نتوزه‌اي است. عبدالمالك در واقع پسر آزاد؛ آزاد پسر مندوس خان، مندوس خان فرزند نورمحمد خان و نوه غلامعلي خان است. بنده نيز فرزند مهرالله هستم. پدر بزرگم تاج محمد است و او نيز پسر محمدرضا و نوه غلامعلي خان است. يعني نفر پنجم اجداد ما به يك نفر مي‌رسد. ناگفته نماند كه مادر مندوس خان از ريگي‌هاي پاكستان است.<br />
<br />
يعني يك ريشه عبدالمالك از ريگي‌هاي پاكستان است؟<br />
بله، همين طور است. پدر مالك آدم ساده زيست و نگهبان اداره كل تعاون روستايي استان بوده است. بنابراين يك خانواده فقيري داشته است.<br />
مالك بعد از اتمام درسش در حوزه،‌ وارد جماعت تبليغ مي‌شود و شروع به تبليغ مي‌كند. اين همزمان شد با درگيري‌اي كه طالبان در منطقه پيدا كردند و برخي مذهبيون درخواست مي‌كردند كه جوان‌ها به طالبان بپيوندند. مالك هم به طالبان ملحق شده و بعد كه با هزاره جات [طايفه شيعه] افغانستان درگير مي‌شوند، ‌دستگير مي‌شود. بعدا احمد شاه مسعود، مالك و ساير اسيران را آزاد مي‌كند كه همه آنها به جز مالك به ايران برمي‌گردند. بنابه گفته خود ريگي، او از آن موقع به بعد بنابر دلايلي از طالبان جدا شده و به آمريكايي‌ها مي‌پيوندد.<br />
<br />
شما به ديدار خود با ريگي اشاره كرديد. لطفا درباره اين ديدار و علت آن بيشتر توضيح دهيد.<br />
نيمه دوم سال 1384 آقايان مسوول از ما خواستند تا به ديدار مالك برويم. ما 22 نفر بوديم. آقاي صادقي معاون امنيت استانداري پيش من آمد و از بنده خواست تا با ريگي صحبت كنيم و از او بخواهيم دست از كارهايش بردارد. آن موقع من مخالفت كردم و گفتم رفتن من به صلاح نيست.<br />
<br />
علت مخالفتتان چه بود؟<br />
راستش من نگران خودم بودم. نه كه از رفتن پيش مالك بترسم بلكه نگران واكنش خودي‌هايمان در اينجا بودم كه مبادا بعدا هزار تا مارك و برچسب بچسبانند. در نهايت مرا راضي كردند لااقل تا سراوان بروم. فرماندار سراوان با من نسبت فاميلي داشت و گلايه داشت كه جريان ريگي براي او و حوزه استحفاظي‌اش هزينه‌زا و دردسرزا بوده است. به همين خاطر من نيز از سردار ريگي‌ها در پاكستان يعني شاه‌سليم خان، ‌خواستم بيايد سراوان و بعد من به اتفاق او رفتم پاكستان. ما از طريق پاكستان به سمت افغانستان و نقطه صفر مرزي به نام برابچاه رفتيم كه محل استقرار مالك بود. نصف خانه در پاكستان بود و نيم ديگرش در افغانستان و آنجا با مالك درباره 11 سرباز كه آنها را از تنگه ناهوك به همراه سرهنگ كاوه از زاهدان به گروگان گرفته بود، صحبت كرديم. از او خواستيم اجازه دهد گروگان‌ها را با خودمان به ايران برگردانيم كه قبول نكرد. خلاصه پس از آن‌كه مطالبات مالك توسط مسوولان پذيرفته نشد، او هم درخواست ما را نپذيرفت و گفت گروگان‌ها را آزاد نمي‌كند. حتي مادرش هم مصر مي‌شود كه فلاني تا اينجا آمده بگذار گروگان‌ها با او بروند كه مالك نمي‌پذيرد و مي‌گويد ايشان خبر ندارد. من اگر اين دفعه اين كار را كنم، برايش دردسر مي‌شود و براي جريانات بعدي دائم بايد بيايد و برود. البته من بعدا شنيدم كه اين افراد با وساطت يكي از ياغيان ديگر به نام ملا كمال آزاد مي‌شوند.<br />
<br />
دقيقا اين ديدار در چه تاريخي انجام شد‌؟<br />
يادم هست ما دوشنبه آنجا بوديم كه چهارشنبه‌اش در ايران عيد قربان بود. روز قبلش هم در افغانستان عيد بود. البته اين را بگويم قبل از اين‌كه ما به ديدن ريگي برويم سردار ريگي‌ها در پاكستان به درخواست من درخصوص آزادي گروگان‌ها با مالك ديدار مي‌كند. مالك هم مي‌گويد حاضر است در ازاي 400 ميليون تومان و آزادي 4 نفر از همدستانش، سربازان را آزاد كند. شاه سليم خان هم زرنگي مي‌كند كه مالك اين را با دستخط خودت بنويس. بعد هم اصل نامه را به مسوولان ايران مي‌دهد و كپي‌اش را به ما. با اين پيش‌زمينه بود كه ما به ديدن ريگي رفتيم.<br />
<br />
به ريگي دقيقا چه گفتيد‌ و درباره چه صحبت كرديد؟<br />
من تا قبل از آن ريگي را فقط يك بار آن‌هم در عروسي ديده بودم. به اين شكل كه در يك عروسي مربوط به طايفه ريگي‌ها، 2 روحاني جوان و معمم را ديدم كه نشسته بودند. از يكي پرسيدم اينها كي هستند؟‌ گفت پسرهاي آزادند؛ يكي مولوي عبدالرئوف و ديگري مالك برادر كوچك‌تر است كه من هم اتفاقا گفتم خدا رو شكر كه از نسل ما يكي دو تا روحاني و مولوي هم در آمد. به هر حال ما وقتي وارد محل اقامت ريگي شديم، بعد از ورود ما مالك داخل اتاق شد كه ميني پالتويي تنش بود و چكمه‌هاي خيلي نرمي به پا داشت. ما سر سفره بوديم كه او وارد شد. رسم ما هم اين است كه وقتي كسي سر سفره وارد مي‌شود با هيچ كس سلام و عليك نمي‌كند و مي‌رود كناري مي‌نشيند تا سفره جمع شود بعد احوالپرسي مي‌كند. خلاصه مالك هم كه دستكش به دست داشت، بعد از شام آمد جلو و شروع كرد به دست دادن. ما بسيار بد مي‌دانيم كه كسي با دستكش با مهمانانش دست بدهد. نوعي بي‌احترامي مي‌دانيم. لذا از اين رفتارش بسيار ناراحت شدم و وقتي به من رسيد، دست ندادم و گفتم مالك تو خيلي آدم مزخرفي هستي.‌ گفت: ‌من؟ چرا؟‌ گفتم: بله تو، براي اين‌كه اين آدم‌ها از راه دور براي ديدن تو آمده‌اند اما تو آنقدر بي‌معرفتي كه با دستكش با آنان دست مي‌دهي. نمي‌داني كه اين بي‌معرفتي است؟ همه در آن جلسه به نوبت با مالك حرف زدند و جمعا تا ساعت 4 صبح طول كشيد. هر چي ما گفتيم او حرفمان را نپذيرفت. من حتي كمي تند شدم و گفتم تلنگري به او بزنم ببينم چه كار مي‌كند، اما جواب مرا نداد و فقط لبخند مي‌زد.<br />
يادم هست شاه سليم خان به مالك گفت كارهاي تو هم خيانت به ريگي‌هاي ايران است و هم ريگي‌هاي پاكستان. مالك گفت: چطور؟ جواب داد: به اين دليل كه از روزي كه شما اين سربازها را به گروگان گرفتي، جمهوري اسلامي از درون ايران تا جايي كه ما زندگي مي‌كنيم، قدم به قدم سرباز گذاشته. خودت خوب مي‌داني كه كليه مايحتاج زندگي ما از ايران تامين مي‌شود؛ از مواد سوختي گرفته تا آرد و تايد. چرا كه ما به ايران نزديك‌تريم تا اولين مركز پاكستان كه مالك جواب داد: «حاجي شما چقدر سست عنصريد! نبايد اين طوري باشيد. من تا 2 سال پيش نيازمند يك تيكه نان بودم، اما الان آمريكا آنقدر دلار برايم مي‌ريزد كه نمي‌دانم چطوري جمعشان كنم. بعد هم به ايراني پول بده هر كاري كه دلت مي‌خواهد انجام بده.»<br />
يادم هست وقتي مالك به پولي كه آمريكايي‌ها به او مي‌دادند اشاره كرد، بلافاصله به او گفتم:‌ بحث خوبي را پيش كشيدي. تو مي‌گويي كه با مشرك مبارزه مي‌كني. اين را قبول داري كه آمريكا دشمن مسلمان‌هاست. فرقي هم ندارد ايراني باشد يا فلسطيني يا پاكستاني. آمريكا به خاطر حمايت از اسرائيل دشمن تمام مسلمان‌هاست. پس تو اگر مدعي مبارزه با مشرك هستي به جاي مبارزه با آمريكايي‌ها، چرا از آنها پول مي‌گيري؟ به هر حال اين تفكر خاص او بود. باز يادم هست كه مالك به من گفت: ‌حالا كه تو رك حرف زدي من هم رك مي‌گويم كه من به هيچ كس در ايران رحم نخواهم كرد. دستم به هر كي از فرماندار تا استاندار و نيروي انتظامي و مردم عادي برسد، به گروگان مي‌گيرم.<br />
<br />
بعد از اين‌كه صحبت‌هايتان با ريگي تمام شد، كي به ايران برگشتيد؟‌<br />
ساعت 4 صبح بود كه همه به جز من رفتند بخوابند. من همين طور نشستم سر جايم. صاحبخانه كه ديد بيدارم گفت چرا نمي‌خوابي؟‌ گفتم مي‌ترسم. گفت از چي مي‌ترسي؟ گفتم ‌اين همه آدم مسلح، ‌ما هم بي‌دفاع، ترس ندارد؟ گفت شوخي نكن. گفتم شوخي نمي‌كنم.<br />
البته واقعيت اين بود كه خواب از سرم پريده بود. با اين حال چند لحظه بعد با تلفن ماهواره‌اي ثريا برگشت و گفت بيا اگر مي‌خواهي به خانواده‌ات زنگ بزن كه نپذيرفتم. بعد با هم صحبت كرديم. او گفت گروه ريگي حدود 400 نفرند و يك شاخه آنها سياسي است و رهبرشان هم مولوي جليل شهبخش است و فرمانده شاخه نظامي هم مالك است. پرسيدم تصميم نهايي را چه كسي مي‌گيرد؟‌ گفت شورايي دارند كه تصميم نهايي را هر چه كه باشد مي‌گيرد و به مالك ابلاغ مي‌كنند و او اجرا مي‌كند. به گفته او، مالك سخنگو هم بود چون علاوه بر خوش سر و زباني، به زبان‌هاي انگليسي، فارسي، اردو و ‌پشتوي افغاني هم مسلط بود. او همچنين گفت كه مالك دوره كـماندويي را به مدت 2 سال نزد آمريكايي‌ها در پاكستان فرا مي‌گيرد.<br />
از او علت دست دادن مالك با دستكش را پرسيدم كه گفت: چون يك سمي هست كه به كف دست مي‌مالند و وقتي با طرف دست مي‌دهند آن سم جذب بدنش مي‌شود و بعد از يكي دو ماه اثر مي‌كند. آمريكايي‌ها به او آموزش داده بود كه دست ندهد. سوال كردم پس چطور به خود فرد آسيبي نمي‌رساند كه جواب داد: ‌كرمي هست كه به دست مي‌مالند و مانع از نفوذ سم به دست خود فرد مي‌شود. دوباره سوال كردم مالك چرا با ما غذا نخورد؟ گفت:‌ او از دست هيچ كس غذا نمي‌خورد و هميشه خودش غذايش را مي‌پزد چون به هيچ كس اطمينان ندارد. هميشه هم از آب معدني استفاده مي‌كند كه آن را هم قبل از مصرف تست مي‌كند، يعني بطري را قبل از مصرف فشار مي‌دهد تا مبادا با سوزن‌هاي بسيار ريزي كه همين طوري به شكل عادي هيچ اثري روي بطري نمي‌گذارند، آب آلوده شده باشد. براي همين بطري را فشار مي‌دهد تا نشتي‌هايي را كه فقط در صورت فشار زياد مشخص مي‌شود، ببيند.<br />
<br />
در حادثه تاسوكي به شما مراجعه نشد تا مجددا با ريگي وارد مذاكره شويد؟<br />
نه. چون من قبلش وقتي به كشور برگشتم تمام حرف‌هاي رد و بدل شده با مالك را به آقايان گفتم و آنها هم يادداشت كردند. آن موقع به آنها رك و راست گفتم با آن چيزي كه من در اين آدم ديدم، به نظر من جريان مالك تمام شدني نيست. حتي يادم است گفتم از خدا مي‌خواهم مالك را دستگير و اعدام كنيد و من هم زنده باشم تا حرفم ثابت شود. من ديدم كه از كل بلوچستان و همه طوايف آنجا آدم و نفر بود. اوضاعي هم كه اخيرا پيش آمد نيز به نظرم حرف مرا ثابت مي‌كند. چون بافت سيستان و بلوچستان قومي - قبيله‌اي است و با بافت شهري فرق دارد. به آقايان گفتم يا شما علم و اطلاعي از مالك نداريد يا اطلاعاتي كه به شما مي‌دهند، ناقص است.<br />
به هر حال بايد بگويم پديده عبدالمالك پديده شومي است و بهتر اين است كه خود دست‌اندركاران و آنهايي كه در راس قرار گرفته‌اند، ريشه‌يابي كنند چرا او به اينجا رسيد.<br />
<br />
شما فكر مي‌كنيد انگيزه اصلي عبدالمالك ريگي از جنايت‌هايي كه انجام داد چه بود؟ به عبارتي ‌برداشتتان با توجه به صحبت‌هايي كه با يكديگر داشتيد، ‌چيست؟<br />
خب مالك به موضوع ديگري هم اعتراض داشت و به آن صراحتا اشاره كرد و آن هم كشته شدن برادرش بود. برادر بزرگش كه مواد مخدر جابه‌جا مي‌كرده، لو مي‌رود و او نيز جلوي ماشين زني را مي‌گيرد. به او مي‌گويد كه من سارق نيستم و پرايدتان را فلان جا مي‌گذارم بعدا برداريد. به هر حال درگيري بين او و ماموران نيروي انتظامي رخ مي‌دهد. ظاهرا برادر ريگي يا مهمــاتش تمام مي‌شود يا زخمي كه در هر صورت خود را تسليم مي‌كند و دست‌هايش را بالا مي‌برد اما اينطور كه مالك مي‌گفت يكي از ماموران به سمت او شليك مي‌كند. مالك نيز به اين اعتراض داشت كه چرا به فردي كه خود را تسليم كرده برخلاف قانون شليك مي‌شود. مالك مي‌گفت خود خدا گفته با بي‌قانوني بايد مبارزه كرد. او همچنين مي‌گفت چرا بايد آنقدر دوگانگي و تبعيض رفتار بين بلوچ‌ها با بقيه وجود داشته باشد. به هر ترتيب مالك اين مواردي را كه گفتم مستمسك رفتارهاي نادرست خود كرده بود.<br />
<br />
آيا شما حرف آخر ريگي را درباره وجود تبعيض بين بلوچ‌ها قبول داريد؟<br />
بله. الان از 4 معاون استانداري، فقط يكي بلوچ است. در تمام ادارات در بخش مديريتي وضع همين است. در استان حتي يك فرماندار بلوچ سني نداريم. از آن طرف هم يكباره مي‌بينيم كه با آمدن يك مسوول جديد چندين آدم خبره با هر قوميتي، كنار گذاشته مي‌شود. تا اين مسائل حل نشود، متاسفانه اين وضعيت ادامه خواهد يافت. بايد يك توازني برقرار بشود تا بساط پديده شوم مالك برچيده شود.<br />
<br />
آيا به خاطر ريگي كسي به شما و طايفه‌تان طعنه نمي‌زد؟‌<br />
نه هيچ فرد و طايفه‌اي به ما طعنه نزد.<br />
<br />
با توجه به اظهارات شما مي‌توان چنين برداشت كرد كه پاكستان از ريگي حمايت مي‌كرده است؟‌<br />
زماني كه من رفتم پاكستان پيش ريگي، شنيدم كه بر اثر انتقاد وزارت خارجه ايران از پاكستان، ارتش اين كشور با 160 نفر نيرو و هليكوپتر و تجهيزات قصد مبارزه با مالك را مي‌كند كه يك زيدي به فرمانده ارتش، 60 هزار روپيه مي‌دهد تا بي‌خيال اين ماموريت شوند و او هم مي‌پذيرد و به اين ترتيب جنايات ريگي ادامه پيدا مي‌كند.<br />
<br />
و حرف آخر؟‌<br />
در اين منطقه دو نفر واقعا به درد مردم مي‌رسند كه مي‌خواستم از آنها تشكر كنم. يكي آيت‌الله سليماني امام جمعه معظم زاهدان و نماينده رهبر معظم انقلاب كه واقعا انسان شريفي است و ديگري آقاي آزاد استاندار ما كه اگرچه خودش اصالتا لر است و نسبتي با قوم‌هاي اين منطقه ندارد، اما بسيار درستكار است و حتي يكي از آشنايانش را هم با خود همراه نكرده و واقعا براي مردم منطقه كار مي‌كند. مي‌خواستم به اين طريق از زحماتي كه اين دو بزرگوار براي مردم محروم سيستان و بلوچستان مي‌كشند، تشكر كنم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بشير احمد ريگي، بزرگ طايفه ريگي‌ها در ايران است. هرچند در طول مصاحبه چند باري تاكيد مي‌كند كه او را به رسم طوايف بلوچ سردار صدا نزنيم. بيشتر از وجهه سرداري‌اش، فرهنگي بودن و شهردار بودنش را دوست دارد. 22 سال سابقه شهرداري در ميرجاوه دارد كه 2 سالش مربوط به قبل از انقلاب است.<br />
در خانه‌اش واقع در روستاي جون‌آباد در 80 كيلومتري زاهدان ميزبانم مي‌شود تا درباره يكي از اعضاي طايفه‌اش بگويد كه با جنايت‌هايش، افراد زيادي را اعم از فارس و بلوچ به شهادت رساند.<br />
<br />
او تاكيد دارد هم سيستاني‌ها و هم بلوچ‌ها مردمان بسيار محترمي هستند. او نيز از شهيد شوشتري به نيكي ياد مي‌كند و مي‌گويد:‌ من فقط يكي دو دقيقه‌اي ديرتر از شهيد شوشتري به محل همايش رسيدم و ديواري كه بين ما حائل بود، باعث شد تا انفجار به من آسيبي نرساند.<br />
<br />
<span style="color: #1E90FF;">مي‌خواستم درباره طايفه ريگي توضيحاتي را ارائه دهيد. اين‌كه اين طايفه چقدر جمعيت دارد؟‌كجاها ساكن است و خلاصه چه ويژگي‌هايي دارد؟</span><br />
طايفه ريگي از قديمي‌ترين طايفه‌هاي ايران است. در تاريخ بيهقي از زمان سلطان مسعود، ‌از اين طايفه اسم برده شده است كه در آن تاكيد شده زماني كه ابوالعسكر سر به شورش مي‌زند، 20 هزار سوار ريگي، كيتي و مكراني براي مقابله با شورشيان، به حكومت مركزي ملحق مي‌شوند.<br />
طايفه ريگي از قديم‌الايام وطن‌خواه بوده، ايراني است و نژاد آريايي دارد. محل زندگي ما نيز در بلوچستان بوده است. البته بلوچستان در حال حاضر 3 قسمت دارد؛ يكي در ايران، ‌ديگري در پاكستان و سومي در افغانستان. اما آن زماني كه ايران وسيع‌تر از اكنون بوده، طايفه ريگي در منطقه ماشكيت پاكستان فعلي زندگي مي‌كرده است و زماني كه نادرشاه افشار به هندوستان لشكركشي مي‌كند، جد بزرگ طايفه ريگي به نام امير بولان در منطقه ماشكيت از فرمانده لشكر نادرشاه استقبال مي‌كند. سپس جد ريگي‌ها با يكي از سرداران طايفه انوشيرواني پاكستان يعني پردهال ديدار مي‌كند و به اتفاق هم با نادر به هندوستان مي‌روند و پس از فتوحاتي كه نادر شاه انجام مي‌دهد، به قندهار مي‌روند تا از آنجا راهي ايران و پايتخت كه آن زمان مشهد مقدس بود بشوند. ‌بر حسب اتفاق پردل خان انوشيرواني در قندهار مي‌ميرد و همراهانش به نادرشاه مي‌گويند رسم بلوچ‌ها اين است كه هركس در محل زادگاه خود دفن بشود. نادرشاه هم با تعجب مي‌گويد در آن صورت جسد كه متلاشي مي‌شود، اما آنها مي‌گويند نه! ما جسد را سالم نگه مي‌داريم.<br />
بنابر گفته‌اي براي اين‌كه جسد متلاشي نشود، گاوي را مي‌كشند و جسد را در پوستش طوري جاسازي مي‌كنند كه هوا به درونش نفوذ نكند، چيزي شبيه به موميايي زمان فراعنه و به اين طريق جسد سالم به مقصد مي‌رسد و نادرشاه از آن موقع به بعد، از غنايم سهمي به آنها مي‌دهد و از جد ريگي‌ها مي‌خواهد كه به حكومت مركزي نزديك‌تر شده و همكاري بيشتري داشته باشند. در آن دوران بلوچستان جزو ايالت كرمان بوده و براي همين طايفه ريگي براي اين‌كه به مشهد نزديك‌تر باشد، از آن زمان به منطقه فعلي كوچ مي‌كند. الان ما با ريگي‌هاي پاكستان و همچنين افغانستان به لحاظ جغرافيايي نزديك بوده و تعامل و روابط خوبي با هم داريم.<br />
طايفه ريگي در واقع از 32 تيره تشكيل شده است. من خودم از تيره نتوزه‌اي هستم. از ديگر تيره‌ها شه‌كرم زهي، بهادرزهي، ارباب زهي و... هستند. هر تيره يك سرتيره دارد كه جريانات داخلي را خود سرتيره‌ها رتق و فتق مي‌كنند.<br />
درباره جمعيت هم آمار درستي ندارم، اما ما بالاترين جمعيت را بين طوايف داريم. طايفه ريگي در پاكستان هم بيشترين جمعيت را دارد كه حدود 12هزار نفر است.<br />
<br />
<span style="color: #00BFFF;">شما به عنوان بزرگ طايفه ريگي در ايران محسوب مي‌شويد. در طايفه ريگي، بزرگ طايفه چگونه انتخاب مي‌شود؟</span><br />
اولا خدمت شما عرض كنم كه من ادعايي ندارم سردار طايفه‌ام. ما از قديم ايراني بوده‌ايم، براي همين به نظر من الان رهبر معظم انقلاب و نماينده ايشان در استان سردارند. بنابراين من فقط يك فرد از اين طايفه هستم كه خود آقايان به بنده عنايت داشته و دارند كه من نيز از اين بابت از آنان سپاسگزارم. ريش سفيدي در طوايف هم موروثي است و بازوها و مشاورين نيز كه از ديگر تيره‌ها هستند، به ريش‌سفيد قوم كمك مي‌كنند و كارها را پيش مي‌برند.<br />
<br />
آنچه كه باعث شده تا به خاطر آن وقت شما را بگيريم، عبدالمالك ريگي است كه در قالب رهبر گروهكي تروريستي، تعدادي از هموطنانمان را به شهادت رسانده است. كمي درباره او بگوييد و اين‌كه چه شناختي از وي داريد؟‌<br />
اگر من بخواهم عبدالمالك را كتمان كنم، در واقع بي‌انصافي كرده‌ام. عبدالمالك، ريگي است و اتفاقا از تيره خود ما يعني نتوزه‌اي است. عبدالمالك در واقع پسر آزاد؛ آزاد پسر مندوس خان، مندوس خان فرزند نورمحمد خان و نوه غلامعلي خان است. بنده نيز فرزند مهرالله هستم. پدر بزرگم تاج محمد است و او نيز پسر محمدرضا و نوه غلامعلي خان است. يعني نفر پنجم اجداد ما به يك نفر مي‌رسد. ناگفته نماند كه مادر مندوس خان از ريگي‌هاي پاكستان است.<br />
<br />
يعني يك ريشه عبدالمالك از ريگي‌هاي پاكستان است؟<br />
بله، همين طور است. پدر مالك آدم ساده زيست و نگهبان اداره كل تعاون روستايي استان بوده است. بنابراين يك خانواده فقيري داشته است.<br />
مالك بعد از اتمام درسش در حوزه،‌ وارد جماعت تبليغ مي‌شود و شروع به تبليغ مي‌كند. اين همزمان شد با درگيري‌اي كه طالبان در منطقه پيدا كردند و برخي مذهبيون درخواست مي‌كردند كه جوان‌ها به طالبان بپيوندند. مالك هم به طالبان ملحق شده و بعد كه با هزاره جات [طايفه شيعه] افغانستان درگير مي‌شوند، ‌دستگير مي‌شود. بعدا احمد شاه مسعود، مالك و ساير اسيران را آزاد مي‌كند كه همه آنها به جز مالك به ايران برمي‌گردند. بنابه گفته خود ريگي، او از آن موقع به بعد بنابر دلايلي از طالبان جدا شده و به آمريكايي‌ها مي‌پيوندد.<br />
<br />
شما به ديدار خود با ريگي اشاره كرديد. لطفا درباره اين ديدار و علت آن بيشتر توضيح دهيد.<br />
نيمه دوم سال 1384 آقايان مسوول از ما خواستند تا به ديدار مالك برويم. ما 22 نفر بوديم. آقاي صادقي معاون امنيت استانداري پيش من آمد و از بنده خواست تا با ريگي صحبت كنيم و از او بخواهيم دست از كارهايش بردارد. آن موقع من مخالفت كردم و گفتم رفتن من به صلاح نيست.<br />
<br />
علت مخالفتتان چه بود؟<br />
راستش من نگران خودم بودم. نه كه از رفتن پيش مالك بترسم بلكه نگران واكنش خودي‌هايمان در اينجا بودم كه مبادا بعدا هزار تا مارك و برچسب بچسبانند. در نهايت مرا راضي كردند لااقل تا سراوان بروم. فرماندار سراوان با من نسبت فاميلي داشت و گلايه داشت كه جريان ريگي براي او و حوزه استحفاظي‌اش هزينه‌زا و دردسرزا بوده است. به همين خاطر من نيز از سردار ريگي‌ها در پاكستان يعني شاه‌سليم خان، ‌خواستم بيايد سراوان و بعد من به اتفاق او رفتم پاكستان. ما از طريق پاكستان به سمت افغانستان و نقطه صفر مرزي به نام برابچاه رفتيم كه محل استقرار مالك بود. نصف خانه در پاكستان بود و نيم ديگرش در افغانستان و آنجا با مالك درباره 11 سرباز كه آنها را از تنگه ناهوك به همراه سرهنگ كاوه از زاهدان به گروگان گرفته بود، صحبت كرديم. از او خواستيم اجازه دهد گروگان‌ها را با خودمان به ايران برگردانيم كه قبول نكرد. خلاصه پس از آن‌كه مطالبات مالك توسط مسوولان پذيرفته نشد، او هم درخواست ما را نپذيرفت و گفت گروگان‌ها را آزاد نمي‌كند. حتي مادرش هم مصر مي‌شود كه فلاني تا اينجا آمده بگذار گروگان‌ها با او بروند كه مالك نمي‌پذيرد و مي‌گويد ايشان خبر ندارد. من اگر اين دفعه اين كار را كنم، برايش دردسر مي‌شود و براي جريانات بعدي دائم بايد بيايد و برود. البته من بعدا شنيدم كه اين افراد با وساطت يكي از ياغيان ديگر به نام ملا كمال آزاد مي‌شوند.<br />
<br />
دقيقا اين ديدار در چه تاريخي انجام شد‌؟<br />
يادم هست ما دوشنبه آنجا بوديم كه چهارشنبه‌اش در ايران عيد قربان بود. روز قبلش هم در افغانستان عيد بود. البته اين را بگويم قبل از اين‌كه ما به ديدن ريگي برويم سردار ريگي‌ها در پاكستان به درخواست من درخصوص آزادي گروگان‌ها با مالك ديدار مي‌كند. مالك هم مي‌گويد حاضر است در ازاي 400 ميليون تومان و آزادي 4 نفر از همدستانش، سربازان را آزاد كند. شاه سليم خان هم زرنگي مي‌كند كه مالك اين را با دستخط خودت بنويس. بعد هم اصل نامه را به مسوولان ايران مي‌دهد و كپي‌اش را به ما. با اين پيش‌زمينه بود كه ما به ديدن ريگي رفتيم.<br />
<br />
به ريگي دقيقا چه گفتيد‌ و درباره چه صحبت كرديد؟<br />
من تا قبل از آن ريگي را فقط يك بار آن‌هم در عروسي ديده بودم. به اين شكل كه در يك عروسي مربوط به طايفه ريگي‌ها، 2 روحاني جوان و معمم را ديدم كه نشسته بودند. از يكي پرسيدم اينها كي هستند؟‌ گفت پسرهاي آزادند؛ يكي مولوي عبدالرئوف و ديگري مالك برادر كوچك‌تر است كه من هم اتفاقا گفتم خدا رو شكر كه از نسل ما يكي دو تا روحاني و مولوي هم در آمد. به هر حال ما وقتي وارد محل اقامت ريگي شديم، بعد از ورود ما مالك داخل اتاق شد كه ميني پالتويي تنش بود و چكمه‌هاي خيلي نرمي به پا داشت. ما سر سفره بوديم كه او وارد شد. رسم ما هم اين است كه وقتي كسي سر سفره وارد مي‌شود با هيچ كس سلام و عليك نمي‌كند و مي‌رود كناري مي‌نشيند تا سفره جمع شود بعد احوالپرسي مي‌كند. خلاصه مالك هم كه دستكش به دست داشت، بعد از شام آمد جلو و شروع كرد به دست دادن. ما بسيار بد مي‌دانيم كه كسي با دستكش با مهمانانش دست بدهد. نوعي بي‌احترامي مي‌دانيم. لذا از اين رفتارش بسيار ناراحت شدم و وقتي به من رسيد، دست ندادم و گفتم مالك تو خيلي آدم مزخرفي هستي.‌ گفت: ‌من؟ چرا؟‌ گفتم: بله تو، براي اين‌كه اين آدم‌ها از راه دور براي ديدن تو آمده‌اند اما تو آنقدر بي‌معرفتي كه با دستكش با آنان دست مي‌دهي. نمي‌داني كه اين بي‌معرفتي است؟ همه در آن جلسه به نوبت با مالك حرف زدند و جمعا تا ساعت 4 صبح طول كشيد. هر چي ما گفتيم او حرفمان را نپذيرفت. من حتي كمي تند شدم و گفتم تلنگري به او بزنم ببينم چه كار مي‌كند، اما جواب مرا نداد و فقط لبخند مي‌زد.<br />
يادم هست شاه سليم خان به مالك گفت كارهاي تو هم خيانت به ريگي‌هاي ايران است و هم ريگي‌هاي پاكستان. مالك گفت: چطور؟ جواب داد: به اين دليل كه از روزي كه شما اين سربازها را به گروگان گرفتي، جمهوري اسلامي از درون ايران تا جايي كه ما زندگي مي‌كنيم، قدم به قدم سرباز گذاشته. خودت خوب مي‌داني كه كليه مايحتاج زندگي ما از ايران تامين مي‌شود؛ از مواد سوختي گرفته تا آرد و تايد. چرا كه ما به ايران نزديك‌تريم تا اولين مركز پاكستان كه مالك جواب داد: «حاجي شما چقدر سست عنصريد! نبايد اين طوري باشيد. من تا 2 سال پيش نيازمند يك تيكه نان بودم، اما الان آمريكا آنقدر دلار برايم مي‌ريزد كه نمي‌دانم چطوري جمعشان كنم. بعد هم به ايراني پول بده هر كاري كه دلت مي‌خواهد انجام بده.»<br />
يادم هست وقتي مالك به پولي كه آمريكايي‌ها به او مي‌دادند اشاره كرد، بلافاصله به او گفتم:‌ بحث خوبي را پيش كشيدي. تو مي‌گويي كه با مشرك مبارزه مي‌كني. اين را قبول داري كه آمريكا دشمن مسلمان‌هاست. فرقي هم ندارد ايراني باشد يا فلسطيني يا پاكستاني. آمريكا به خاطر حمايت از اسرائيل دشمن تمام مسلمان‌هاست. پس تو اگر مدعي مبارزه با مشرك هستي به جاي مبارزه با آمريكايي‌ها، چرا از آنها پول مي‌گيري؟ به هر حال اين تفكر خاص او بود. باز يادم هست كه مالك به من گفت: ‌حالا كه تو رك حرف زدي من هم رك مي‌گويم كه من به هيچ كس در ايران رحم نخواهم كرد. دستم به هر كي از فرماندار تا استاندار و نيروي انتظامي و مردم عادي برسد، به گروگان مي‌گيرم.<br />
<br />
بعد از اين‌كه صحبت‌هايتان با ريگي تمام شد، كي به ايران برگشتيد؟‌<br />
ساعت 4 صبح بود كه همه به جز من رفتند بخوابند. من همين طور نشستم سر جايم. صاحبخانه كه ديد بيدارم گفت چرا نمي‌خوابي؟‌ گفتم مي‌ترسم. گفت از چي مي‌ترسي؟ گفتم ‌اين همه آدم مسلح، ‌ما هم بي‌دفاع، ترس ندارد؟ گفت شوخي نكن. گفتم شوخي نمي‌كنم.<br />
البته واقعيت اين بود كه خواب از سرم پريده بود. با اين حال چند لحظه بعد با تلفن ماهواره‌اي ثريا برگشت و گفت بيا اگر مي‌خواهي به خانواده‌ات زنگ بزن كه نپذيرفتم. بعد با هم صحبت كرديم. او گفت گروه ريگي حدود 400 نفرند و يك شاخه آنها سياسي است و رهبرشان هم مولوي جليل شهبخش است و فرمانده شاخه نظامي هم مالك است. پرسيدم تصميم نهايي را چه كسي مي‌گيرد؟‌ گفت شورايي دارند كه تصميم نهايي را هر چه كه باشد مي‌گيرد و به مالك ابلاغ مي‌كنند و او اجرا مي‌كند. به گفته او، مالك سخنگو هم بود چون علاوه بر خوش سر و زباني، به زبان‌هاي انگليسي، فارسي، اردو و ‌پشتوي افغاني هم مسلط بود. او همچنين گفت كه مالك دوره كـماندويي را به مدت 2 سال نزد آمريكايي‌ها در پاكستان فرا مي‌گيرد.<br />
از او علت دست دادن مالك با دستكش را پرسيدم كه گفت: چون يك سمي هست كه به كف دست مي‌مالند و وقتي با طرف دست مي‌دهند آن سم جذب بدنش مي‌شود و بعد از يكي دو ماه اثر مي‌كند. آمريكايي‌ها به او آموزش داده بود كه دست ندهد. سوال كردم پس چطور به خود فرد آسيبي نمي‌رساند كه جواب داد: ‌كرمي هست كه به دست مي‌مالند و مانع از نفوذ سم به دست خود فرد مي‌شود. دوباره سوال كردم مالك چرا با ما غذا نخورد؟ گفت:‌ او از دست هيچ كس غذا نمي‌خورد و هميشه خودش غذايش را مي‌پزد چون به هيچ كس اطمينان ندارد. هميشه هم از آب معدني استفاده مي‌كند كه آن را هم قبل از مصرف تست مي‌كند، يعني بطري را قبل از مصرف فشار مي‌دهد تا مبادا با سوزن‌هاي بسيار ريزي كه همين طوري به شكل عادي هيچ اثري روي بطري نمي‌گذارند، آب آلوده شده باشد. براي همين بطري را فشار مي‌دهد تا نشتي‌هايي را كه فقط در صورت فشار زياد مشخص مي‌شود، ببيند.<br />
<br />
در حادثه تاسوكي به شما مراجعه نشد تا مجددا با ريگي وارد مذاكره شويد؟<br />
نه. چون من قبلش وقتي به كشور برگشتم تمام حرف‌هاي رد و بدل شده با مالك را به آقايان گفتم و آنها هم يادداشت كردند. آن موقع به آنها رك و راست گفتم با آن چيزي كه من در اين آدم ديدم، به نظر من جريان مالك تمام شدني نيست. حتي يادم است گفتم از خدا مي‌خواهم مالك را دستگير و اعدام كنيد و من هم زنده باشم تا حرفم ثابت شود. من ديدم كه از كل بلوچستان و همه طوايف آنجا آدم و نفر بود. اوضاعي هم كه اخيرا پيش آمد نيز به نظرم حرف مرا ثابت مي‌كند. چون بافت سيستان و بلوچستان قومي - قبيله‌اي است و با بافت شهري فرق دارد. به آقايان گفتم يا شما علم و اطلاعي از مالك نداريد يا اطلاعاتي كه به شما مي‌دهند، ناقص است.<br />
به هر حال بايد بگويم پديده عبدالمالك پديده شومي است و بهتر اين است كه خود دست‌اندركاران و آنهايي كه در راس قرار گرفته‌اند، ريشه‌يابي كنند چرا او به اينجا رسيد.<br />
<br />
شما فكر مي‌كنيد انگيزه اصلي عبدالمالك ريگي از جنايت‌هايي كه انجام داد چه بود؟ به عبارتي ‌برداشتتان با توجه به صحبت‌هايي كه با يكديگر داشتيد، ‌چيست؟<br />
خب مالك به موضوع ديگري هم اعتراض داشت و به آن صراحتا اشاره كرد و آن هم كشته شدن برادرش بود. برادر بزرگش كه مواد مخدر جابه‌جا مي‌كرده، لو مي‌رود و او نيز جلوي ماشين زني را مي‌گيرد. به او مي‌گويد كه من سارق نيستم و پرايدتان را فلان جا مي‌گذارم بعدا برداريد. به هر حال درگيري بين او و ماموران نيروي انتظامي رخ مي‌دهد. ظاهرا برادر ريگي يا مهمــاتش تمام مي‌شود يا زخمي كه در هر صورت خود را تسليم مي‌كند و دست‌هايش را بالا مي‌برد اما اينطور كه مالك مي‌گفت يكي از ماموران به سمت او شليك مي‌كند. مالك نيز به اين اعتراض داشت كه چرا به فردي كه خود را تسليم كرده برخلاف قانون شليك مي‌شود. مالك مي‌گفت خود خدا گفته با بي‌قانوني بايد مبارزه كرد. او همچنين مي‌گفت چرا بايد آنقدر دوگانگي و تبعيض رفتار بين بلوچ‌ها با بقيه وجود داشته باشد. به هر ترتيب مالك اين مواردي را كه گفتم مستمسك رفتارهاي نادرست خود كرده بود.<br />
<br />
آيا شما حرف آخر ريگي را درباره وجود تبعيض بين بلوچ‌ها قبول داريد؟<br />
بله. الان از 4 معاون استانداري، فقط يكي بلوچ است. در تمام ادارات در بخش مديريتي وضع همين است. در استان حتي يك فرماندار بلوچ سني نداريم. از آن طرف هم يكباره مي‌بينيم كه با آمدن يك مسوول جديد چندين آدم خبره با هر قوميتي، كنار گذاشته مي‌شود. تا اين مسائل حل نشود، متاسفانه اين وضعيت ادامه خواهد يافت. بايد يك توازني برقرار بشود تا بساط پديده شوم مالك برچيده شود.<br />
<br />
آيا به خاطر ريگي كسي به شما و طايفه‌تان طعنه نمي‌زد؟‌<br />
نه هيچ فرد و طايفه‌اي به ما طعنه نزد.<br />
<br />
با توجه به اظهارات شما مي‌توان چنين برداشت كرد كه پاكستان از ريگي حمايت مي‌كرده است؟‌<br />
زماني كه من رفتم پاكستان پيش ريگي، شنيدم كه بر اثر انتقاد وزارت خارجه ايران از پاكستان، ارتش اين كشور با 160 نفر نيرو و هليكوپتر و تجهيزات قصد مبارزه با مالك را مي‌كند كه يك زيدي به فرمانده ارتش، 60 هزار روپيه مي‌دهد تا بي‌خيال اين ماموريت شوند و او هم مي‌پذيرد و به اين ترتيب جنايات ريگي ادامه پيدا مي‌كند.<br />
<br />
و حرف آخر؟‌<br />
در اين منطقه دو نفر واقعا به درد مردم مي‌رسند كه مي‌خواستم از آنها تشكر كنم. يكي آيت‌الله سليماني امام جمعه معظم زاهدان و نماينده رهبر معظم انقلاب كه واقعا انسان شريفي است و ديگري آقاي آزاد استاندار ما كه اگرچه خودش اصالتا لر است و نسبتي با قوم‌هاي اين منطقه ندارد، اما بسيار درستكار است و حتي يكي از آشنايانش را هم با خود همراه نكرده و واقعا براي مردم منطقه كار مي‌كند. مي‌خواستم به اين طريق از زحماتي كه اين دو بزرگوار براي مردم محروم سيستان و بلوچستان مي‌كشند، تشكر كنم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پیش بینی قهرمان لیگ برتر89-90]]></title>
			<link>http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=497</link>
			<pubDate>Mon, 23 Aug 2010 14:45:15 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=497</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #DDA0DD;"><span style="font-size: large;">با سلام<br />
شما از هم اکنون میتوانید به یکی از گزینه های زیر برای انتخاب قهرمان لیگ برتر نظر بدین</span>.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #DDA0DD;"><span style="font-size: large;">با سلام<br />
شما از هم اکنون میتوانید به یکی از گزینه های زیر برای انتخاب قهرمان لیگ برتر نظر بدین</span>.</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[lمانی و کیش او]]></title>
			<link>http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=496</link>
			<pubDate>Mon, 23 Aug 2010 13:10:48 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.sistaniha.info/showthread.php?tid=496</guid>
			<description><![CDATA[مانی مردی آزاده . آزادمنش واز نجیب زادگان ایران بوده است . مادرش مریم نام داشت و نژادش به شهریاران اشکانی پیوسته میشد . پدرش پاتک patekاز مردم همدان بودکه میگفتند او نیز از دوده ی اشکانیان  است .وی از آغاز جوانی به بابل رفته بود ودر مرکزاستان مسن " مسکن داشت .<br />
مانی در روز چهاردهم از ماه آوریل سال دویست و پانزده یا دویست شانزده میلادی در منطقه مردینو یا ایرومیا که در ساحل چپ دجله سفلی واقع بود به دنیا آمد <br />
مانی در همان کودکی سخنان حکیمانه میگفت و چون به دوازده سالگی رسید وحی بر او نازل گردید . وی در منطقه ای دیده به جهان گشود که فرقه ی مغتسله در آن مناطق نفوذ داشتند و به همین سبب نخست مانی باین آیین گروید و سپس به پژوهش در دیگر ادیان (بودائی- زرتشتی - مسیحی ودین بابلیها پرداخت و آنگاه به دعوی پیامبری برخاست وکیشی عرضه کرد که آمیخته ئی از همین ادیان بود ولیکن مانی میگفت : آئینهای زرتشتی وبودائی ومسیحی در کیش او مستهلک خواهد شد ومذهب وی مافوق همه ی مذاهب قرار خواهد گرفت .<br />
کیش مانی در آغاز پیدایش بسرعت گسترش یافت و ایرانیان مقیم بابل بدان گرویدند و نیز بهنگامیکه اردشیر بابکان بر تخت شهریاری ایران تکیه داشت مقبول فرزندو جانشین وی شاهپور که در آن روزگار فرمانروای مسن بود واقع شد و پس از چندی فرزند دیگر اردشیر (شهزاده پیروز )هم به این آئین گروید. مانی میگفته ات که :<br />
پیدایش عالم از دو هستی است یکی نور و یکی ظلمت و هریک از دیگری جدا بوده ونور اولین بزرگی است که در شماره نیاید و او خداوند و فرشته ی جنان النور است و پنج عضو دارد : حلم -علم عقل- غیب- وفطنت :به ضمیمه پنج عضو دیگر که محبت - ایمان -وفا - مروت و حکمت است و.....هستی دیگر که ظلمت باشد : پنج عضو دارد ضباب ( میغ و بخاری که در زمستان در هئا پیدا میشود ) -حریق- سموم (بادهای گرم و کشنده ) سم و ظلمت . مانی بوسیله نقاشی خوب وبد و زیبا و زشت آفرینش را می نمایاند و چهره ی دلکش فرزندان نور را به فریبندگی رسم می کرد ه است تا زیبایی آنان رغبت بینندگان را برانگیزاند .و نیز مظاهر ظلمت را باشکال وحشت آوری نقش می کرده است تا دیدن آن موجب نفرت بینندگان گردد.<br />
مبنای این آئین کوشش ومساعی بشر است بخاطر پیراسته گردانیدن جهان از بدیها و تاریکیها تا از رهگذر آن موجبات پیروزی (اهورا مزدا ) بر(اهریمن) فراهم آید . مانی مبدا عالم را نور که دستیار خداوند است و تاریکی را که دستیار اهریمن است میداند و معتقد است که جهان مخلوطی است از نیک وبد وروشنی و تاریکی وبشر هم که خود جهان کوچکی است در آمیخته ای از جان که محض خیر است و جسم که محض شر است و به همین سبب باید "روان" را از چنگ "تن" برهاند وپاک کند تا بتواند بملکوت که جهان نور و روشنائی است راه یابد و بسعادت جاویدان برسد :چه آنکه "روان" همه (نیکی وخیر) وتن " سراسر (بدی وشر ) است . <br />
اما اندیشه های مانی پس از چندی سبب شد که موبدان زرتشتی احساس خطر کردند وبرای پاسداری از نفوذ و قدرتی که در جامعه ی ایران بدست آورده بودند به دشمنی با وی برخاستند . از همین رو وبر اثر دسیسه های موبدان زرتشتی شاهپور اول شهریار ساسانی که نخست ودر آغاز پادشاهیش از پشتیبانان مانی بود :در سالهای آخرسلطنتش حمایت ویاری خویش را ازوی باز گرفت ومانی را از ایران طرد کرد مانی به کشورهای آسیای مرکزی روی آورد . نزدیک به دهسال در نواحی مصر - فلسطین -نصیبین - فارس -پارت مرو وخراسان مقیم شد و به تبلیغ کیش خویش پرداخت . پس از شاهپور اول فرزندش (هرمزد)بسلطنت نشست و به مانی و پیروانش در گسترش کیشی که داشتند آزادی بخشید ولیکن برادرش بهرام اول بر اثر توطئه پیشوایان زرتشتی اورا در زندان (انوش برد ) بغل و زنجیر کشید و به زندان  افکند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[مانی مردی آزاده . آزادمنش واز نجیب زادگان ایران بوده است . مادرش مریم نام داشت و نژادش به شهریاران اشکانی پیوسته میشد . پدرش پاتک patekاز مردم همدان بودکه میگفتند او نیز از دوده ی اشکانیان  است .وی از آغاز جوانی به بابل رفته بود ودر مرکزاستان مسن " مسکن داشت .<br />
مانی در روز چهاردهم از ماه آوریل سال دویست و پانزده یا دویست شانزده میلادی در منطقه مردینو یا ایرومیا که در ساحل چپ دجله سفلی واقع بود به دنیا آمد <br />
مانی در همان کودکی سخنان حکیمانه میگفت و چون به دوازده سالگی رسید وحی بر او نازل گردید . وی در منطقه ای دیده به جهان گشود که فرقه ی مغتسله در آن مناطق نفوذ داشتند و به همین سبب نخست مانی باین آیین گروید و سپس به پژوهش در دیگر ادیان (بودائی- زرتشتی - مسیحی ودین بابلیها پرداخت و آنگاه به دعوی پیامبری برخاست وکیشی عرضه کرد که آمیخته ئی از همین ادیان بود ولیکن مانی میگفت : آئینهای زرتشتی وبودائی ومسیحی در کیش او مستهلک خواهد شد ومذهب وی مافوق همه ی مذاهب قرار خواهد گرفت .<br />
کیش مانی در آغاز پیدایش بسرعت گسترش یافت و ایرانیان مقیم بابل بدان گرویدند و نیز بهنگامیکه اردشیر بابکان بر تخت شهریاری ایران تکیه داشت مقبول فرزندو جانشین وی شاهپور که در آن روزگار فرمانروای مسن بود واقع شد و پس از چندی فرزند دیگر اردشیر (شهزاده پیروز )هم به این آئین گروید. مانی میگفته ات که :<br />
پیدایش عالم از دو هستی است یکی نور و یکی ظلمت و هریک از دیگری جدا بوده ونور اولین بزرگی است که در شماره نیاید و او خداوند و فرشته ی جنان النور است و پنج عضو دارد : حلم -علم عقل- غیب- وفطنت :به ضمیمه پنج عضو دیگر که محبت - ایمان -وفا - مروت و حکمت است و.....هستی دیگر که ظلمت باشد : پنج عضو دارد ضباب ( میغ و بخاری که در زمستان در هئا پیدا میشود ) -حریق- سموم (بادهای گرم و کشنده ) سم و ظلمت . مانی بوسیله نقاشی خوب وبد و زیبا و زشت آفرینش را می نمایاند و چهره ی دلکش فرزندان نور را به فریبندگی رسم می کرد ه است تا زیبایی آنان رغبت بینندگان را برانگیزاند .و نیز مظاهر ظلمت را باشکال وحشت آوری نقش می کرده است تا دیدن آن موجب نفرت بینندگان گردد.<br />
مبنای این آئین کوشش ومساعی بشر است بخاطر پیراسته گردانیدن جهان از بدیها و تاریکیها تا از رهگذر آن موجبات پیروزی (اهورا مزدا ) بر(اهریمن) فراهم آید . مانی مبدا عالم را نور که دستیار خداوند است و تاریکی را که دستیار اهریمن است میداند و معتقد است که جهان مخلوطی است از نیک وبد وروشنی و تاریکی وبشر هم که خود جهان کوچکی است در آمیخته ای از جان که محض خیر است و جسم که محض شر است و به همین سبب باید "روان" را از چنگ "تن" برهاند وپاک کند تا بتواند بملکوت که جهان نور و روشنائی است راه یابد و بسعادت جاویدان برسد :چه آنکه "روان" همه (نیکی وخیر) وتن " سراسر (بدی وشر ) است . <br />
اما اندیشه های مانی پس از چندی سبب شد که موبدان زرتشتی احساس خطر کردند وبرای پاسداری از نفوذ و قدرتی که در جامعه ی ایران بدست آورده بودند به دشمنی با وی برخاستند . از همین رو وبر اثر دسیسه های موبدان زرتشتی شاهپور اول شهریار ساسانی که نخست ودر آغاز پادشاهیش از پشتیبانان مانی بود :در سالهای آخرسلطنتش حمایت ویاری خویش را ازوی باز گرفت ومانی را از ایران طرد کرد مانی به کشورهای آسیای مرکزی روی آورد . نزدیک به دهسال در نواحی مصر - فلسطین -نصیبین - فارس -پارت مرو وخراسان مقیم شد و به تبلیغ کیش خویش پرداخت . پس از شاهپور اول فرزندش (هرمزد)بسلطنت نشست و به مانی و پیروانش در گسترش کیشی که داشتند آزادی بخشید ولیکن برادرش بهرام اول بر اثر توطئه پیشوایان زرتشتی اورا در زندان (انوش برد ) بغل و زنجیر کشید و به زندان  افکند.]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>