|
sanchooli
محمد دین سنچولی
ارسالها: 621
وضعیت : آفلاین
تاریخ عضویت: فرو ۱۳۹۰
|
RE: معرفی طایفه های سیستان
از طایفه سنچولي شجرهنامه مکتوب و مستندی در دست نمیباشد، بلکه اطلاعات بصورت سینه به سینه به نسل فعلی انتقال یافتهاست.این طایفه خود را از اعقاب سلجوقیان میشمارند و عقیده دارند که زادگاه اولیه اجدادشان جلگه سلجوقیان است و جای این جلگه را پایین تر از خواف که توابع تربت جام کنونی است، مشخص میکنند.
طبق روایت قومی یک رخداد عشقی سبب میشود که جد بزرگ آنها به نام «رئیس» بیگی با وجود داشتن دو زن که هر دو دختر عموهای وی بودند ترک دیار نموده وبه زابل کوچ کند و در آنجا با دختری که در اصل سیستانی بوده آشناشود. پدر دختر با ازدواج وی و دخترش روی خوش نشان نمیدهد و سر سختانه به مخالفت بر میخیزد اما رئیس بیگی با پا فشاری و لجاجت بسیار علیرغم این مخالفت با دختر ازدواج میکند و در محل سنگل یاسرسنگ کنونی که در جنوب غربی کوه خواجه زابل واقع است به کار دامداری مشغول میگردد.
در شرح این ماجرا، سالمندان طایفه همراهانی برای رئیس بیگی ذکر میکنند که پسر عموها و وابستگان وی هستند.حسین بر، سنگ بر، نارو، اختاد محمد، سمسولی و محمد حسنی، شش تن از کسانی بودندکه با رئیس بیگی به سیستان آمدند.
فرزندان حسین بر و سنگ بر امروزه به نام ریگی موسوم اند و یا در طایفه ریگی ادغام شدهاند.از نارو، ناروییها و ازسمسولی، ساسولیها پدید آمدند فرزندان اختاد محمد فعلاً در گرگان ساکن هستند و از محمد حسنی که در آن زمان سردار سپاه یکی از حکام شیراز و با خواهررئیس بیگی ازدواج کرده بود براهوییهای زیر کاری باقی ماندهاند.
در داستان قومی طایفه، رئیس بیگی مرد مقتدری است که در حاشیه کار دامداری موفق به ساختن قلعه مستحکمی(ارگ) در جنوب غربی کوه خواجه میشود که قلعه کوه(ارگی که برروی بلندی قرار دارد) در خاطرهها باقی ماندهاست.
ظاهراً پس از ساختن این قلعهاست که بین ملک کیانی و رئیس بیگی رقابت و در گیری ایجاد میشود و کار به محاصره و گرفتن ارگ(قلعه) میانجامد.
سنچولیها میگویند که کیانی مذکور از رئیس بیگی درخواست مالیات یا حق علفچر میکند. و رئیس به او پیغام میدهد که حاضر است در قبال مالیات شیر تحویلش دهد و در خاتمه چنین پیشنهاد میکند که اگر به امر رضایت دارد، نی جو تعبیه کند تا از درون قلعه و از طریق نی جو، یا لولههای نئین به او شیر تحویل دهد.
این پیشنهاد که در واقع نوعی تحقیر و تمسخر به حساب میآید و کیانی را مصمم به تسخیر قلعه و تادیب رئیس بیگی میکند. اما چون تسخیر قلعه امری مشکل بود، پدر زن رئیس بیگی که کینه ازدواج اجباری دخترش را از یاد نبرده بود دست به کار شده با جمعی از مردان ملک کیانی به هیئت و شکل صیاد و ظاهراً برای فروش پرندگان دریایی به نام «قلک» به پشت دروازه آمده و چون دروازه گشوده شد با تفنگهای فیتیلهای قلعه را تصرف کردند.
تصرف ارگ به قیمت جدائی رئیس بیگی از همسرش تمام شد و پسر خود را که محمد قاسم نام داشت از این زن گرفت .
سنچولیها که طایفه خود را از باز ماندگان بلا فصل سلجوقیان میدانند پس از ورود به ایران در دو ناحیه خراسان و کرمان متمرکز میشوند که طایفه مذکور از بازماندگان سلاجقه کرمان هستند.
با توجه به تشابه سازمان دهی قومی دو طایفه سنچولی و جهان تیغ که هر دو دارای امیر و سر کردهای به نام دهباشی بودهاند و نظر به خصلت ستیزه جوئی مشترک آنها، تردیدی وجود ندارد که هر دو طایفه از همان جنگ جویانی بودهاند که ملوک کیانی سیستان به خاطر طوایف سیستانی که مورد هجوم و تجاوز بیگانگان قرارگرفته بودند، ناگزیر به سیستان دعوت نمایند و از وجودشان در جنگها و یا دفاع از موقعیت خویش استفاده کنند.
این موضوع را جی .پی.تیت به عنوان دلیل مهاجرت برخی از طوایف غیر بومی به سیستان ذکر کردهاست.
دلیل یا سند روشنی برای ریشه نژادی سنچولی هااز تیرهای موجود در جلگهٔ سلجوقی که امروزه به نامهای سنگچولی، سلجوقی، تقدیسی، اسکندری و تیموری در پایین خواف زندگی میکند وجود ندارد. بنابر این پذیرفتن این قضیه که ریشه نژادی سنچولیها از سلاجقه کرمان بدانیم چندان نامعقول به نظر نمیرسد.
با این حساب تردیدی باقی نمیماند که حرکت قومی و جمعی تیرهای از سلاجقه کرمان در یک دوره ناامن به جانب خراسان که از طریق سیستان صورت گرفتهاست سبب شده تا جمعی در سیستان باقی بمانند و دیگران به راه خود ادامه دهند تا در محل جلگه سلجوقیان با رفاه بیشتر روزگار بگذرانند.
تیرههای طایفه
* امروزه از نوادگان رئیس بیگی تیرهای خوشداد، حسین اختاد(خداداد) یا حسین دینار، صدیف و محمد قاسمی و رضایی وجود دارند.
از نظر اسمی یا از نظر محل سکونت سنچولیهای سیستان به پنج تیره(شاخه) زیر تقسیم میشوند :
* تیره سیک (سیک چولی یا سنچولی) ساکنین طلایی زابل
* تیره ملک جعفریها ساکنین ده سنچولی شیب آب تا منطقهٔ میان کنگی زابل
* تیره سرگل ساکنین قریه گوری و توابع سیستان
* تیره دو کله که قومیت با صدیف دارند در میان کنگی و برخی از جاهای دیگر سیستان پراکندهاند.
* تیره رضایی که قبلاً در قریه ریگ آب زابل و بعد از آن درشهرزابل، زاهدان، شهرستان سرخس و نواحی شمالی ایران (ترکمن صحرا) نقل مکان نمودهاند.
منابع:
*کتاب زادسروان سیستان ،نویسنده غلامعلی رئیس الذاکرین
*دانشنامه ويكي پدياي فارسي (ايجاد شده توسط نگارنده)
ساریکای سجستانی (سنچولی)
من سیستانی ام و آرمانم آبادانی فرهنگ و تاریخ سیستان،بیایید تا رستمانه سیستان را آباد کنیم.
|
|
| ۲-۱-۱۳۹۰ - ۰۹:۱۶ صبح
|
|
|
alimansori
کاربر تالار
ارسالها: 14
وضعیت : آفلاین
تاریخ عضویت: فرو ۱۳۹۰
|
در کتاب زادسروران سيستان نوشته رييس الذاکرين در وصف اين طايفه چنين آمده است :
سيصد سوار موشكار ****** همه چتله نو قروت خوار
در این بیت موشکار به معنی شکارچی می باشد که اشاره به حرفه سواران قروتخوار و چتله دارد
طايفه قروتخوار:
به گفته بزرگان قوم و آنچه سينه به سينه نقل شده نسب اين قوم به سه برادر ميرسد که از فارس به اين منطقه کوچ نموده و به طايفه بزي بسيار نزديک بوده اند
و ناميدن اين طايفه به نام قروتخوار برگرفته از حرفه اکثريت اين قوم يعني دامداري که قروت (کشک) نيز از محصولات اين شغل بوده است ,مي باشد
قروتخوارها عمدتا مردمي تنومند ,قوي پنجه و پر هيبت بوده و در بيان نيز تند گفتاربوده اند
اين طايفه از آنجايي که داراي اجتماع منسجم بوده در حوزه قدرت هيچ يک از خوانين چون پردل خان,محمدشريف خان و محمدرضاخان اسکان نيافته و خوشامد گويي هيچ يک را نگفته است
از اقتدار خاصي برخوردار بوده است ودر مقابل پرداخت باج وماليات دامها و حق علف چر به مامورين دولت (گوگير) مقاومت مينمودند و زير بار آن نميرفتند
يکي از نمادهاي اقتدار اقوام در سيستان معرفي نکردن افراد قوم به دولت و ندادن سرباز بوده است که اين امر توسط کدخدا انجام ميشده . در زمان کدخدايي , کدخدا مزار مشهدي ,ايشان تنها يک سرباز معرفي نموده است و از فرستادن افراد بيشتر امتناع نموده است که اين موضوع را ميتوان از نشانه هاي قدرت و اقتدار اين قوم برشمرد
در مورد اقتدار اين قوم همين بس که بسياري لز طوايف گاودار سعي در قرابت با طايفه قروتخوار را داشتند تا در مواجهه با ساير طوايف گاودار امنيت خود و علوفه دامهايشان که نقش حياتي در دوام و بقاء آنها را داشته تامين وتضمين نمايد .
با توجه به اينکه اين قوم در سواحل هامون وصابري زندگي ميکردند شکار پرندگان وصيد ماهي يکي از اصليترين منابع تغذيه آنها بوده است و مردان اين طايفه در شکار پرندگان بدون اسلحه مهارت مثال زدني داشتند
سکونت :
مردم اين قوم شامل عشاير نيمه کوچنده که محل سکونتشان در حاشيه هامون و صابري از جنوبيترين قسمت هامون (سنگل, sengol ) در نزديکي سفيد آبه تا کرانه هاي صابري و خاريکه بصورت فصلي يا بسته به شرايط علوفه دامهايشان ( که اغلب گاوداربوده اند)متغير بوده است
البته محل اصلي سکونت بخش عشاير اين قوم منطقه شند برنگ (shand_e_bareng ) در فاصله 5 کيلومتري شمال ميل نادر و سرکال (sar_e_kal ) در غرب کوه خواجه و شورود ( shorod) در شمال کوه خواجه بوده است که هنوز آثاري از آنها دراين مناطق بر جاي است .
بخشي از اين طايفه نيز روستا نشين بوده اند و در روستاهاي دادي, ده لطف الله , کوه خواجه و ساميه ... از روستاههاي حاشيه هامون از بخش شيب آب ساکن بوده اند وهنوز عده اي از آنها در اين مناطق هستند . به نقل از ريس الذاکرين در کتاب اقوام سيستان در سال 1288 بخشي از اين طايفه در ده کدخدا عوض ساکن بوده اند
پس از بروز خشکساليهاي پي درپي در سيستان واز بين رفتن تالاب هامون اين قوم مجبور به ترک مامن و ماواي خود شدند و اکثرا در شمال ايران (ترکمن صحرا ) گلستان کنوني و زاهدان و شهر زابل و مشهد و کرج ساکن شدند
بزرگان :
اين طايفه همانند تمام اقوام سيستان از اجتماع منسجم برخوردار بوده است که حل مشکلات درون جامعه شان وهمچنين تعامل با ديگر طوايف با رويکردي کدخدامنشانه مواجه بوده است , کدخدا علي کرم بيک (حدود سالهاي 1290 الي 1315 )که در ساميه ساکن بود و مشکلات هر دو بخش روستانشين و دامدار ساکن هامون را رفع و رجوع مينمود و با توجه به اينکه پراکندگي سکونت طايفه قروتخوار گسترده بود و در صورت بروز مشکل حضور به موقع کدخدا علي کرم بيک ميسر نبود از اين رو کدخدا عبدالله ملاحسين در قسمت حاشيه هامون ( بخش دامدار ) امور طايفه را مديريت مينمود (1290 - 1330 )پس از آن کدخدا مزار مشهدي (1330-1385 ) و در حال حاضر کدخدا حبيب مشهدي
منابع :
کتاب زاد سروران سیستان نوشته رییس الذاکرین
دانشنامه ویکیپدیا (ایجاد شده توسط نگارنده )
بزرگان قوم
|
|
| ۲-۳-۱۳۹۰ - ۱۰:۵۳ صبح
|
|
|
amrag
یکی مثل بقیه
ارسالها: 706
وضعیت : آفلاین
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۹
|
RE: معرفی طایفه های سیستان
با سلام
برشوری که در غرفه تالار درباره طوایف سیستان آماده و توزیع شد..
موفق و مانا باشید
شخصي نوشت هاي يك رواني
دنيا نه يك روز است نه دو روز نه سه روز به اندازه روز هايي كه زندگي مي كنيم روز دارد...
سيستان نگاه
شايد دوباره به خوابم نيامدي
پس تا دوباره ديدنم آسوده تر برو
|
|
| ۲-۳-۱۳۹۰ - ۱۲:۲۷ عصر
|
|
|
sanchooli
محمد دین سنچولی
ارسالها: 621
وضعیت : آفلاین
تاریخ عضویت: فرو ۱۳۹۰
|
RE: معرفی طایفه های سیستان
يكي از همشهريان همت كند و اين كتاب را آپلود كند تا ديگر دوستان هم استفاده كنند.
ساریکای سجستانی (سنچولی)
من سیستانی ام و آرمانم آبادانی فرهنگ و تاریخ سیستان،بیایید تا رستمانه سیستان را آباد کنیم.
|
|
| ۲-۳-۱۳۹۰ - ۰۴:۱۹ عصر
|
|
|
ندرو
کاربر تالار
ارسالها: 339
وضعیت : آفلاین
تاریخ عضویت: دي ۱۳۸۹
|
RE: معرفی طایفه های سیستان
طوایف سرگزی
در کتب مختلف در باب طوایف سرگزی کمتر صحبت شده است .چرا اکه ایشان را از تنه سرگزایی و سنجرانی میدانند لاکن مطالعه تاریخی این قوم نشان میدهد که تاریخ از انان به بزرگی یاد نموده است و یعقوب لیث صفاری ایشان را به شجاعت و چشمان فراخ ستوده است.
حاصل بررسی های ما نشان میدهد که اقوام سرگزی در منطقه جنگل گز و در زیر مجموعه های ابراهیم خان سنجرانی زیست می نمده اند و در واقع سرگزایی ها و یا سنجرانی هایی هستند که در منطقه جغرافیایی خاصی زندگی نموده و نام خود را از انجا اخذ نموده اند.(سنجرانی که گفتیم نه به اعتبار سنجر فرزند سرگل بلکه به اعتبار نام سنجر خان زند جد اعلای سرگل و سنجر و زهروز از این تعبیر استفاده کردیم)
نزاع با برخی طوایف افغان از سویی وخیانت بزرگ کلد اسمیت در کشیدن مرز از میان محدوده زیستی این طوایف سرگزی ها را از جنگل گز به محدوده قدرت خان کیانی در جلال آباد می کشاند
شواهدی متعدد نشان میدهد که رابطه نزدیکی بین خان کیانی و سرگزی ها بوده است که بنظر حقیرریشه در وصلتی میان خان سنجرانی با کیانی ها بوده است.
به هر تقدیر این طایفه بعد از سرگل بیشتر با نام ملک سید محمد آقا شناخته میشود.وی ساکن جلالآباد بوده و بعدها به درخواست خان کیانی به کچیان می آید .ارگ کچیان نیز چون ارگ سکوهه دراری موقعیت خاصی بوده است.
دکتر ایرج افشار سیستانی که خود از سمت پدر از طایفه سرگزی است دو شخصیت مهم را در شجره خود و بیشتر سرگزی ها ذکر می کند یکی الله وردی خان است که پل اللهوردیخان در اصفهان (سی و سه پل)را ساخته و در نیروی دریایی در خلیج فارس رشادتها کرده است و نیز امام وردی که حماسه شجاعتش در خلیج فارس مشهور و تندیس او اکنون در قشم نهاده شده است.
وجود افرادی در این طایفه به شجاعت اللهوردیخان و امام وردی خان که باید ایشان را سرداران خلیج همیشه فارس نامید و نیز محقق تلاشگری چون دکتر ایرج افشار سیستانی و هزاران هنرمند پزشک روحانی محقق شاعر و نخبه در این طایفه نشان میدهد که اینان از نوادگان خلف حضرت حمزه سیدالشهداء و مهرنگار دختر هرمز فرزند انوشیروان ساسانی هستند و این شجره تحت نام طایفه سنجرانی در زاد سروان سیستان آمده است.
اولاد سنجر در کشورهای متعدد پراکنده هستند و سرداران سنجرانی در دالبندین پاکستان با اقتدار زندگی می نمایند.
این خلاصه از مطالعات شخصی اینجانب است که شاید در آینده منتشر شود.
ندرو
صداییست و نبضی
در انتهای وجدان پاک تو
ای سیستانی حق مدار...
که هنوز می سراید و می طپد
|
|
| ۲-۴-۱۳۹۰ - ۱۱:۵۳ صبح
|
|
|
esmaeil_moradgholi
Junior Member
ارسالها: 3
وضعیت : آفلاین
تاریخ عضویت: فرو ۱۳۹۰
|
RE: معرفی طایفه های سیستان
خيلي خوب اقدام كرديد ولي از شانس بد من طايفه مرادقلي را از قلم انداختيد لطفا اصلاح كنيد
|
|
| ۲-۸-۱۳۹۰ - ۰۸:۴۵ صبح
|
|
|
sara_unicorn
کاربر تالار
ارسالها: 187
وضعیت : آفلاین
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۹
|
RE: معرفی طایفه های سیستان
همشهری گرامی ، آقای مراد قلی ...
همانگونه که خود مستحضر هستید ، در شجره نامه نویسی بومی ِ منطقه ای ، طایفه ها به عنوان شاخه های اصلی مشخص می شوند و تیره های نشئت گرفته از هر طایفه به صورت شاخه های رده ی دوم به بعد ، قرار می گیرند ...
نیک لازم به یاد آوری است همشهری گرامی ام ، تیره ی مراد قلی یکی از شاخه های طایفه ی بارکزایی است ... که در بروشور بالا ، ذکر گشته است ...
برای اطلاعات بیشتر در مورد تیره ی مراد قلی ، شما را به زادسروان نوشته ی آقای رئیس الذاکرین و بررسی اجمالی طوایف سرگلزایی و بارکزایی نوشته ی آقای ایرج افشار سیستانی ، ارجاع می دهم
پیروز باشید ...
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲-۸-۱۳۹۰ ۰۱:۲۷ عصر، توسط sara_unicorn.)
|
|
| ۲-۸-۱۳۹۰ - ۰۱:۱۰ عصر
|
|
|
ندرو
کاربر تالار
ارسالها: 339
وضعیت : آفلاین
تاریخ عضویت: دي ۱۳۸۹
|
RE: معرفی طایفه های سیستان
طوایف نخعی
نخعی ها یا جماعت نخی به واسطه انتساب رشته انساب مالک اشتر نخعی به جدی به نام نخع - نخعی نامیده می شوند. گمان قوی اینست که طوایف نخعی که در جنوب خراسان و سیستان وجود دارند از فرزندان مالک اشتر نخعی باشند از شاخه ابراهیم.
چراکه در دوران خفقان اموی فرزندان ابراهیم ابن مالک اشتر با عبور از کویر مرکزی ایران این ناحیه را برای زندگی انتخاب یا به آن مکان تبعید شده اند.
نخعی ها را در جریان لشکر کشی نادر به هند می توان یافت به عنوان فرمانده .اساسا نخ به معنی نظامی و نخی نیز به این معنا آمده است.زادسروان سیستان از این طایفه بعنوان جماعت نخی یاد و بین این جماعت و مالکی ها نیز رابطه ای قائل است.
نخعی ها با طوایف مختلف وصلت کار شده و حتی فامیل شان تغییر کرده است امااگر اجدادشان را بررسی کنید مب بینید که پیشوند نخ قبل از نام ایشان قرار دارد مثل نخ ابراهیم
ندرو
صداییست و نبضی
در انتهای وجدان پاک تو
ای سیستانی حق مدار...
که هنوز می سراید و می طپد
|
|
| ۲-۱۰-۱۳۹۰ - ۱۱:۲۳ صبح
|
|
|
ندرو
کاربر تالار
ارسالها: 339
وضعیت : آفلاین
تاریخ عضویت: دي ۱۳۸۹
|
RE: معرفی طایفه های سیستان
سادات سیستان
سادات سیستان از جمله اصیلترین سادات ایرانند و عمده شجره ایشان به زید بن علی بن الحسین (علیه السلام)میرسد. سادات مختلف منطقه سیستان عبارتند از:سادات حسینی - ترابی-سجادی-فرقانی-هاشمی-نقیبی-میر خدادادی-موسوی بربری-فاطمی- حیدری-امیر جهانشاهی-میر ذوالفقار-غنگزار-
مناطق زندگی سادات سیستان عمدتا عبارتند از:چلنگ - محمد آباد-بنجار-ده محمد صفر-علی اباد سید-قلعه نو-بنجار-کرباسک- خمک و گوری -
گروهی از مردم نیز از سمت مادر سیادت دارند که به میر و میرزا معرفند(شاخه هایی از طوایف میر)
گروهی دیگر نیز شجره هایشان مفقود شده است و از سیادت خود خبر ندارند...(یکی از بزرگان طایفه شیخ شجره ای را نشان داد که سوابق سیادت در آن موجود بود اما کامل نبود)طوایفی که خود را منسوب به حضرت حمزه سیدالشهدا می دانند اصالتا هاشمی و قریشی وهستندو شجره هایی هم دارند چون طوایف سنجرانی - سرگزی-سرگلزایی-علی زهی( کلبعلی)-زهروزهی از این دسته اند که زمان برای اثبات سیادتشان نیاز است.متاسفانه در جریان تقسیم سیستان این افراد در آنسوی مرز واقع و از گذشته خود اطلاع کافی ندارند) حتی شجره هایی رابرخی معمرین دیده اند که به زید بن علی بن الحسین از شاخه حمزه می رسیده است
البته اگر اسنادی در این زمینه در دسترستان بود از طریق ایمیل مرا در جریان بگذارید ممنون خواهم شد.
ندرو
صداییست و نبضی
در انتهای وجدان پاک تو
ای سیستانی حق مدار...
که هنوز می سراید و می طپد
|
|
| ۲-۱۱-۱۳۹۰ - ۱۱:۳۸ صبح
|
|
|
sanchooli
محمد دین سنچولی
ارسالها: 621
وضعیت : آفلاین
تاریخ عضویت: فرو ۱۳۹۰
|
جهان تیغ یا جهان تیغی، از طایفههای سیستانی استان سیستان و بلوچستان میباشد. این طایفه اصل و ریشه خود را از اعقاب مالک اشتر نخعی میدانند. و چنین معتقدند که اجدادشان بعد از قیام مختار ثقفی مورد غضب حجاج بن یوسف قرار گرفته و آنان به علت عدم احساس امنیت ناگز شدند به ایران و (کرمان) مهاجرت نمایند، و در زمان نادرشاه از آنها در جنگها به عنوان عساکر و سرباز شمشیرزن استفاده میشدهاست.
سالخوردگان طایفه حکایتی دارند که درآن آمدهاست، به هنگام محاصره طولانی قندهار افغانستان، یکی از دروازههای این شهر که، چهل زینه نام داشت، بارها توسط سربازان نادرشاه فتح میشد و هر بارنگهبانی بر این دروازه میگماشت اما صبح با جنازه آنان مواجه میشد. این کشتار مرموزشبانه، ادامه داشت تا نوبت به نگهبانی به جماعتی از سیستان رسید. اینان گوشه پیراهنهای بلندشان را به هم گره زده و با خود عهد کردند تا با پای جان با هم مقاومت کنند و این ایستادگی سبب شد تا دروازه را از دست ندهند. این پیروزی مورد توجه نادرشاه قرار گرفت و آن جماعت را «جهان تیغ» نام نهاد.
سه نفراز این گروه سر آمد دیگران بودند که یکی در قندهار ماند و فرزندان وی به «جوخیز» معروفند و دیگری در سیستان اقامت کرد و فرزندان او جهان تیغهای سیستان (شهرزابل و ده جهان تیغ) را تشکیل دادند و سومی به موطن خود یعنی کرمان (بم وتوابع ) مراجعت و به «جهان تیغی» معروف شدند.
*منبع :غلامعلی رئیس الذاکرین. زادسروان سیستان. چاپ ۱۳۷۰ مشهد،
ساریکای سجستانی (سنچولی)
من سیستانی ام و آرمانم آبادانی فرهنگ و تاریخ سیستان،بیایید تا رستمانه سیستان را آباد کنیم.
|
|
| ۲-۱۱-۱۳۹۰ - ۱۱:۴۹ صبح
|
|