|
Recover
کاربر تالار
ارسالها: 35
وضعیت : آفلاین
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۹
|
تعدادی از اقوام سیستانی در حال حاضر به ترتیب حروف الفبا :
آبيل، ارابيب، ارباب، اربابي ، ارجوني ،اردني ،اله دو ، اوکاتي، باراني ، بارکزايي، بامدي، بامري ،بختياري ،براهويي، برخوردار ،بزي ،بندانی، پتي پشم، پودينه، پهلوان ،تجگي، تيلر، جديدالاسلام، جر، جمالزايي، جمشيدي، جنگي، جهان تيغ، چاري، چتله ،چشک، حيدري، خاراکوهي، خدري، خمبر ،درگي ،درهي، درهاي ،دلارامي، دلخکي، دولفظه، ده مرده، راز ، راشکي، رامرودي ،راهداري، رخشاني، رئيس ،ريگي، زرهي، ساراني ،سالاري، سراوانيف سربندي، سرحدي، سرگزي، سرگلزايي، سموری، سنجراني ،سنچولي ،سندگل، سياه سري، شهرکي ،شهرياري، شيبک، شيخ ،شیخ ویسی،شيرانزائي، صياد، عارفي،عرب، غلجه اي، فخيره، فراهي، قزاق، قهقايي، کاشاني، کته لوک ،کلبعلي ،کمالي، کول ،کوهکن، کيال، کياني، کيخا، گدا ،گرگ، گرگيچ، گلوي، گنجعلي، لکزايي، ماهککي، مختاري، مير ،ميرشکار، نارويي ،نوتاني، نورا ،نوري، هراتي.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۲-۹-۱۳۹۱ ۰۲:۱۰ عصر، توسط Hamoon.)
|
|
| ۹-۲۶-۱۳۸۹ - ۱۰:۴۸ صبح
|
|
|
Saleh
مدیر بخش نما
ارسالها: 245
وضعیت : آنلاین
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۹
|
معرفی طایفه های سیستان , طایفه های سیستانی
طایفه ی راهداری (رهدار)
درباره ی وجه تسمیه طایفه ی راهداری نظرات مختلفی وجود دارد ، یک نظریه معقول و پراحتمال این است که براساس سخن جی پی تیت راهدار ها را بدان جهت راهدار می نامند که راه را برای حرکت کاروانهای عبوری از سیستان امنیت می بخشیده اند و با این کار با توجه به جاده ابریشم که از این سرزمین می گذشته است خدمت مهمی برای کوتاه کردن دست راه زنان از این جاده انجام می داده اند.
اما یکی از مردان مسن طایفه مدعی است که چون جد بزرگ راهدار ها بنام حسین بخشی رئیس قورخانه ملک بهرام و ملک جلال الدین کیانی بوده و به خاطر رابطه ی حکومتی بین ملک جلال الدین و شاه کامران (پادشاه هرات) موظف بوده که جهت حمل و جابجائی نیرو و اسلحه بین سیستان و هرات رفت و آمد داشته باشد و نیز راه های تجاری را ایمن سازد فرزندان وی به این نام خوانده می شدند.
اکثر مردان بزرگ راهدار در قدیم باسواد بوده اند و یک ضرب المثل در میان رهدارها باقی مانده است که میگوید ؛ راهدار باشی و ملا نباشی ؟! (ردار بشی و ملا نبشی؟!) . " راهدار باشی و ملا نباشی " بی جهت نبوده که برای مدتی شبیه خوانی در ده راهدار با مقایسه به مراکز شبیه خوانی در شیب آب که مرکز حکومتی خاندان سربندی به شمار می آید از مزیت بیشتر و کیفیت بهتری برخوردار بوده است.
مردان ممتاز و باجربزه ی طایفه ی راهدار در زمره ی مقربین و صاحب منصبان حکومتی به حساب می آمده اند.
محل اقامت امروزی راهدارها در ده راهدار (رهدار) پشت آب است . آنان معتقدند که راهداری های ده اسماعیل قنبر فقط با آنان رشته ی مواصلتی دارند.
منبع : زادسروان سیستان(شرح منثور احوال طوایف سیستان) – جلد اول – غلامعلی رئیس الذاکرین دهبانی – (با تلخیص)
|
|
| ۱۱-۳۰-۱۳۸۹ - ۰۷:۴۰ عصر
|
|
|
ندرو
کاربر تالار
ارسالها: 339
وضعیت : آفلاین
تاریخ عضویت: دي ۱۳۸۹
|
اولاد سنجر
شاید برای اولین بار این تعبیر را مشاهده کنید . حاصل بررسی های بنده نشان میدهد که سنجر خان بزرگ جد اعلای طوایف سنجرانی - سرگلزایی- سرگزی- زهروزهی و نیز طایفه علی زهی ا(از سوی مادر)بوده است و این طوایف همه در اصل سنجرانی هستند.جالب است که شجره های موجود نشان می دهد که این عزیزان همه از اولاد حضرت حمزه سید الشهدا هستند از همسری بنام مهر نگار که نوه انوشیروان ساسانی است .اطلاعات تکمیلی را در کتابی که منتشر خواهد شد بخوانید....
ندرو
صداییست و نبضی
در انتهای وجدان پاک تو
ای سیستانی حق مدار...
که هنوز می سراید و می طپد
|
|
| ۱۲-۵-۱۳۸۹ - ۰۹:۴۳ صبح
|
|
|
diyana
همون جیگر تالار
ارسالها: 314
وضعیت : آفلاین
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۸۹
|
RE: معرفی طایفه های سیستان
طائفه ملائی:
هنگامی که مرکز حکومتی سیستان به ناحیه زاهدان کهنه انتقال یافت شماری از ملایان ناحیه
اوق به مناطق مجاور آن کوچ کردند و در کنار مسجد گوسنک بر روی پیشه ای مستقر شدند
که بعدها بنام پشته ملا مشهور شد.
اولاد ملاخسرو و نیز جماعت ملای منطقه بنجار که به ملائی ملقب شدند از اعقاب شناخته شده
همین ملایان بودند که به قصد تدریس از شیراز به این منطقه آمده بود.
این مدرسین مومن علی رغم ناامنی های ناشی از هجوم سیل و یا قتل و غارت مهاجمینی چون
تیمور و شاهرخ به حیات خویش ادامه دادند.
طبیعی است که یکی از علل ابقای خسروی ها و ملائی ها در این منطقه،ارتباط معنوی آنان
با تربت پاک اجدادشان بود که در مزار چهل پیر به خاک سپرده شده بودند. بدون تردید
مدرسین مذکور مقرری خود را از خزانه ملکی و یا محل موقوفات اهدائی ملک وقت دریافت
میکرده اند. بنابراین به ملایان ملکی یا خسروی مشهور شده اند در عین حال نباید این حقیقت
را از نظر دور داشت که خسروی ها شاخه ای از جماعت ملاهایند که جد بزرگ آنها
ملاخسرو نام داشته و اینان خویشتن را به وی منتسب نموده اند..
با هيچ کس بر سر باورش نمي جنگم
چرا که خداي هرکس همان است که درونش ميگويد!
|
|
| ۱-۸-۱۳۹۰ - ۰۷:۴۷ عصر
|
|
|
ندرو
کاربر تالار
ارسالها: 339
وضعیت : آفلاین
تاریخ عضویت: دي ۱۳۸۹
|
RE: معرفی طایفه های سیستان
سیستان و طوایف ممسنی
سرابندی ها شهرکی ها و نخعی ها علاوه بر داشتن پیشینه ای در سیستان در حوالی شیراز در بین لر های ممسنی دارای سوابقی هستند. ایجاد یک اتحادیه قدیمی بین اقوام لر ممسنی و طوایفی در سیستان و مهاجرتهایی از این دست بین این اقوام در سیستان و شیراز ارتباطاتی ایجاد نموده است .
در برخی منابع شهرکی ها منسوب به شهرک در حوالی طالقان دانسته شده اند. این مطلب درست بنظر نمی رسد .شهرک ممسنی نام سرداری از طوایف ممسنی است که در بدایت ورود اعراب از خویش مقاومتهایی نشان داده است.
از طوایف دهمرده نیز در منطقه ممسنی نشانهایی وجود دارد حتی مناطقی نیز به نام دهمرده در حدود نور آباد مشهور است.
تحقیقات بیشتر در حال انجام است و شاید نتایج آن در آتی به اطلاع برسد.[code]
ندرو
صداییست و نبضی
در انتهای وجدان پاک تو
ای سیستانی حق مدار...
که هنوز می سراید و می طپد
|
|
| ۱-۹-۱۳۹۰ - ۱۰:۲۰ صبح
|
|
|
usozbaran
usozbaran-zabol
ارسالها: 60
وضعیت : آفلاین
تاریخ عضویت: فرو ۱۳۹۰
|
RE: معرفی طایفه های سیستان (بارانی)
بارانی یا بارنی، از طایفههای سیستانی استان سیستان و بلوچستان میباشد.
بزرگان این طایفه معتقدند، زمانی که جلالالدین خوارزمشاه برای سرکوبی لشکریان چنگیز و تدارک سپاه به غزنین حرکت کرد، در منطقهای به همین نام با او همراه شدند.
بعدها بارانیها به جهان آباد و ده خانم مهاجرت کرده و به کار کشاورزی و دامداری پرداختهاند. امروزه این طایفه در حاشیه نیزار میان کنگی زابل و منطقه قائنات به این حرفه مشغول هستند. بارانیها در روستاهای جهان آباد، ده قجر، ده بارانی ساکن هستند.
بارانیها از لحاظ وابستگی خود را وابسته به طایفههای محمد زهی، باروزهی و بارکزهی میدانند. محمد زهیها و باروزهیها در افغانستان و بارکزهی یا ریکزائیها در بلوچستان سکونت دارند.
این طایفه از ده تیره تشکیل میشود:
* تیره صفر
* تیره محمد رسول
* تیره بوران
* تیره جماگل (جمعه گل)
* تیره محمد اکبر
* تیره کمال ( ساکن ده قجر بارانی )
* تیره قاسم
* تیره سلیمان
* تیره اسماعیل
* تیره نورمحمد
منابع
* غلامعلی رئیس الذاکرین. زادسروان سیستان. چاپ ۱۳۷۰،
گوش اگر گوش منو، ناله اگر ناله توست
آنچه البته بجای نرسد ، فریاد است
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱-۹-۱۳۹۰ ۱۰:۴۴ صبح، توسط usozbaran.)
|
|
| ۱-۹-۱۳۹۰ - ۱۰:۴۰ صبح
|
|
|
حسین
دوستدار محیط زیست
ارسالها: 968
اين کاربر مدتي نخواهد بود
تاریخ عضویت: آذر ۱۳۸۹
|
RE: معرفی طایفه های سیستان (ریگی)
طایفه ریگی، از طوایف بزرگ سیستان و بلوچستان میباشد.
تاریخچه
بزرگان این طایفه به استناد روایت قبیله ای، ریشه نژادی خود را از اقوام آریایی اصیل می دانند که در ناحیه کرمان کنونی ساکن شده بودند. بعد از حمله ترکان غز این طایفه در ناحیهای به نام ریگستان حدود زاهدان و خاش کنونی مستقر شدند که این منطقه هم اکنون سرحد نامیده میشود. ناحیه سرحد از شمال به کهنوک، پابید و جون آباد، از شرق به تهلاب ریگ ملک و از جنوب به گوهر کوه و از غرب به محل سکونت طایفه شه بخش محصور است. این منطقه محل زندگی طایفه سرحدی نیز میباشد.
تعداد قابل توجهی از طایفه ریگی در سیستان زندگی میکنند که بدون تردید از بلوچهای اصیل سیستانی به حساب میآیند. با توجه به محدوده سیستان بزرگ، که سرحد (ریگستان) قسمتی از آن را تشکیل میداده است حتی ریگیهای منطقه مذکور نیز اصالتا سیستانی به حساب میآیند.
علت مهاجرت به سیستان
استقرار دائمی برخی از ریگیها در سیستان کنونی، زمانی صورت گرفت که دامنه ناامنیهای ناشی از هجوم و حمله افغانیها و نیروهای وابسته به غارتگران داخلی و خارجی به ناحیه سرحد (ریگستان) کشیده شد.
سبز علی جد بزرگ شماری، از ریگیها(حسین بر )که از نظر نژادی خود را اصالتا از جالق سراوان میدانند، در زمان سردار شریف خان نارویی از بلوچستان به سیستان منتقل شدهاند. از سبزعلی پسری به نام جلائی مشهور است وی مرد ی سرمایه دار و قدرتمندی بوده که شریف آباد را در اختیار داشتهاست و ریگیهای جلائی از اعقاب وی هستند.
تیرههای ریگی
ریگیهای جلائی – این تیره اکنون درشریف آباد و شهر زابل زندگی میکنند و تعدادی از ریگیهای حسین بر - همراهان رئیس بیگی و وابسته به طایفه سنچولی - در بخش میان کنگی، پشت آب زابل، منطقه شهرکی و نارویی ساکن هستند.
تیره نتوزی ها-این تیره از گروه مهم و اصیل طایفه ریگی هستند که در منطقه شغالک و شماری نیز در زاهدان سکونت دارند.
عدهای از ریگیها نیز در ده گزمه، چوتو و جزینک ساکن هستند و حرفه آنان کشاورزی و دامداری میباشد و مسیر ییلاق آنان بیشتر کوههای بلوچستان پاکستان میباشد.
منبع
غلامعلی رئیس الذاکرین. زادسروان سیستان. چاپ چاپ ۱۳۷۰ مشهد، نشرفرهنگ سيستان،
زنده نگهداشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست ((مقام معظم رهبری))
عکس شهدا را میبینیم
عکس شهدا عمل میکنیم
|
|
| ۱-۹-۱۳۹۰ - ۱۱:۲۷ صبح
|
|
|
afshar
کاربر تالار
ارسالها: 121
وضعیت : آفلاین
تاریخ عضویت: دي ۱۳۸۹
|
RE: معرفی طایفه های سیستان (شهرکی)
طایفه شهرکی یکی ازطوایف استان سیستان وبلوچستان میباشد
تاریخچه
به استناد گفته بزرگان طایفه، بعضی از سیاحان خارجی جد بزرگ طایفه شهرکی را به نام شاهرخ یا شهرک معرفی مینمایند. و به عقیده آنان نام طایفه برگرفته از همین اسم است. بنا به نوشته کتاب تاریخ اسلام تا نیمه دوم قرن هشتم هجری قمری نیمی ازمردم شهرک از خوارج بودند و تردیدی وجود ندارد که «ی» نسبت، که به دنبال اسم این طایفهاست برگرفته از این منطقه باشد. اعتقادمردم طایفه براین است که اجدادآنها عرب بوده و به علت احساس ناامنی از مرکز خلافت کوچ کرده و درفارس وکرمان مستقر شدند. و بعد از آن به سیستان که منطقه امن تری بوده آمدهاند. و شهرک نیز اولین پایگاه و محل استقرار این جماعت شدهاست.
طایفه شهرکی همراه با طایفه براهویی و سرابندی بخشی از ایل ممسنی استان فارس بودهاند که در زمان حمله اعراب به ایران در استان فارس ساکن بودند.شهرک ممسنی مرزبان پارسی پس از جنگی بزرگ در نبرد با اعراب کشته شد.ممسنیها در اصل از سکاهای سیستانی بودند که در اوایل حکوت اشکانیان به استان فارس رفتند.تیمور طوایف ممسنی سیستانی را به لرستان تبعید کرد و در زمان شاهرخ و عدهای در زمان نادرشاه به سیستان برگشتند.از زمان تیمور به بعد نامهای سرابندی و شهرکی برای طوایف ممسنی به کار رفت.
قدیمیترین ماخذی که درآن به شرح ماجرای کشته شدن دو تن از پهلوانان طایفه بامری به دست جمال حاجی طاهرشهرکی اشاره شدهاست کتاب احیاالملوک میباشد، نامه عالم آرای نادری نیز دومین ماخذی است که از رشادت و پایمردی امیرسیف الدین خان شهرکی در مقابل نادرشاه وبالاخره کشته شدن وی بدست لشکریان نادر اشاره میکند. ظاهراً امیرسیف الدین مذکور سرکرده(سردار) سپاه ملک فتحعلی خان کیانی است که درسال ۱۱۵۹ هجری قمری برعلیه نادر دست به شورش زدهاست.
این طایفه توانستهاست علیرغم فراموشی و یا ترک شیوه خوارج، بسیاری از منشهای قومی و مردمی این جماعت را تا حدودی حفظ نماید. روی این اصل قومی بارز وموفق باقی ماندهاند.
بزرگان طایفه شهرکی
شهرک ممسنی ملقب به شاه اژدهاٰ، یا مالک اژدر فرامانروای فارس در دوره ساسانیان.حمزه شهرکی رهبر قیام سیستان در قرن دوم و سوم هجری، امیر جمال و امیر حاجی شهرکی در دوره صفوی، امیر سیف الدین خان، سردار محمدحسن خان و سردار حیرخان در روزگار نادرشاه افشار، سردار محمدحسین خان و میربیگ خان در دوره زندیه، امیر جهانگیرخان در اواخر زندیه ٰ، میر هاشم خان و سردار محمد علی خان شهرکی در دوره قاجار، حاج عبدالله خان شهرکی معاصر ناصرالدین شاه قاجار نام برد.
تیرههای طایفه
طایفه مذکور به چند تیره تقسیم میشوند: به نقل بعضی از بزرگان دارای ۱۸ تیره است
تیره حسین آبادی که بزرگترین تیره فامیل شهرکی است و ساکن زهک هستند و دارای بزرگانی همچون (حاج رسول شهرکی و حاج غلامعلی شهرکی ) میباشد.
شهرکی های واصلان -(عزیز خان شهرکی)
شهرکی های دشتک - (محمد علی خان شهرکی)
شهرکی های ساکن زرند کرمان- (غلامحسین خان سیف الدینی)
شهرکی های ساکن پلگی- ( حاجی شاهسوار جامی)
شهرکیهای ده میرزامحمد - فرزندان رندبلوچ خان(بلوچ سلطان)که نوههای وی در میان کنگی زابل زندگی میکنند.
جماعت شهرکی ده سوخته که از تیره سیاهک اند.
شهرکیهای بولاغ که در بهرام آباد وقلعه کنگ مستقرند.
شهرکیهای تراقونی که جنب آس قاضی ساکن هستند.
شهرکیهای کته لوک
شهرکیهای منطقه راز که قبلاً در منطقه دشتک و قلعه نو سکونت داشتند.
شهرکیهای ساکن در شهرستان سرخس
منابع
غلامعلی رئیس الذاکرین. زادسروان سیستان. چاپ چاپ ۱۳۷۰ مشهد، نشرفرهنگ سیستان،
↑ مصاحبه دکتر بلو با حاج عبدالله خان شهرکی در سال ۱۸۷۲ مبلادی
|
|
| ۱-۹-۱۳۹۰ - ۱۱:۴۰ صبح
|
|
|
diyana
همون جیگر تالار
ارسالها: 314
وضعیت : آفلاین
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۸۹
|
RE: معرفی طایفه های سیستان
طائفه گلوی:
جد بزرگ آنها از قائنات به سيستان آمده است. حرفه اصلي آنها کشاورزي و اکثرا مردمي
زحمتکش اند که در روستاهاي جمال زاده،ده لطف اله،
ده علي اکبر، ده سنچولي،و گل خاني سکونت دارند.
شمار قابل توجهي از آنان در گنبد و گرگان و سرخس روزگار مي گذرانند. عده زيادي از آنها تغيير نام داده و ملقب به مختاري شده اند.
با هيچ کس بر سر باورش نمي جنگم
چرا که خداي هرکس همان است که درونش ميگويد!
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱-۹-۱۳۹۰ ۰۱:۳۸ عصر، توسط diyana.)
|
|
| ۱-۹-۱۳۹۰ - ۰۱:۳۷ عصر
|
|
|
anoorzaei
کاربر تالار
ارسالها: 7
وضعیت : آفلاین
تاریخ عضویت: اسف ۱۳۸۹
|
RE: معرفی طایفه های سیستان (بارانی)
(۱-۹-۱۳۹۰ ۱۰:۴۰ صبح)usozbaran نوشته شده توسط: بارانی یا بارنی، از طایفههای سیستانی استان سیستان و بلوچستان میباشد.
بزرگان این طایفه معتقدند، زمانی که جلالالدین خوارزمشاه برای سرکوبی لشکریان چنگیز و تدارک سپاه به غزنین حرکت کرد، در منطقهای به همین نام با او همراه شدند.
بعدها بارانیها به جهان آباد و ده خانم مهاجرت کرده و به کار کشاورزی و دامداری پرداختهاند. امروزه این طایفه در حاشیه نیزار میان کنگی زابل و منطقه قائنات به این حرفه مشغول هستند. بارانیها در روستاهای جهان آباد، ده قجر، ده بارانی ساکن هستند.
بارانیها از لحاظ وابستگی خود را وابسته به طایفههای محمد زهی، باروزهی و بارکزهی میدانند. محمد زهیها و باروزهیها در افغانستان و بارکزهی یا ریکزائیها در بلوچستان سکونت دارند.
این طایفه از ده تیره تشکیل میشود:
* تیره صفر
* تیره محمد رسول
* تیره بوران
* تیره جماگل (جمعه گل)
* تیره محمد اکبر
* تیره کمال ( ساکن ده قجر بارانی )
* تیره قاسم
* تیره سلیمان
* تیره اسماعیل
* تیره نورمحمد
منابع
* غلامعلی رئیس الذاکرین. زادسروان سیستان. چاپ ۱۳۷۰،
همانگونه که اشاره شده، بارانی ها تیره ای از بارکزایی ها هستند و با ابدالی ها دارای نیای مشترک می باشند. برای اطلاعات تکمیلی به وبلاگ http://www.noorzaeifamily.blogfa.com مراجعه نمائید.
ضمناً در بلوچستان طایفه ای به نام ریگزایی وجود ندارد. بلکه بارکزایی ها در ایرانشهر، سیب و سوران و سراوان و آشار حکومت داشته اند.
عباس نورزائی
|
|
| ۱-۱۰-۱۳۹۰ - ۰۸:۳۳ صبح
|
|