نقل قول: گنگاشک نوشته :
در این که نژاد و قوم سیستانی به قوم وحشی و درنده ی سکایی برگردد احتمال کمی وجود دارد . در این باره ایرج افشار سیستانی وغلامعلی رئیس الذاکرین اشاراتی در کتب و نوشته های خویش نموده اند .
فرهنگ و تمدن و قدمت قوم سیستانی بسیار کهن تر و با ارزش تر از قوم وحشی و خون آشام سکاهاست ،
سیستان برگرفته از سیوستان به معنی (( سرزمین مردان مرد)) میباشد . آنگاه که گرشاسب هنگام حضور در سیستان به همراه خود گفت ؛ این جا سرزمین مردان مرد است نه شبستان .
این که سیستان تغییر شکل یافته شده از سکستان ، سگستان ، سجستان و ... باشد را غلط می دانم و این را اشتباه تاریخ شناسان و مورخان میدانم.
هم چنین در کتابی خواندم (دانشنامه سیستان) که سجستان نام محلی در بصره ی عراق می باشد ، شاید عده ای زیادی از دانشمندان و ادیبان و بزرگانی که پسوند سجزی یا سجستانی دارند و آنها را سیستانی می پندارند مربوط به این منطقه باشد.
علاوه بر این هم اکنون در کنار شهر دبی و در کشور امارات متحده عربی ، مکانی به نام سجستان نیز وجود دارد.
تصاور زیز که از سایت گوگل مپ گرفته شده ، مکان و محل دقیق سجستان را نشان می دهد.
حال اگر شما هنوز ارتباط ما با قوم سکایی و این که ما از نژاد سکایی هستیم را می پذیرید ، پس باید به نکته ای که در زیر نوشته ام توجه کنید و بپذیرید که سکاها قاتل کوروش بزرگ ، موسس شاهنشاهی بزرگ ایران هستند و این صفت را که اجدادمان قاتل کوروش هستند را قبول داشته باشیم ، آیا ازین صفت خوشحال هستید؟..
کوروش در آخرین نبرد خود به قصد سرکوب قوم سکا (که ماساژت نام داشتند و در شمال شرقی ایران وجود داشتند و بعضی ها جایگاه آنها را آذربایجان کنونی می دانند ) که برای این کار تاریخ نویسان و مورخان دلالیل گوناگونی گفته اند کشته میشود.
یکی از این دلایل این بود که مي گويند كوروش ابتدا به ملكه ماساژت ها كه بيوه پادشاه آنها بود ، پيشنهاد اتحاد داد و حتي از او خوستگاري كرد ، اما ملكه ماساژت ها از آن بيم داشت كه كشورش در دست شاهي كه تمام منطقه را تسخير كرده بود ، گرفتار شود. در نتيجه پيشنهاد كوروش را رد كرد. اما كوروش با راهنمايي بزرگان و درباريان خود و با ترفندهاي ويژه اي به كشور آنها حمله مي كند و سربازان هخامنشي موفق مي شوند پسر ملكه ماساژت ها اسير كنند. ملكه از ترفندهاي كوروش بسيار ناراحت مي شود و با باقي مانده سپاهيان خود به ايرانيان حمله مي كند. در اين نبرد كوروش پس از 28 سال پادشاهي كشته مي شود و سپاه ايران شكست مي خورد. اين رويداد در سال 530 (پ. م ) واقع شد. البته كوروش توانست به اعماق قلمروي سكاها نفوذ كند و ازآمودريا هم بگذرد ولي بخت با او يار نبود. برابر نوشته هاي هرودت كوروش قبل از جنگ با ماساژت ها در خواب ديده بود كه داريوش پسر بزرگتر هيستاسپ (ويشتاسب) ، بر روي دو شانه اش پرهايي دارد كه با يكي آسيا را پوشانده و با ديگري بر اروپا سايه افكنده است. داريوش در آن زمان نتها بيست سال داشت و در پارس بود ، كوروش از ديدن اين خواب بسيار هراسان شد و انديشيد كه شاهزاده جوان در فكر فرو ريختن شهرياري او است. بنابراين دستور داد كه داريوش را از پارس به نزد او بياورند. آنگاه كوروش به نگراني مهم تر خود كه جنگ با ماساژت ها بود برگشت ، اما متاسفانه در نبردي كه روي داد كشته شد.
اما دلیل دیگر اینکه ، ماساژت ها با حمله به نواحی مرزی ایران به قتل و غارت میپرداختند، کوروش نیز به سمت شمال شرقی کشور حرکت کرد. میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانهای بود که لشگریان کوروش باید از آن عبور میکردند. کوروش در استوانه حقوق بشر میگوید:
هر قومی که نخواهدمن پادشاهشان باشم من مبادرت به جنگ با آنها نمیکنم؛
این به معنی دمکراسی و حق انتخاب است؛ پس نمیتوان دلیل جنگ کوروش با سکاها را نوعی دلیل شخصی بین ملکه سکاها و کوروش دید چون این مخالف دمکراسی کوروش هست و اما جنگ با سکاها به دلیل تعرض سکاها به ایران و غارت مال مردم بود.
هنگامی که کورش به این رودخانه رسید، تهمرییش ملکه سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد. یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند.
کورش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی او، جنگ در خاک ایران را برگزیدند، اما کرزوس امپراتور سابق لیدی که تا پایان عمر به عنوان یک مشاور به کورش وفادار ماند، جنگ در سرزمین سکاها را پیشنهاد کرد.
استدلال او چنین بود که در صورت نبرد در خاک ایران، اگر لشگر کورش شکست بخورد تمامی سرزمین در خطر میافتد و اگر پیروز هم شود هیچ سرزمینی را فتح نکرد.
در مقابل اگر در خاک سکاها به جنگ بپردازند، پیروزی ایرانیان با فتح این سرزمین همراه خواهد بود و شکست آنان نیز تنها یک شکست نظامی به شمار رفته و به سرزمین ایران آسیبی نمیرسد.
کورش این استدلال را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. پیامد این نبرد کشته شدن کورش و شکست لشگریانش بود.
تهمرییش سر بریده کوروش را در ظرفی پر از خون قرار داد و چنین گفت: "تو که با عمری خونخواری سیر نشدهای حالا آنقدر خون بنوش تا سیراب شوی"
پس از این شکست، لشگریان ایران با رهبری کمبوجیه، پسر ارشد کورش به ایران بازگشتند
تصویر زیر سر بریده ی کوروش بزرگ را در ظرفی پر از خون میبنید ، این تصویر از روی تابلویی در موزه ی هنرهای عالی بوستن گرفته شده است . برای مشاهدی تصویر در سایت این موزه
اینجا کلیک کنید.
نقل قول: سوشیانت نوشته :
در جواب دوست عزیزمان بایستی عرض کنم.
هیچ دلیلی نداشت که در این بخش به داستان کشته شدن کوروش کبیر بپردازید چرا که:
حتما می خواید بگید که سیستانیها عامل قتل کوروش هستند!!!!
نیازی نیست ما از هیچ صفتی خوشحال یا ناراحت باشیم.
در زمان کوروش هیچ سکایی در سیستان وجود نداشت.نه تنها در سیستان بلکه در هیچ کجای ایران!
این رو هم بدانید که سکاها چند صد سال بعد از کشته شدن کوروش به سیستان می آیند و نام این منطقه را به سیستان تبدیل می کنند.
مرگ کوروش:528 قبل از میلاد
ورود سکاها به سیستان:128 قبل از میلاد
درواقع قبل از سکاها اقوام دیگری در سیستان میزیسته اند.
لغت نامه دهخدا:
رستم : رستم . [ رُ ت َ ] (اِخ ) پسر زال پهلوانی مشهور از اهالی زابلستان . ... گاهی او را رستم زال و گاهی رستم دستان و گاهی رستم زابلی و زاولی گویند. ...
رستم از نوادگان گرشاسب که اصلا هیچ ربطی به سکا نداره!پس قوم قبلی سیستان قبل از سکاها چیز دیگری بوده است.
بعد از کشته شدن کوروش کبیر و در زمان داریوش بزرگ تعدادی از سکاها حامی لشکر داریوش می شوند و عده ای از سکاها به سیستان می آیند و نام این منطقه را به اسم خود می زنند!
البته سند دقیقی از اینکه نام سیستان از کجا آمده وجود ندارد چرا که در زمان کوروش زرنج و نامهای دیگر داشته است.
داستان کشته شدن کوروش توسط ملکه سکا ها کاملا درست است اما می دانستید چند فقره سکایی در ایران وجود دارد؟سنگ نوشته ببیستون از چهار دسته سکاها در ایران صحبت کرده است!
و همینطور سکاها مردمانی جنگجو بوده اند و به دنبال لشکرکشی و ... بوده اند و به کلاه تیزها نیزمعروف بوده اند(اینها سربازان داریوش می شوند)
بایستی عرض کنم که هیچ یک از نژاد های آریایی وحشی و به قول شما خون آشام نبوده اند چرا که آریایی یعنی نجیب و آرام.در برخی سایتهای ضد ایرانی و ترک اینگونه کلمات دیده می شود که پارسیان را افرادی جنگ طلب و بی رحمو متجاوز می خوانند که احتمالا شما به سوی اینگونه لینکها هدایت شدید!
این انسانها دارای هوش و زکاوت بالایی بوده اند و به همین دلیل بیشتر به دنبال آبادانی و توسعه بوده اند.
دلیل نامگذاری سکاها هم این است که این آقایون و خانمها به ضرب سکه معروف بودند و از اینرو به آنان سکاها و در خیلی از منابع صراحتا سکه ها نام برده شده است.که نشان دهنده ثبت این اختراع از سوی اینان بوده است.
در شهر سوخته سیستان که متعلق به 5000 سال پیش است حتی یک قطعه کوچک از ابزار جنگی پیدا نشده است.و این دلیلی بود بر اینکه نژاد سیستانی تحت هیچ شرایطی به دنبال قتل و غارت نبوده است.
سکاهایی که در سیستان زندگی می کردند از نژاد هند و اروپایی بودند که شاخه ای از نژاد آریایی بوده مانند پارت ها و مادها و ...که وارد ایران می شوند.عده ای از سکاها به نقاط دیگر ایران و جهان می روند و بخشی از آنان به منطقه سیستان حرکت می کنند و در این سرزمین به دلیل دارا بودن آب و هوای منحصر به فرد آن ماندگار می شوند.سکاهای سیستان لشکر کشی نمی کنند بلکه در سیستان می مانند و به کشاورزی مشغول میشوند.
همچنین منابعی که مرگ کوروش رو توصیف می کنند به جنگ کوروش با سکاها اشاره می کنند و بعد تیره ماساژت را عنوان می کنند.کوروش برای رسیدن به ماساژت ها از رود جیحون می گذرد که در شرق خراسان قرار دارد و از تاجیکستان جاری می شود و هیچ ربطی به منطقه سیستان ندارد.چرا که سکاها بعد از قتل کوروش وارد سیستان می شوند.
همچنین بر روی سنگ نوشته خود کوروش نوشته شده است که بنده(به نقل از کوروش) یکی از افتخاراتم این است که فرمانروای زرنج بودم.زرنج که یکی از نام های قدیمی سیستان است(باز هم تعدد اسمی سیستان را می بینیم)و همیشه مورد تهاجم بوده است و هربار فردی توانا آن را به تصرف خود می گرفته است.حتی بعد از اسلام چندین بار مورد تهاجم قرار گرفت...
هنوز هیچ سند مستندی دلیل بر به وجود آمدن نام سیستان وجود ندارد و داستان سیوستان هم جزء شبهات است.
نقل قول: گنگاشک نوشته :
* بله در ایران ما 4 دسته سکا داشتیم .
* منظور من از سکاهای گفته شده ماساژت ها می باشد ، و همین ماساژتها و اقوام دیگر سکا به سیستان آمدند ، و این که گفتید قبل از سکاها اقوام دیگری می زیسته اند درست است .
* در مورد نام سیستان هم فرض های زیادی وجود دارد ، اما به نظرم سیوستان قوی تر است.
* این که سکاها اقوام وحشی و خون آشام هستند دیگر شکی نیست ، می توانید کتابهای تاریخی که خود ایران به چاپ رسیده اند را مطالعه نمایید ، آیا اینها در جمجمه افراد نوشیدنی و شراب نمیخوردند ؟
اما این دلیل بر وحشی بودن تمام اقوام آریایی نیست ، من خود به نژاد پارسی بودنم افتخار می کنم و اینکه میگویید من از سایتهای ضد ایران استفاده کردم اینطور نیست ، زنده باد شاهنشاهی بزرگ ایران .
* سکاها به دنبال آبادنی بودن ؟ ! ...
* در شهر سوخته هیچ ابزاز جنگی پیدا نشده ؟ درست ، مردمان این شهر بسیار متمدن بوده اند و همین امر دلیل بر این است که ما از نژادی به مانند سکایی نباشیم ، سکاها کجا و مردمان شهر سوخته کجا؟
البته برای این که شهر سوخته مربوط به سیستان باشد و مرمانش سیستانی باشند هنوز دلیل کافی وجود ندارد.
نقل قول: sistan-boy نوشته :
گنگاشک عزیز به نظر من هم حق با محمد جان هست!
شهر سوخته از نظر زمانی هم زمان با تمدن سومر در بین النهرین و تمدنهای هاراپا و موهنجودارو در شمال غربی پاکستان بود. بسیاری از باستان شناسان معتقدند که مردم این ناحیه از همان نژاد سومر یا آنوناکی بوده اند که از سیاره ی نیبیرو به زمین آمدند. شباهت مجسمه های یافت شده با آنچه که در هاراپا وموهنجودارو وجود داره این نظریه را اثبات می کند علاوه بر اینکه ابزارها و علوم پیشرفته ای که در شهر سوخته وجود دارد حکایت از شهری بزرگ و تجاری در ۶۰۰۰ سال پیش می کند.
علی رغم پیدا کردن بیش از ۴۰۰۰۰ اسکلت در گورستانهای این شهر هیچ کس موفق به شناسایی نژاد مردمی که در این ناحیه می زیستند نشده!
همین مشکل در خصوص شهرهای باستانی هاراپا و موهنجودارو نیز وجود داره و در نتیجه باستان شناسان را به این باور سوق داده که مردم از همان نژاد ناشناس سومری بوده اند که به مناطق خوش آب و هوای زمین در کنار رودخانه های عظیم کوچ می کردند و با یکدیگر ارتباطات تجاری داشتند.علاوه بر این جثه ی عظیم اسکلتها پس از پوسیده شدن در طول ۶۰۰۰ سال باز هم این باور را تقویت می کند که پهلوانان عظیم الجثه ی ایران باستان همچون گیو - گودرز - گرشاسب - سام و نریمان و رستم از همان نژاد بوده یا دورگه بودند!!!
در اسكلت هاي كشف شده افرادي با بلندي قد بين 3 تا 4 متر نيز كشف شده . يكي از بزرگترين اسكلتهاي كشف شده در جهان در شهر سوخته كشف شده كه متعلق به يك مردي بين 35 تا 40 ساله است كه دقيقا" 5 متر و بيست و يك سانتي متر قد داشته كه اين بلند ترين اسكلت ديده شده در عصر باستان است!!!
نکته ی آخر هم اینکه فکر نمی کنم از نظر زمانی درست باشه مردم شهر سوخته رو سیستانی بدونیم به دلیل تقدم اونها بر سیستانیان!
اما بر عکسش صادق میتونه باشه.
ببخشید پر گویی کردم
نقل قول: Goche Sisto نوشته :
ریشه یابی نژاد سیستانیان یکی از بحث بر انگیز ترین مباحث دیرینه شناسی اقوام ایرانی بوده است به طوری که همیشه سئوالات چالش بر انگیزی را با خود به بار می آورده است .
جی پی تیت، سفیر انگلیس در سیستان را به گمانم باید نخستین کسی دانست که فرضیه سکائی بودن سیستانیان را مطرح کرد؛
در میان سیستان پژوهان سیستانی نیز جواد محمدی خمک از مدافعین محکم این فرضیه می باشد؛ این در حالیست که سیستان پژوهانی به مانند ایرج افشار سیستانی و غلامعلی رئیس الذاکرین دهبانی به مخالفت با این فرضیه پرداخته اند .
باری من نیز در اینکه نام سیستان از سکائی ها گرفته شده باشد تردید دارم؛ چه می شود که قومی به یک دیار بیایند و نام خود را بر آن دیار بگذارند بدون آنکه نامی از مردمان بومی آن دیار برده نشود؟!
در این باره سخن ها فراوان دارم، پیش از این فرضیه بنی اسرائیل بودن سیستانیان را مطرح کرده بودم که بنا به دلایلی از ذکر آن در این جا معذورم .